صفحه حسین علایی

نامه الکترونیک چاپ PDF

 

بین ایران و ترکیه چه می گذرد؟

 

ترکیه همواره سعی کرده است از اختلافات بین جهان غرب و ایران حداکثر منفعت را ببرد.

ظرف یک سال گذشته و پس از آغاز تحولات در خاورمیانه میانه به ویژه پس از قیام مردم علیه قذافی در لیبی، ترکیه کوشیده است تا نقش پررنگی را در تحولات منطقه بر عهده بگیرد. نقشی که در حال حاضر این کشور را به یکی از بازیگران اصلی و منطقه ای در تحولات و نا آرامی های سوریه تبدیل کرده است. همزمان با اوج گیری درگیری ها در سوریه روابط این کشور با ایران نیز دارای نوسانات و افت و خیزهایی بوده است. برای واکاوی بیشتر نوع نگاه کنونی ترکیه به ایران، باید به این مسئله توجه داشت که جمهوری اسلامی ایران قبل از استقرار سامانه سپر دفاع موشکی ناتو در ترکیه همواره مخالفت خود را با این اقدام اعلام کرده است. ناتو یکی از اهداف استقرار این سامانه را مقابله با سامانه های موشکی دوربرد ایران اعلام کرده است و طبیعی است که جمهوری اسلامی چنین اقدامی را علیه خود ارزیابی کند و ناخشنودی خود را به ترکیه اعلام نماید. البته ترکیه که عضو قدیمی پیمان ناتو است در این حوزه مطیع تصمیمات ناتو است و در چارچوب سیاست های آمریکا عمل می کند.

پس از استقرار این سامانة موشکی، ترکیه تلاش کرده است به مقامات ایران اعلام کند که فقط بخش راداری این سامانه در خاک ترکیه استقرار یافته و سامانه های پرتاب موشکی در خاک این کشور وجود ندارد بنابراین تهدیدی متوجه ایران نیست در حالی که کارشناسان نظامی می دانند مهم ترین بخش یک سامانه موشکی همانا سامانه راداری آن است. بدون وجود رادارها، سامانه های موشکی نمی توانند هیچ موشکی را پرتاب کنند زیرا رادارها در واقع چشم های موشک ها هستند. بسیاری به یاد دارند که در جریان جنگ عراق با ایران، دولت فرانسه علاوه بر هواپیماهای میراژ، موشک های ضد راداری را نیز برای تجهیز این هواپیماها در اختیار عراق گذاشت که آنها ابتدا با این موشک های ضد رادار به رادارهای جستجوگر موشک های هاوک حمله می کردند و به این صورت امکان هرگونه اقدام دفاعی را از سامانه های موشکی ایران می گرفتند و بعد هواپیماهای دشمن به سایر اهداف خود حمله می کردند. البته ایران تا کنون نگذاشته روابط خوب خود با ترکیه تحت تأثیر جدی استقرار سامانه موشکی ناتو در خاک ترکیه قرار گیرد. ترکیه هم تلاش می کند تا حسن روابط خود با تهران را از عضویت در ناتو جدا نگاه دارد و از رابطه با ایران به عنوان امتیازی برای واسطه قرار گرفتن بین آمریکا با ایران در حوزه مسائل هسته ای بهره برداری کند.

از سوی دیگر تهران و آنکارا در مورد سوریه نظرات و رفتار کاملا متضادی با هم دارند. ترکیه رسما به دنبال ساقط کردن بشار اسد و همکاری با آمریکا و عربستان برای حمایت از مخالفین نظام بعثی سوریه است در حالی که ایران سرنگونی بشار اسد را خواستة غرب و اسرائیل می داند و معتقد است که به دلیل حمایت سوریه از جریان مقاومت در برابر اسرائیل باید با برنامه آمریکا و عربستان در خاورمیانه و بویژه در مورد سوریه مخالفت کرد. ترکیه هم اکنون به پایگاهی برای مخالفان بشار اسد تبدیل شده است و آمریکا و عربستان با توجه به همسایگی ترکیه با سوریه می خواهند از ظرفیت این کشور برای ایجاد تحولات مورد نظر خویش در سوریه و کنار زدن بشار اسد استفاده کنند در حالی که ایران به دنبال کمک به بشار اسد برای انجام اصلاحات و باقی ماندن در قدرت است.

آمریکا سوریه را متحد ایران در مقابله با اسرائیل می داند و سرنگونی بشار اسد را در راستای تضعیف جمهوری اسلامی در حمایت از حزب الله و حماس ارزیابی میکند و سوریه بدون بشار اسد را برای تعقیب اهداف خود در مسائل مربوط به فلسطین و اسرائیل ضروری می داند. با این وجود فعلا ایران و ترکیه نگذاشته اند تضاد نظرات و اقداماتشان در مورد سوریه، روابط دوجانبه آنها را تحت تأثیر جدی قرار دهد و همچنان با هم به چانه زنی بر سر سوریه ادامه می دهند.

همچنین ترکیه همواره سعی کرده است از اختلافات بین جهان غرب و ایران حداکثر منفعت را ببرد. ترکیه تلاش می کند در چارچوب تحریم های سازمان ملل علیه ایران اقدام کند و از سوی دیگر به عنوان کشوری برای حل برخی از مشکلات ایران در برابر تحریم ها عمل کند تا سود دلالی ناشی از این اقدام را برای ترکیه انباشت کند. ترکیه سعی دارد بنا بر خواست آمریکا خرید نفت از ایران را کاهش دهد و از سوی دیگر میزان نفت خریداری شده از ایران را با قیمتی کمتر از قیمت های بین المللی دریافت نماید. حزب عدالت و توسعه، رشد و توسعه اقتصادی ترکیه را در اولویت برنامه های خود می داند و از هر فرصتی برای نیل به این هدف استفاده می کند. در وضعیت کنونی تحریم های بین المللی علیه ایران بهترین فرصت را در اختیار دولتمردان ترک قرار داده است تا هم کالاهای ساخت ترکیه را راهی ایران کنند و هم از تحریم های پولی و بانکی ایران سود سرشاری را ببرند.

رفتار ترکیه در دوران جنگ صدام علیه ایران هم به همین صورت بود. در آن زمان تورگوت اوزال نخست وزیر ترکیه در سفر خود به تهران در مصاحبه ای در فرودگاه مهرآباد در پاسخ به این سوال که متجاوز در این جنگ کدام کشور است گفت: من به این موضوع کاری ندارم آنچه برای ترکیه مهم است این است که جنگ بین ایران و عراق چه فرصت هایی را برای ترکیه در حوزه های مختلف به ویژه اقتصاد ایجاد کرده است و ترکیه با هر دو کشور رابطه سیاسی و تجاری دارد.
به هر حال حفظ رابطه خوب با جمهوری اسلامی ایران همواره فرصت های فراوانی را برای ترکیه ایجاد کرده است. ترکیه بدون این که به دیدگاه ها و سیاست های ایران در مسائل خاورمیانه توجه کند راهبرد خود را برای تبدیل شدن به یک قدرت منطقه ای با توانمندی های اقتصادی بالا دنبال می کند و همواره یک کشور همکار غرب باقی خواهد ماند.

ترکیه سعی دارد در مسئلة هسته ای به عنوان واسطه بین ایران و کشورهای 1+5 عمل کند و ضمن پذیرش حق هسته ای ایران از سیاست غرب برای توقف غنی سازی در ایران حمایت کند. به هر حال به نظر می رسد نه ترکیه و نه ایران تمایلی به خراب شدن روابطشان با یکدیگر ندارند. سفر اخیر نخست وزیر ترکیه به ایران بیانگر علاقه ترکیه به واسطه بودن بین آمریکا و ایران در مسئلة هسته ای است و ترکیه تلاش دارد تا از حساسیت های ایران در مورد فعالیت های ترکیه برای ساقط کردن بشار اسد در سوریه بکاهد. اما طرح عدم تمایل ایران به برگزاری نشست مذاکره با کشورهای 1+5 در کشوری به غیر از ترکیه علامت ناخرسندی ایران از مواضع و رفتار ترکیه است و اظهار نظر نخست وزیر ترکیه مبنی بر تأیید نظر ایران در مورد حرمت شرعی ساخت سلاح هسته ای نشانگر علاقة ترکیه به حفظ موقعیت خود در اختلاف هسته ای بین آمریکا با ایران است.

در مجموع ترکیه به دنبال افزایش وزن و نقش خود در خاورمیانه به ویژه به عنوان رابطی بین کشورهای غربی و جهان اسلام است.ترکیه سعی دارد تا در مسائل مربوط به فلسطین از حماس حمایت کرده و در عین حال رابطة خود را با اسرائیل را حفظ کند تا بتواند در برنامه های آمریکا در مورد مذاکرات اسرائیل با فلسطینی ها نقش موثری داشته باشد. از سوی دیگر ساختار حکومتی ترکیه به عنوان الگویی در جهان عرب مورد توجه آمریکا است که می تواند نقش الگو بودن جمهوری اسلامی را کاهش دهد. بنابراین از دید غرب توسعة نفوذ ترکیه به مفهوم کاهش نفوذ ایران در جهان اسلام به ویژه در قیام های علیه دیکتاتوری در کشورهای عربی خواهد بود.

ترکیه و عربستان هر دو از متحدین آمریکا در خاورمیانه هستند و بنابراین آمریکا به دنبال نزدیک تر شدن روابط ترکیه و عربستان است. از سوی دیگر در حال حاضر منافع عربستان و ترکیه در سوریه با هم همسو شده است و هر دو کشور به دنبال سرنگونی رژیم سوریه هستند تا در آنجا دولتی همسو با سیاست های غرب بر سر کار آید. بعید به نظر می رسد که این دو کشور به دنبال ایجاد دموکراسی در سوریه باشند زیرا عربستان دارای نظامی پادشاهی است که دورترین نظام نسبت به دموکراسی است و ترکیه هم به دنبال روی کارآوردن اخوانی ها در سوریه است که از نظر ایدئولوژی با حزب عدالت و توسعه نزدیک هستند. به هر حال در وضعیت فعلی، ترکیه نقش رقابت با ایران را در خاورمیانه بازی می کند و از سوی دیگر در حال حاضر سیاست همکاری و رقابت با جمهوری اسلامی را در پیش گرفته است و ایران هم به دنبال همکاری با ترکیه در حوزة منافع مشترک است.

در نهایت ایران یکی از همسایگان مهم ترکیه است که نقش مهمی را در ثبات ترکیه ایفا می کند. همچنین تشنج ارتباط غرب با ایران تا کنون به نفع ترکیه تمام شده است و ترکیه از این موضوع به نفع منافع ملی خود استفاده کرده است. مسئلة هسته ای ایران فرصت مناسبی را برای افزایش وزن سیاسی ترکیه در خاورمیانه ایجاد کرده است. با توجه به نیاز غرب به مذاکره با ایران، در اوضاع کنونی آنکارا خود را در نقش میانجی در مسئلة هسته ای ظاهر کرده است. البته ترکیه تمایل دارد در حل و فصل مسئله هسته ای ایران جایگاهی را برای دیپلماسی خود تعریف کند و در نهایت بتواند در روند این موضوع موثر باشد. چنین سیاستی ظرفیت ترکیه را برای نقش آفرینی های بیشتر در مسائل خاورمیانه افزایش می دهد.
مهم ترین متغیرهای همگرایانه در روابط ایران و ترکیه را می توان در مکمل بودن اقتصاد و سیاست ترکیه و ایران دانست. ترکیه به برکت ناسازگاری غرب با ایران در حال تبدیل شدن به هاب انرژی منطقه است. نه تنها خطوط نفت دریای مازنداران مثل خط باکو- جیهان و نیز خط ناباکو به جای عبور از ایران از این کشور گذر می کند بلکه ترکیه از طریق انتقال گاز ایران به آن کشور، به عنوان صادر کننده به اروپا سود سرشاری را می برد. همچنین ترکیه دارای معادن نفت و گاز نیست و ارزان ترین نیاز خود در این زمینه را از ایران تأمین می کند. ایران خریدار محصولات ساخت ترکیه به قیمت تعطیل شدن کارخانجات خود است و اقتصاد ترکیه از ظرفیت بازار بزرگ ایران بهرة کافی را می برد. همچنین ترکیه و ایران دو کشور همسایه هستند که نیاز به ثبات یکدیگر دارند.از سوی دیگر ایران یکی از مسیرهای صادرات کالاهای ترکیه به کشورهای آسیای مرکزی است.

اما مهم ترین متغیرهای واگرایانه بین دو کشور این است که ترکیه در اردوگاه سیاست های غرب عمل می کند. عضو ناتو است و با آمریکا روابط خوبی دارد اما جمهوری اسلامی ایران مخالف سیاست های آمریکا و ناتو در خاورمیانه است و خود سیاست مستقلی را دارد. معتقد به حمایت علنی از فلسطینی ها برای کسب حقوق خود و بازگشت آوارگان فلسطینی به سرزمین اصلی خویش است و با اسرائیل مبارزه می کند در حالی که ترکیه از قدیمی ترین کشورهای جهان اسلام است که با اسرائیل نه تنها روابط سیاسی بلکه رابطة نظامی دارد. از نظر ایدئولوژی هم دو کشور با هم همگرایی ندارند گرچه سعی می کنند که به اختلافات خود دامن نزنند. مسئلة کردها هم به عنوان متغیر گاهی همگرا و گاهی واگرا در روابط دو کشور نقش ایفا کرده است. به هرحال نیاز هر دو کشور به یکدیگر موجب خواهد شد تا در کوتاه مدت از بروز تشنج در روابط بین دو کشور پرهیز شود و روابط دو کشور همچون گذشته ادامه یابد. البته سرنوشت سوریه می تواند در این روابط تأثیرگذار باشد.

------------------------------------------------------------------

زمزمه های تغییر کمپ دیوید جدی است

در جریان مبارزات انتخاباتی که همه نامزدهای انتخابات ریاست جمهوری در پی جلب آرای مردم بودند و با توجه به تمایلات مردم علیه اسرائیل، بر ضرورت بازنگری در معاهده کمپ دیوید، تأکید می ورزیدند.

*حسین علایی

 

شاید بتوان بزرگترین نتیجه و دستاورد انقلاب مردم مصر را تسلیم شدن دولت نظامی این کشور در برگزاری انتخابات پارلمانی و ریاست جمهوری دانست. پس از انقلاب 25 ژانویه، پیروزی گسترده اسلام گرایان در انتخابات مجلس، مردم مصر را یک گام دیگر در تثبیت پیروزی انقلاب خود جلو برد.

اما هم اکنون پس از گذشت دهها سال مردم مصر با شرکت در انتخابات ریاست جمهوری که در سوم و چهارم خرداد ماه 1391 برگزار شد، آماده می شوند تا عالی ترین مقام کشور را تعیین نمایند و از این طریق سایر مسئولین کشور را با رأی خود انتخاب کنند. این انتخابات چهره جدیدی از کشور مصر در افکار عمومی مردم جهان و نیز در صحنه روابط بین المللی خواهد ساخت.

با رد صلاحیت جمع زیادی از نامزدهای ریاست جمهوری از عمر سلیمان گرفته تا خیرات الشاطر، رقابت بین 13 نفر نفر محدود شده بود که در این میان 4 نفر از اقبال بیشتری برخودار بودند. با این توصیف می توان گفت که نامزدهای ریاست جمهوری از دو طیف عمده اسلام گراها و سکولارها(جریان ملی- لیبرال) تشکیل شده بودند. محمد مرسی و ابوالفتوح از جریانات اسلام گرا و عمرو موسی و احمد شفیق هم از جریانات سکولار محسوب می شوند.

در جریان مبارزات انتخاباتی همه نامزدهای انتخابات ریاست جمهوری در پی جلب آرای مردم بودند و با توجه به تمایلات مردم علیه اسرائیل، بر ضرورت بازنگری در معاهده کمپ دیوید، تأکید می ورزیدند. حتی کسانی چون احمد شفیق که آخرین نخست وزیر دوران حسنی مبارک بوده است از افتخار شرکت خود در جریان جنگ بین مصر و اسرائیل در سال 1969 یاد می کرد. طبیعتا این امر اتفاق میمونی است که مردم مصر پس از آزادی از چنگ رژیم دیکتاتوری حسنی مبارک، تهدید اصلی علیه کشور خود را رژیم نژاد پرست اسرائیل می دانند و به دنبال آنند تا پس از تشکیل دولت جدید در معاهده صلح بین مصر و اسرائیل که در سال 1979 به امضاء رسیده است، تجدید نظر کنند.

اما باید توجه کرد که یکی از مهم ترین موضوعات برای مردم مصر در وضعیت فعلی این است که آیا با برگزاری انتخابات ریاست جمهوری، مردم به صورت واقعی بر سرنوشت خود حاکم خواهند شد یا این که نظام سابق دوباره از طریق انتخابات خود را بازسازی خواهد کرد و افراد و روش های رژیم سابق به حاکمیت باز خواهند گشت؟ معمولا در همۀ کشورهایی که با انقلاب مردم مواجه می شوند ساختارهای نظام های گذشته تمایل به حفظ و بازسازی خود دارند و سعی می کنند تا با تغییر شیوه ها و موجه معرفی کردن چهرۀ افراد و شخصیت های وابسته به نظام گذشته از اضمحلال خود جلوگیری کنند و دوباره و آرام آرام ساختارهای استبدادی گذشته را احیا نمایند. مصر هم از این سنت تاریخی برکنار نیست و هم اکنون افرادی از نظام سابق مثل احمد شفیق به دنبال کسب رأی مردم برای نشستن بر کرسی ریاست جمهوری هستند.

آنها معتقدند کسی بیشترین رأی را می آورد که مردم بیش از همه او را "دیده" باشند، در باره وی "شنیده" باشند و با او "ملاقات" کرده باشند. در همین حال بین نامزدهای اسلام گرا اختلافاتی وجود دارد و آنها در جریان مبارزات انتخاباتی بعضا به تخریب چهره های یگدیگر می پرداختند و این بهترین فرصت را در اختیار افراد باقی مانده از رژیم سابق گذاشت تا با کاهش رأی اسلام گرایان آرای کافی را برای رسیدن به دور دوم انتخابات ریاست جمهوری به دست آورند. بنابراین در اوضاع کنونی وحدت بین اسلام گراها بسیار مهم است و در دور دوم نیاز به همگرایی بین آنان اهمیت بیشتری دارد. به هر حال در صورت رأی آوردن نامزد اخوان المسلمین می توان امیدوار بود که مصر به سمت دوری از رژیم استبدادی و کندن از وابستگی پیش برود، گرچه آفت بزرگ برخی از کشورهای انقلاب کرده دور شدن از انتخابات آزاد، عادلانه، سالم و رقابتی پس از یک دوران مردم سالاری است.

 

-----------------------------------------------------------

جایگاه عملیات خیبر در جنگ تحمیلی

حسین علایی

مقدمه

هم اکنون 27 سال از پایان یکی از طولانی ترین جنگ های قرن بیستم می گذرد. جنگ حکومت بعثی عراق با جمهوری اسلامی ایران،یکی از رویدادهای مهم تاریخی بین دو کشور همسایه است که از نقاط عطف تاریخ سیاسی و اجتماعی ملت های ایران و عراق است. صدام حسین که این جنگ خونین را آغاز کرد نه تنها به پیروزی در آن امیدوار بود بلکه در پی کسب دستاوردهای عظیم آن برای توسعة قدرت خود در منطقة خلیج فارس بود. اما اگرچه ابتکار عمل شروع جنگ با عراق بود ولی بلافاصله مردم ایران با حضور داوطلبانه در جبهه ها و با کمک نیروهای مسلح مقاومتی را شکل دادند که چون با انگیزة الهی بود،امام خمینی آن را "دفاع مقدس" نامیدند. برای اولین بار پس از گذشت حدود 200 سال از شکست های ایران در برابر جنگ های منطقه ای، رزمندگان اسلام توانستند با تکیه بر مکتب اسلام اکثر سرزمین های ایران را از اشغال متجاوزان بعثی رها سازند و استقلال و تمامیت ارضی کشور را حفظ کنند.  اما این دفاع حدود هشت سال به طول انجامید و هرچه از زمان شروع جنگ می گذشت حمایت قدرت های بزرگ و کشورهای عربی حوزة خلیج فارس از صدام حسین بیشتر می شد. این امر موجب شد تا جنگیدن با قوای ارتش بعثی روز به روز مشکل تر شود و سلاح های پیشرفته تر و دارای قدرت تخریب بیشتری از سوی عراق علیه رزمندگان اسلام بکار گرفته شود. تقویت تسلیحاتی و حمایت های سیاسی از حکومت دیکتاتوری صدام حسین، کار را برای پایان دادن به حاکمیت استبدادی حاکم مادام العمر عراق سخت تر کرد. آرام آرام دامنة جنگ توسعه پیدا کرد و حجم خسارات و تخریب ها افزایش یافت و نفوذ به عمق مواضع ارتش عراق مشکل تر شد. در چنین وضعیتی رزمندگان اسلام به دنبال یافتن راه کارهایی بودند تا بتوانند علیرغم برتری تسلیحاتی دشمن،مواضع وی را به تصرف درآورند و صدام را وادار به قبول شکست بنمایند. عملیات خیبر که از روز سوم اسفند ماه 1362 آغاز شد در چنین شرایطی انجام شد. در این مقاله اشارة کوتاهی به این عملیات می شود و اوضاع و احوال آن روزها و نیز سیر عملیات به صورت مختصر مورد تجزیه تحلیل قرار می گیرند.

لزوم تغيير در بينش عملياتي

عملیات هایی که پس از فتح خرمشهر برنامه ریزی، طراحي و اجرا گردید، نتوانست موفقیت های نظامی سال دوم جنگ را تداوم بخشد. ارتش بعثی عراق با بهره گیری از تجربیات چهار عملیات مهم ثامن الائمه، طریق القدس، فتح المبین و بیت المقدس توانست وضعیت و آرایش نیروهای خود را در جبهه های جنگ به گونه ای فراهم آورد که ضعف ها و نقایص دفاعی خود را پوشانده و امکان رخنه نیروهای پیاده را به عمق مواضع خود، ندهد. بر همین اساس عملیات های رمضان، والفجر مقدماتی و عملیات والفجر1 با دستاوردهای مطلوبی همراه نشد. در چنین اوضاعی یا می بایستی در میزان و نوع"تجهیزات و جنگ افزارهای" و نیز تعداد یگان های رزمی رزمندگان اسلام، تحولی رخ می داد و یا اگر امکان افزایش توان رزمی خودی وجود نداشت،"ابتکار عمل جدیدی" اتخاذ می گردید، به گونه ای که ارتش عراق از قبل درباره این "تدبیر جدید" چاره اندیشی نکرده باشد. بنابراين برنامه ریزان عملیات یا بایستی طرح مانور را تغییر می دادند یا زمین جدید و متفاوتی را برای انجام عملیات در نظر می گرفتند.در چنین شرایطی، اتخاذ تدابیر جدید در طرح ریزی عملیات به منظور تغییر موازنه قوا به نفع جمهوری اسلامی ایران صورت می گرفت. برخي از تحولاتي كه در بينش عملياتي فرماندهان جنگ رخ داد به شرح ذيل قابل ذكر است:

ابتکار در تعیین و انتخاب منطقه عملیاتی

در شرايط محدود شدن سرزمين هاي مناسب براي طرح ريزي انجام عمليات هاي موفق، سپاه سعی کرد، سرزمین جغرافيايي و جبهه ای را برای طرح ریزی عملیات خود، انتخاب نماید، که بتواند :

الف- با استفاده از عوارض زمين و توانايي هايي كه جغرافياي جبهه نبرد در اختيار رزمندگان مي گذارد، توازن نظامي را به نفع خود تغییر دهد.

ب- ارتش عراق، تمایل جنگیدن در آن منطقه را نداشته باشد و مناطق دیگری را برای درگیری و نبرد، ترجیح دهد.

با بررسی هاي بعمل آمده به منظور انتخاب جغرافیای مناسب براي منطقه جديد عملیات، منطقه هور با شرايط فوق سازگاري بيشتري داشت. زیرا تصور ارتش عراق از منطقه چزابه تا طلائیه نیزارهای غیر قابل عبور بود و سپاه هم فکر می کرد که ارتش عراق در این منطقه با تانک و توپ خود نمی تواند با رزمندگان بجنگد.

 

[1]

یافتن نقاط ضعف کلیدی

يكي از وظایف اصلي و مأموريت هاي مهم سامانه های اطلاعات نظامی، تشخیص نقاط ضعف دشمن و کمک به ارائه سناريوها و راهکارهایی مناسب برای حمله به آنها می باشد. در شناسایی هایی که بر روی نحوه آرایش و مواضع و همچنین جغرافیای گسترش قوای ارتش عراق صورت می گرفت، تلاش اصلی بر این بود تا با کسب اطلاعات دقیق از نحوه آرايش يگان هاي  دشمن، به نقاط ضعف اساسی وی جهت طرح ریزی تاکتیک طرح مانور عملیات، پی برده شود. با بررسي هاي به عمل آمده مشخص گرديد كه حمله از آبگرفتگی عظیم هورالهویزه به مواضع ارتش عراق در حوالي جاده بصره – بغداد، استفاده مناسب از نقطه ضعف دشمن در اين منطقه تلقی مي گردد.

پرهیز از تک جبهه ای وتلاش برای دور زدن قوای دشمن

در طرح ریزی های عملیاتی، یکی از نکاتی که بسیار مورد توجه فرماندهان و برنامه ریزان هر عملیات قرار داشت، پرهیز از تک جبهه ای و برخورد با عمده قوای دشمن در آغاز عملیات بود. بخصوص تلاش می شد حتي الامكان موانع و استحکامات دشمن را دور زده و از درگیر شدن با نقاط قوت دشمن، اجتناب گردد.در طرح ريزي و اجراي هر عملياتي كه این تدبیر رعایت نگردیده است، تک انجام شده مقرون به موفقیت کامل نبوده است. عمده عمليات هاي انجام شده پس از عمليات رمضان داراي چنين اشكالي بوده اند.

در تاکتیک هاي اجرای هر عملیاتی، طرح ریزی وانجام مانور احاطه ای و حمله به خطوط مواصلاتي و عقبه های پشتیبانی و تدارکاتی دشمن، همیشه در دستور کار یگان ها قرار داشته است. سعی فرماندهان بر این بود تا به جای فرسوده نمودن توان رزمندگان در برخورد رودررو با خطوط مستحكم دشمن وانجا تک جبهه ای، مواضع اصلي یگان های ارتش عراق را دور زده و قواي عراق را وادار به تسلیم نمایند.حمله به خطوط ضعیف دشمن وتلاش برای نفوذ عمیق در مواضع ارتش عراق هم یکی از شیوه هایی بود که موفقیت های زیادی را در بر داشت.

غافلگیر نمودن دشمن و انجام تک شبانه

با توجه به آنکه در تمامي عمليات ها، معمولاً استعداد و حجم قوای ارتش بعثي بر توان رزمی ایران برتری داشته است، بنابراین تنها راه حل برای انجام عملیات های موفق، غافلگیر کردن دشمن در سطح راهبردي و تاکتیکي بوده است. زمانيكه ارتش عراق به لحاظ منطقي و از ديد نظامي، احتمال حمله قواي ايران از منطقه اي معين را نمي دادند، بهترين شرايط غافلگيري ايجاد مي شد. در واقع طرح ريزي عمليات بايد به گونه اي مي بود تا دشمن در تصور و تفكر خود، غافل شود.از سوی دیگر،برتری توان زرهی ارتش عراق بر نیروهای ايراني و افزایش قابلیت تانک ها و زره پوش ها در روشنایی روز، باعث شد تا رزمندگان اسلام از شب، به عنوان پرده استتار و راه نزدیک شدن مطمئن به قوای زرهی دشمن و انهدام آنها استفاده نماید. در واقع بهره گیری از تاریکی شب از توان رزمی دشمن کاسته و بر قدرت تهاجمی و توان رزمی نیروهای خودی، می افزود. نوع منطقه عمليات، مي توانست امكان استفاده از تاريكي شب را افزايش و يا كاهش دهد.

عملیات ضد زره

در صحنه عملیات، مهم ترین اقدام از کار انداختن قدرت ضربت زرهی ارتش عراق بوده است، بنابراین سازماندهی واحدهای ادوات برای انجام عملیات ضد زره با استفاده از موشک های تاو، مالیوتکا و راکت اندازهایی مانند آر پی جی 7 و بازوکا، اهمیت زيادي می یافت.

نکات فوق، تحولي بود كه به تدريج در تفكر و بينش فرماندهان ايجاد گرديده و بر اساس آن، اقدامات ارزشمندی در چگونگي انتخاب منطقه و طرح ريزي صحنه عملیات، به وقوع پيوست.

شناسايي منطقه هور

همزمان با انجام عمليات رمضان، استفاده از آب گرفتگي هور به منظور استفاده از فضاي آن، جهت غافلگير كردن ارتش عراق، مورد توجه قرار گرفت. پس از پایان عملیات والفجر 4 فرمانده وقت سپاه به شهید علی هاشمی که در سال آخر جنگ، مفقود گردید مأموریت داد تا قرارگاه نصرت را كه در منطقه هورالهویزه، تشکیل شده بود بطور تمام وقت فعال نموده و بر روی این منطقه مطالعه و اطلاعات لازم را از وضعیت دشمن بدست آورد. شناسائي ها و بررسي هاي انجام شده در منطقه هور، مقدمه اي براي پيشنهاد اين منطقه جهت اجراي عمليات گسترده بود و موجب شد تا به منظور در هم شکستن بن بست نظامي در جنگ، عملیات خیبر طرح ریزی و اجرا گردد. با پايان يافتن عمليات والفجر 4 در اواخر مهرماه 1362، انجام عملیات در آبگرفتگی بزرگ هور و عبور از آن براي رسيدن به ساحل شرقي رودخانه دجله در دستور كار سپاه قرار گرفت. هورالهويزه داراي وسعتي بيش از 3 هزار كيلومتر مربع بود. مهمترين مسئله براي رسيدن يگان هاي عملياتي به جاده بصره ـ عماره، چگونگي عبور آنها از آبگرفتگي هور و چگونگي تدارك آنها پس از تصرف منطقه شرق دجله بود. بنابراين علاوه بر اهميت ميزان استعداد يگان هاي ارتش عراق در منطقه مورد نظر براي عمليات، آشنايي و تسلط بر هور به منظور يافتن راهكارهايي براي عبور ده ها هزار نيروي رزمي از آن، بسيار مهم تلقي مي شد. با مطالعات صورت گرفته مشخص گرديد كه هور داراي ويژگي هاي مخصوص بخود و برخوردار است از انواع پوشش گياهي و داراي عمق متفاوت آب است. پوشش گياهي هور از ساحل تا عمق 5/1 متر را گياهاني به نام چولان تشكيل مي دهد. وقتي عمق آب بيشتر مي شود گياهي نرم به نام " بردي " مي رويد. در جايي كه آب داراي عمق بيشتري است نيزارها پديدار مي شوند كه ارتفاع آنها تا 5 متر هم مي رسد و بسيار بهم فشرده هستند. مردم محلي از اين ني ها براي سوخت و سرخ كردن ماهي استفاده مي كنند. هور داراي ماهي هاي بسيار لذيذ و خوشمزه اي است.[2] هور يك منطق وسيعي از نيزارهايي بود كه داراي عمق هاي متفاوتي بود از نيم متر شروع و تا 3 و 5 متر هم مي رسيد. تردد از بين نيزارها فقط با قايق هاي باريك درازي كه با پارو حركت مي كرد امكان پذير بود. در بين اين نيزارها آبراه هايي به عرض 5/1 تا 2 متر ايجاد شده بود. هواي آن مرطوب و خفقان آور و داراي پشه هايي با نيش هايي بلند بود. مردم محلي در اين فضا بر روي نيزارها خانه هايي را جهت زندگي احداث كرده و از طريق ماهيگيري و با تكيه بر بلم ها زندگي خود را مي گذراندند. براي آماده سازي عمليات خيبر حدود 300 مأموريت شناسايي در هور و حدود 100 مأموريت شناسايي در خشكي و در مناطق چزابه، طلائيه و زيد انجام گرفت.[3] اين شناسائي ها عمدتاً ظرف مدت 6 ماه انجام شد. گروه هاي شناسايي از آبراه ها، معابر، سيل بندها و جزاير مجنون شمالي و جنوبي و همچنين جاده ها و بزرگراه هاي عراق در استان هاي عماره و بصره عكس و فيلم تهيه كردند. به منظور استفاده از بلم هاي سبك تر، قايق هايي از جنس فايبركلاس طراحي و ساخته شد. ويژگي اين قايق ها آن بود كه پس از واژگون شدن، غرق نمي شد و سرنشينان آن مي توانستند خود را نجات دهند.[4] براي انجام شناسائي هاي دقيق تر از منطقه نهر صوئيب و شهر القرنه و نيز جاده بصره ـ عماره و وضعيت رودخانه دجله يك گروه شناسائي با كمك عشاير عراقي به مدت يك هفته به داخل خاك عراق رفته و اين مناطق را با دقت شناسائي كرده و عكس و كالك از آنها تهيه كردند. پس از تكميل شناسائي ها و قطعي شدن عمليات، در مسير آبراه ها و در تقاطع ها تابلوهايي به عنوان علائم راهنمايي براي عبور قايق ها نصب گرديد. از سوي ديگر در مسيري كه قرار بود بالگردهاي هوانيروز نيروها را جابجا كنند با نصب ميله هاي شش متري و آويزان كردن فانوس نفتي و سطل هاي قرمز رنگ بر روي آنها، جهت عبور بالگردها مشخص گرديد. انتخاب فصل زمستان براي عمليات نيز بدليل خنك بودن هوا و بالا آمدن آب هور كه براي عبور قايق ها مناسب تر بود تا حدي از مشكلات عبور نيروها از هور كاست.[5] كار شناسايي هور در اوايل زمستان 1362 به مراحل نهايي خود نزديك شد.به منظور آماده سازی ذهنی فرماندهان یگان های سپاه برای انجام عملیات در منطقة آبی هور،سفری به جزیرةکیش در خلیج فارس برای آنها ترتیب داده شد تا با وضعیت حرکت در دریا آشنا شوند.پس از این سفر بود که آنها برای انجام عملیات در منطقة هور توجیه گردیدند.

خروج از بن بست

در شرایط زمانی پس از عمليات هاي والفجر که انجام عملیات های بزرگ و موفق، با ناکامی مواجه شده بود، فرمانده سپاه دو راهکار پیش روی خود داشت. يكي تغيير رويكرد و ديگري تغيير جغرافياي منطقه عمليات بود. براي خارج شدن از وضعيت پديد آمده در جبهه ها و فائق آمدن بر قدرت زرهي ارتش عراق، نياز به آن بود تا رویکرد نظامی ايران از تکیه بر نیروهای پیاده به استفاده از واحدهاي زرهی و مکانیزه تغییر كرده و مانور عملیاتی با تغيير توانمنديها، طرح ريزي گردد. طبيعي است که این امر مستلزم زمان، آموزش و بودجه سنگین بود و شرایط کشور و وضعیت جبهه ها، این فرصت ها را در اختیار تصمیم گیرندگان قرار نمی داد. از سوی دیگر کشورهای مهم دنیا، سلاح و تجهیزات مورد نیاز را به ایران نمی فروختند.

راهکار دوم، تغییر منطقه نبرد یعنی تغییر زمین مورد نظر برای طرح ریزی عملیات بود. فعاليت هاي شناسايي قرارگاه نصرت، نشان داد كه امكان دسترسي به منطقه شرق رودخانه دجله از طريق آبگرفتگي هور امكان پذير است. منطقه هورالهویزه به این دلیل برای انجام عملیات خیبر انتخاب شد که ارتش عراق قادر نباشد از قابلیت ها و توانمنديهای خود، بطور کامل برای مقابله با نیروهای ایرانی استفاده کند، در حقیقت در انتخاب منطقه هورالهويزه جهت اجراي عمليات خيبر، ابتکار عمل و خلاقیت، جایگزین کمبود منابع نظامی و قدرت جنگي مورد نياز شد تا بن بست بوجود آمده در پیشروی رزمندگان به سوی مواضع دشمن، شکسته شود.

تشکیل قرارگاه خاتم الانبیاء (ص)

پس از عملیات رمضان، اختلاف نظر بین سپاه و ارتش توسعه يافت. اين اختلافات با ناكامي در عمليات هاي والفجر مقدماتي و والفجر 1 افزايش يافت. عمده اين اختلاف به نوع تفکر و نیز در نحوه اداره و فرماندهی یگان ها در عمليات، باز مي گشت و از آنجا که رییس جمهور امکان حضور فعال درصحنه را نداشت، اين امر موجب شد تا امام خميني قبل از آغاز عمليات خيبر، طي حكمي در 30 بهمن 1362 حجت الاسلام و المسلمین آقاي هاشمي رفسنجاني را به سمت فرماندهي دنباله عمليات والفجر نصب كردند و توفيق و پيروزي قواي اسلام بر كفر را از خداوند تعالي خواستار شدند[6]. در این زمان اکثر شهر ها و سرزمین های اشغالی از دست ارتش عراق آزاد شده بودو برنامه ایران ادامه جنگ در خاک دشمن به منظوریافتن راهی جهت پایان دادن به جنگ بود. در سال 1362 قرارگاه خاتم الانبیاء با حضور آقای هاشمی رفسنجانی به منظور هماهنگي بين ارتش و سپاه تشکیل شد. از این زمان به بعد ایشان هماهنگی و هدایت عملیات ها را برعهده گرفتند. فرمانده جنگ از ستادي برخوردار بود كه طرح عمليات خيبر توسط افراد آن ستاد شامل سرهنگ موسوي قويدل رئيس ستاد،رحيم صفوي جانشين رئيس ستاد،حسين علايي مسئول عمليات و سرهنگ سيروس لطفي جانشين مسئول عمليات با كاربرد دو قرارگاه كربلا (ارتش) و نجف (سپاه پاسداران) تهيه گرديد. ارتش و سپاه رويه هاي متفاوتي در شيوه جنگيدن، داشتند و به سادگي با هم هماهنگ نمي شدند. طبيعت و ماهيت و تاكتيك هاي جنگي اين دو سازمان با هم متفاوت بود. حدود 20 جلسه براي هماهنگي فرمانده سپاه و فرمانده نيروي زميني ارتش گذاشته شد كه برخي از جلسات در محضر امام خميني تشكيل مي شد. شهيد صياد شيرازي معتقد بود، ارتش فرماندهي جبهه را داشته باشد و سپاه زير فرمان وي عمل كند ولي اين طرح عملي نبود زيرا در آن زمان اكثريت قدرت رزمي با سپاه بود و سپاه عملاً عمليات ها را طرح ريزي و با كمك يگان هاي خط شكن خود آنها را به اجرا در مي آورد. در نهايت قرار شد سپاه و ارتش با دو قرارگاه جداگانه، عمليات هاي مربوط به خود را طرح ريزي و با كمك يكديگر به اجرا در آورند و نوعي تقسيم كار بين آنها براي عمليات خيبر صورت گرفت.[7] به هر حال، عملیات خیبر اولین عملیاتی بود که با فرماندهی جدیدی صورت گرفت و يك فرمانده خارج از حوزة نیروهای مسلح، بالاي سر فرماندهان سپاه و ارتش قرار داشت.

اجلاس سران كنفرانس اسلامي در مراكش

در 26 دي ماه 1362 اجلاس سران كشورهاي عضو سازمان كنفرانس اسلامي در كشور مراكش تشكيل شد. ايران در اين اجلاس شركت نكرد. زيرا اكثريت شركت كنندگان را كشورهاي مخالف ايران تشكيل مي دادند.[8] ملك حسن پادشاه مراكش نيز بشدت مواضع ضد ايراني داشت و در همان ايام تظاهر كنندگان مراكشي عكس هاي امام خميني را با خود در خيابان هاي اين كشور حمل مي كردند كه بيانگر علاقه مردم آن كشور به انقلاب اسلامي بود. در نا آرامي هاي آن كشور در اوايل بهمن ماه سال 1362 بيش از 400 نفر از مردم كشته شدند. پادشاه اين كشور ايران را متهم به شركت در حركت هاي مردمي آن كشور مي كرد. به هر حال گرچه سازمان كنفرانس اسلامي نقش چنداني در مسائل سياسي و حل مناقشات بين كشورهاي اسلامي نداشت ولي به هر حال عدم حضور ايران در اينگونه اجلاس هاي منطقه اي و بين المللي موجب اتخاذ تصميماتي عليه جمهوري اسلامي مي شد.

حمله به مناطق مسكوني و تصميم به مقابله به مثل

در ادامه حملات عراق به شهرها و مناطق مسكوني، هواپيماهاي جنگي عراق در روز شنبه 8 بهمن 1362 از ارتفاع بالا بر فراز تهران پرواز و ديوار صوتي را در اين شهر شكستند. از سوي ديگر مقامات عراقي طي مصاحبه هايي به تهديد ايران ادامه دادند و صدام حسين نيز تهديد كرد كه 11 شهر ايران را مورد هدف قرار خواهد داد. ايران تا اين زمان از طرح مسئله مقابله به مثل خودداري مي كرد و به دلايل انساني تلاش داشت تا مسئله مردم عراق را از حكومت آن كشور جدا نگاه كند. از سوي ديگر مردم شهرهاي جنوبي عراق از ديد ايران همراهان آينده انقلاب اسلامي تلقي مي شدند و ايران از اينكه به آنها آسيبي برسد اجتناب مي ورزيد. به هر حال تداوم حملات به شهرهاي ايران و تهديد جديد رئيس جمهور عراق، باعث شد كه نخست وزير ايران در 14/11/1362 طي اعلاميه اي عراق را تهديد نمود. با شدت گرفتن احتمال حمله مجدد عراق به شهرها و مناطق مسكوني حضرت امام خميني در ديدار رئيس جمهور با ايشان در 17/11/1362 موافقت نمودند كه اگر صدام شهرهاي ايران را بزند، ايران نيز مقابله به مثل نمايد. بر اين اساس رئيس جمهور به منظور جلوگيري از حمله عراق به شهرها طي مصاحبه اي اعلام كرد: "اكنون بيش از 40 ماه است كه شهرها و مراكز غير نظامي ايران با روشي ناجوانمردانه به وسيله عوامل رژيم عراق كوبيده مي شود. ما تاكنون فقط در ميدان هاي جنگ به اين حملات ناجوانمردانه پاسخ گفته ايم اما مقابله به مثل نكرده ايم. اخيراً صدام تهديد كرده است كه چندين شهر را خواهد زد و مرتباً به تهديد خود ادامه هم مي دهد. من اعلام مي كنم كه ما از اين به بعد مقابله به مثل خواهيم كرد و اگر اين تهديدها عملي بشود ما شهرهاي بصره، خانقين و مندلي را خواهيم زد. من از همه مردم اين شهرها عذر خواهي مي كنم و از آنها درخواست مي كنم كه سريعاً اين شهرها را تخليه كنند. براي ما تحمل 4600 شهيد و 22 هزار مجروح در طول 40 ماه در بمباران هاي شهري، رقم زياد و غير قابل تحملي است و مردم ما بيش از اين نمي توانند كشتارهايي را كه ناجوانمردانه به آنها تحميل مي شود، تحمل كنند. من مجدداً از همه برادران و خواهراني كه در سه شهر بصره، خانقين و مندلي سكونت دارند درخواست مي كنم كه اين شهرها را تخليه كنند و در صورتي كه صدام به اين تهديد خود عمل كند ما يقيناً اين شهرها را خواهيم زد".[9] با تهديد ايران، عراق انبارهاي مهم بصره را تخليه كرد و امكانات مهم خود را از برد آتش توپخانه ايران دور نمود.[10] بالاخره با گذشت چند روز، صدام تهديد خود را عملي كرد و ارتش عراق در سحرگاه روز شنبه 22 بهمن ماه سال 1362 شهر دزفول را با سه فروند موشك زمين به زمين مورد هدف قرار داد كه بر اثر آن 180 خانه و 55 مغازه و بيمارستان افشار دزفول دچار خسات شد. در اين حملات 5 نفر به شهادت رسيده و 40 نفر ديگر مجروح شدند. بار ديگر عراق نزديك ظهر 2 فروند موشك ديگر به دزفول پرتاب نمود كه بر اثر آن 23 نفر زخمي شدند. در حوالي ظهر روز 22 بهمن نيز دزفول مورد هدف 2 فروند موشك ديگر قرار گرفت كه بر اثر آن 8 نفر شهيد و 100 نفر مجروح شدند. امام خميني در همين روز در ديدار با اعضاي شوراي عالي سپاه در واكنش به اين اقدام رژيم عراق فرمودند: " متأسفانه عراق دچار آدمي شده است كه ديوانه است و صدام چون مي بيند در حال غرق شدن است مي خواهد همه را با خود غرق كند و مردم عراق را هم غرق كند و اين ديوانگي ديشب او با علم به اين بوده است كه بي جواب نمي ماند. متأسفانه دنيا هم از حقوق بشر هم صحبت مي كند لكن عمل نيست."[11] با اين تدبير قرار شد كه ايران نيز با اخطارهاي مكرر و با مهلت 24 ساعته براي خروج مردم عراق از شهرها اقدام به مقابله به مثل نمايد. با حملات جديد عراق به دزفول و با اعلام قبلي، ايران از صبح روز يكشنبه 23 بهمن 1362 سه شهر بصره، مندلي و خانقين را زير هدف آتش توپخانه قرار داد. ايران اميدوار بود كه با آگاه كردن مردم عراق، اهالي اين سه شهر آسيب نبينند و عمليات مقابله به مثل ايران، موجب بازدارندگي در حمله به مناطق مسكوني گردد. با اين اقدام، اكثر نمايندگان مجلس طي بيانيه اي عمل مقابله به مثل را تأييد نمودند.[12] عراق در روز 25/11/1362 به شش شهر ايران از جمله شهرهاي ايلام، گيلانغرب، مسجدسليمان، اسلام آباد غرب و.... حمله كرد كه بر اثر آن بيش از 100 نفر شهيد و 1000 نفر مجروح شدند. اكثر شهدا و مجروحين در شهر ايلام از مهاجرين جنگي مهران بودند. در پي اين حملات رئيس جمهور ايران اعلام كرد كه از اين پس در مقابل حملات عراق به مناطق مسكوني ايران بجز شهرهاي متبركه عراق، بقيه شهرهاي اين كشور مورد حملات مقابله به مثل ايران قرار خواهد گرفت. پس از اين تهديد شهرهاي بصره و بغداد در 26/11/1362 به تلافي حملات عراق، بمباران شد. پس از اين اقدام، طارق عزيز وزير امور خارجه عراق اعلام كرد اين كشور از اين پس به مدت يك هفته از حمله به شهرهاي ايران خودداري خواهد كرد. ايران نيز از اين تصميم استقبال نمود و اعلام كرد چنانچه عراق به حمله به مناطق مسكوني ايران ادامه دهد دست به مقابله به مثل خواهد زد.[13]

عمليات والفجر 5

در حالي كه ايران براي انجام عمليات خيبر آماده مي شد، به منظور جلب توجه قواي ارتش عراق به منطقه اي خارج از هورالهويزه، رزمندگان اسلام در ساعت 12 نيمه شب مورخه 26/11/1362 عمليات والفجر 5 را همزمان با سالگرد وفات حضرت فاطمه زهرا(س) در منطقه چنگوله آغاز كردند. اين عمليات در واقع نقش فريب را براي عمليات خيبر بازي مي كرد. عمليات والفجر 5 در طول 50 كيلومتري جبهه بين دهلران و مهران تا شرق منطقه الكوت عراق و از مواضعي در نزديكي مهران آغاز شد. سپاه دوم ارتش عراق در اين منطقه مستقر بود و هدف عمليات نزديك شدن به شهر برقوبه در نزديكي مرز بود. اين عمليات توسط سپاه پاسداران انقلاب اسلامي طرح ریزی و به مرحله اجرا در آمد و طي آن بخشي از مواضع نيروهاي عراقي در ارتفاعات چنگوله و همچنين تعدادي از روستاهاي منطقه به تصرف در آمد. اين عمليات توانست تا حدودي يگان هاي ارتش عراق در اين منطقه را درگير نگه داشته و در اعزام آنها به منطقه عملياتي خيبر تأخير ايجاد نماید. در مجموع دستاوردهاي اين عمليات محدود بود.

جنگ جنگ تا يك پيروزي

اگرچه امام خمینی انتظار داشته است که نتیجة جنگ کنار رفتن صدام از قدرت باشد ولی عملا راهبرد ایران پس از فتح خرمشهر، انجام یک عملیات بزرگ و موفق و تعیین کننده برای رسیدن به صلح از موضع قدرت بوده است. قبل از آغاز عمليات خيبر، در جلسات رؤساي قوا كه با حضور فرزند امام خميني در تهران برگزار مي شد، اين بحث مطرح بود كه چگونه مي توان جنگ را پيروزمندانه، به پايان رسانيد. در اوضاع آن روزگار ديدگاه امام خميني راجع به جنگ را مي توان از سخنان ايشان در ديدار با وزير امور خارجه و سفرا و كارداران كشورهاي خارجي مقيم تهران در روز 18/11/1362 به اين شرح بيان كرد: " شما اشخاصي كه از طرف دولت هاي اسلامي در اين كشور هستيد به كشورهاي خودتان بگوييد كه يك فكري براي خودتان بكنيد. صدام رفتني است. صدام را ما هم كارش نداشته باشيم ملت خودش، بيرون مي كند. او رفتني هست. فكر بعد از او را براي خودتان بكنيد. ما صلح مي خواهيم. ما با همه مردم دنيا صلح مي خواهيم باشيم. ما مي خواهيم مسالمت با همه دنيا داشته باشيم. ما مي خواهيم در بين مردم دنيا زندگي بكنيم. لكن آنها ما را نمي گذارند. اگر صدام به ما حمله نكرده بود ما كاري به عراق نداشتيم. عراق برادر ماست. امروز هم ملت عراق برادر ما هستند. ما با ملت عراق مخالفتي نداريم.... كشورهاي اسلامي به خود بيايند توجه كنند به مطلب، خيال نكنند كه صدام را نگه مي دارند و ما را از دست مي دهند براي آنها خوب است. آنها اسلام را نگه دارند. ما اسلام را مي خواهيم. اسلام را نگه داريد تا از همه شرها شرق و غرب نجات پيدا بكنيد."[14] به هر حال در آن زمان براي حل مشكل جنگ، دو راهبرد اساسي وجود داشت. راهبرد اول : ادامه جنگ تا سقوط صدام و راهبرد دوم: تصرف منطقه مهمي مانند بصره از عراق و پذيرش آتش بس و تمام كردن جنگ از طريق ميز مذاكره. هدف اصلي از راهبرد دوم گرفتن يك منطقه حساس از سرزمين عراق بود به گونه اي كه حزب بعث نتواند از آن ناحيه صرف نظر كند و بتوان از قِبَل آن، خسارات جنگ را از رژيم عراق گرفت و صدام را بعنوان متجاوز محكوم كرد. تصور بر آن بود كه با چنين اقدامي، صدام نيز سقوط خواهد كرد. بنابراين هدف آن بود كه جنگ در وضعیت خوبي تمام شود. وقتي آقاي هاشمي رفسنجاني به جبهه آمد، طي يك سخنراني در جمع فرماندهان ارتش و سپاه در قرارگاه مركزي خاتم الانبياء(ص) در تاريخ 1/12/1362 اعلام كرد: "نظر من و بعضي از مسئولان رده بالاي نظام اين است كه اگر يك عمليات موفق در داخل خاك عراق انجام دهيم و منطقه اي از دشمن را تصرف نمائيم كه با آن بشود بعد از پذيرش آتش بس، بر عراق فشار آوريم و حقمان را بگيريم بايد با آتش بس موافقت شود. اين منطقه، مي تواند همان باشد و چون هنوز چيزي در دست نداريم، مناسب نيست ولي اگر اين هدف تأمين شود، قابل طرح با امام است".[15] ايشان ادامه دادند اگر با همت خود در اين عمليات پيروز شويد و جاده بصره – عماره را تصرف كنيد، جنگ را تمام مي كنيم. از اين زمان در بين فرماندهان اين موضوع مطرح شد كه شعار "جنگ جنگ تا پيروزي" به "جنگ جنگ تا يك پيروزي" تغيير يافته است. طرح جنگ تا يك پيروزي، زياد مورد استقبال فرماندهان سپاه قرار نگرفت.فرماندهان سپاه معتقد بودند "صدام با یک عملیات تسلیم نمی شود و دنیا هم زیر بار حقوق ایران نخواهد رفت.پذیرفتن شرایط ایران یک پیروزی سیاسی بزرگ برای ایران خواهد بود و آمریکا به سادگی این پیروزی را تحمل نمی کند و لذا مقاومت خواهد کرد و جنگ طولانی خواهد شد،مگر آن که با چند عملیات،صدام را در آستانة سقوط قرار دهیم و یا به تسلیم وادار کنیم و ارادة او را بشکنیم و نشان دهیم که دیوار دفاعی صدام از خاصیت افتاده،در چنین شرایطی است که آمریکا برای جلوگیری از سقوط کل منطقه از روی ناچاری به شرایط ایران تن خواهد داد".[16] بنابراين تلاش اصلي بعضي از مسئولين كشور آن بود تا يك عمليات بزرگ و موفقيت آميز كه بتواند جنگ را خاتمه دهد، انجام شود. عمليات خيبر پاسخي به اين نياز بود. آقاي هاشمي رفسنجاني در ذهن خود اميد بسته بود كه با انجام عمليات خيبر، راه ختم جنگ را باز كند. به اين صورت كه با در دست داشتن بعضی از نقاط استراتژيك عراق، در صورت آتش بس، ايران بتواند خواسته هاي خود یعنی "محاکمة متجاوز" و "گرفتن غرامت" را تأمين نمايد. ايشان تصور مي كرد كه ارزش همه نقاطي كه از خاك ايران در اختيار ارتش عراق است، كمتر از ارزش نقاطي است كه ايران بنا دارد در عمليات خيبر به آن دسترسي پيدا كند يعني راه بغداد به بصره را در منطقه القرنه و العزير ببندد و منطقه نفت خيز جزاير مجنون را تصرف نمايد.[17]

عمليات والفجر6

همزمان با انجام عمليات خيبر، عمليات والفجر6 در تنگه چزابه در ساعت 21 روز سوم اسفند ماه 1362 به اجرا در آمد. در اين عمليات3 گردان از لشكر 57 ابوالفضل(ع) به اسامي ثارالله،ابوذر و انبياء با عبور از خط ارتش در محور هاي نيزار ورملي به تنگه چزابه حمله نمودند و توانستند اين تنگه و تپه هاي اطراف آن را به تصرف در آوردند. اما فرداي آن روز در ساعت 11 قبل از ظهر 4/12/1362 ارتش عراق پاتك نمود و منطقه را پس گرفت. در اين  پاتك، هر سه فرمانده گردان و تعداد زيادي از رزمندگان لشكر 57 ابوالفضل شهيد شدند و پيكر آنها در صحنه درگيري باقي ماند. بار ديگر در روز 6/12/1362 از محور رملي شمال چزابه به اين منطقه با دو گردان از رزمندگان اميديه و آغاجاري حمله شد كه موفقيتي در بر نداشت و خط اول دشمن هم شكسته نشد.

عملیات خیبر

مهم ترین عملیات انجام شده پس از عملیات رمضان، عملیات خیبر بود که در منطقه جبهه های جنوب و در استان خوزستان و در شرق و شمال بصره، طرح ریزی و اجرا شد. این عملیات در روز سوم اسفند ماه سال 1362 با رمز یا رسول الله(ص) آغاز شد. عملیات خيبر از سوی قرارگاه خاتم الانبیاء(ص) برنامه ریزی و با بکارگیری دو قرارگاه کربلای ارتش و نجف سپاه به مرحله اجرا در آمد. منطقه هورتوسط سپاه پاسداران انقلاب اسلامي، بررسی، طرح ریزی و پیشنهاد شده بود و عملیات در این منطقه تحت هدایت قرارگاه نجف به فرماندهی آقای محسن رضایی انجام شد. ويژگي برجسته اين عمليات، بسيج بيش از 200 گردان رزمي، حدود 500 قايق[18] و طرح ريزي عمليات در نهايت اختفا بود . درطرح مانور این عملیات، انتقال بخشی از نیروهای تهاجمی از طریق 80 فروند بالگرد هوانیروز و نیروهای هوایی و دریایی ارتش پیش بینی شده بود که فقط 23 فروند پای کار آمد.[19] در مراحل طرح ريزي اين عمليات، فرماندهان ارتش حضور نداشتند.ارتش معتقد بود که امکان تأمین آتش توپخانه و تدارک رسانی به نیروها در عملیات خیبر وجود ندارد و این گونه عملیات را قبول نداشت. همزمان با انجام عمليات در هور، ارتش در منطقه زيد عمليات ديگري را طرح ريزي كرده بود كه با فرماندهي مستقل قرارگاه کربلا و به فرماندهی سرهنگ صیاد شیرازی فرمانده نیروی زمینی و قرار بود آن را در منطقه زيد به اجرا در آورد.لشکر 92 زرهی ارتش به سپاه مأمور شده بود و لشکرهای 14 امام حسین (ع) و 7 ولی عصر (ع) و تیپ 72 زرهی محرم از سپاه نیز به ارتش مأمور گردیده بودند. خط حد قرارگاه های کربلا و نجف خط کوشک به نشوه تعیین شده بود و قرار بود این دو قرارگاه منطقه شمال بصره تا نشوه و از آنجا تا شرق رودخانه دجله و بخشی از جاده عماره – بصره را به تصرف در آورند. در این عملیات،در هر دو منطقه هور و زید ،9 لشکر،6 تیپ پیاده،2 لشکر و 3 تیپ زرهی ،پای کار آمد.به منظور رعایت غافلگیری،فقط امام خمینی، رئیس جمهور و فرمانده جنگ وتعداد معدودی از فرماندهان سطح بالای سپاه و ارتش از حدود سه ماه قبل در جریان طرح عملیات قرار گرفتند. از سوی دیگر به یگانهای سپاه که برای انجام عملیات والفجر4 درمنطقه دره شیلر در شمال غرب کشور بسر می بردند،تا اول دی ماه اجازه داده نشد که از کبیرکوه پایین بیایند و عازم خوزستان شوند.سپس آرام آرام تا شمال خوزستان آمدند. با این تدبیر بسیاری از نیروهای خودی از جمله ارتش ونیز ارتش عراق متوجه نشدند که بخش اعظم حمله ایران در منطقه هور است. البته 50 روز مانده به عملیات خیبر ،ارتش عراق متوجه بخشی از طرح عملیات که از محور طلائیه برنامه ریزی شده بود، شد و یک فرمانده عراقی خطاب به خبرنگاران، آن را اعلام کرد.[20]

عملیات خیبر به کلی متفاوت از عملیات های قبل از خود بود. هم فضای درگیری و هم سازمان یگان های درگیر در عملیات و هم طرح ریزی عملیاتو هم شیوه های جنگی بکار رفته در آن، ابتکار جدیدی برای رزمندگان اسلام به حساب می آمد. برای انجام این عملیات،یگانهای سپاه ظرف 2 ماه خود را از واحدهای پیاده به یگانهای آبی خاکی تبدیل کردند وهر کدام 50 تا 100 قایق در اختیار گرفتند وآموزشهای سکانی و حرکت در آبهای را به نیروهای خود دادند.[21] از سوی دیگر خلبانهای هوانیروز،نیروی هوایی و نیروی دریایی،در باتلاق گاوخونی تمرین های پرواز در شب را انجام دادند. مشکل بالگردها این بود که مجهز به دوربین های دید در شب نبودند و باتمرین، می بایستی به پرواز در شب عادت کنند. این عملیات، میدان و صحنه جدیدی را برای یورش علیه قواي عراق در جغرافیای خاصی از جبهه هاي جنگ بازگشود. می توان گفت طرح عملیات خیبر پاسخ به بن بست تاکتیکی به وجود آمده در دوران جنگ تحمیلی بود. بن بستی که عملاً از عملیات رمضان که در نیمه اول سال 1361 اجرا شد، شروع شده بود. از آنجا که دشمن زمین های سرتاسر جبهه های جنگ را به طور کامل با عملیات مهندسی، مسلح کرده بود، به منظور جنگیدن در جبهه ای که امکان مسلح کردن زمین آن توسط ارتش بعثی میسر نباشد، منطقه هورالهویزه به عنوان سرزمینی که بتوان فضای جدیدی در به کار گیری قدرت نیروهای پیاده علیه دشمن استفاده نمود، مورد توجه فرماندهی کل سپاه قرار گرفت. در مقاطعی از دوران جنگ، این بن بست های تاکتیکی پیش می آمد و اگر مجموعه فرماندهی سپاه و طراحان عملیات با قوه ابتکار عمل و خلاقیت و تغییر در تفکر و دکترین های عملیاتی موانع را از پیش پای حرکت جنگی بر نمی داشتند، ممكن بود جنگ در ابعاد راهبردی نیز دچار چالش شود. در آن صورت دشمن با تکیه بر منابع عظیم نظامی به پشتوانه قدرت های منطقه ای و استکبار شرق و غرب، می توانست با کمک ابزار ها، سلاح ها و جنگ افزارهای پیشرفته و انبوه پول و زور سیاسی بر قدرت ایمان رزمندگان پیروز گردد. ولی همیشه مجموعه فرماندهی یکپارچه و صاحب نفوذ در سپاه، این طرح برنامه ریزی شدة قوای دشمن بعثی را با قدرت ایمان، تفکر، ابتکار عمل و خلاقیت خویش بهم مي ريخت و راه را برای اقدامی جدید در حوزه ای ناشناخته برای دشمن می گشود و قوای دشمن را در هم می کوبید و امید ارتش بعثی را نسبت به توقف حرکت و شکست عملیات رزمندگان اسلام به یأس تبدیل می کرد. عملیات خیبر یکی از این نمونه ها بود. البته بايد توجه داشت كه در كنار قدرت ايمان، تفكر، ابتكار عمل و ساير خلاقيت ها، مؤلفه هاي ديگري از جمله امكان پشتيباني از تداوم عمليات، بايستي در برآوردها مدّ نظر قرار گيرند تا بهتر بتوان به اهداف و نتايج مورد نظر دست يافت.

وضعيت توانمندي هاي ارتش عراق در آستانة عملیات خیبر

قدرت دفاعی ارتش متجاوز عراق در آستانه انجام عملیات خیبر ارتقاء و افزایش یافته بود. دولت عراق با تکیه بر چند عامل، ساختار نظامی و توانایی های ارتش بعثی عراق را تغییر داده بود. ارتش بعثی به منظور افزایش قدرت مقاومت نیروهای در خط مقدم، زمین جبهه های فعال را با کمک اقدامات مهندسی و ایجاد موانع مصنوعی همچون میادین مین گسترده و محافظت آنها با رده های متعدد سیم های خاردار، به صورت وسیعی مسلح کرد و توانست خطوط دفاعی بسیار مستحکم و متعددی را ایجاد نماید. همچنين در ساختار سازمان رزمي تغييراتي ايجاد نمودهو به توسعۀ كمّي و كيفي آن همت گماشته بود. با این برنامه، رژیم صدام استعداد یگانهای ارتش بعثی را از 15 لشکر به حدود 30 لشکر افزایش داد. از سوي ديگر با کیفیت بخشیدن به سلاح ها و جنگ افزارهای نیروهای مسلح، قدرت رزمي آنها را افزايش داد. ارتش بعثی عراق در این دوره توانست با دریافت انواع هواپیماها، تانک ها، زره پوش ها، موشک ها و جنگ افزارهای پیشرفته از کشورهایی مانند شوروی، فرانسه، چین و برخی دیگر از کشورهای اروپایی، قدرت رزمی خود را افزایش داده و از توانمندی دفاعی و قدرت آتش بیشتری برخوردار گردد. در چنين شرايطي و قبل از انجام عملیات خیبر، ارتش بعثی عراق با کمک برخی از کشورهای اروپایی مثل آلمان خود را به برخی از سلاح های شیمیایی مانند گازهای خردل مجهز نمود و از شروع عملیات خیبر بکارگیری گازهای سمی را در جبهه های جنگ آغاز نمود.

امريكا اطلاعات جامعي درباره عمليات خيبر در اختيار ارتش عراق قرار داد. وفيق السامرايي مي گويد: "آمريكائي ها تشخيص داده بودند كه حدود 500 قايق تندرو در كرانه شرقي هورالهويزه وجود دارد، به ما اطلاع دادند و با اين حمله مقابله شد. ما اطلاعات جامعي درباره روز حمله، ساعت مشخص آن و محورهاي حمله در اختيار داشتيم".[22] به نظر می رسد که این ادعا صحیح نیست زیرا بجز در محور طلائیه که ارتش عراق استحکامات فراوانی در آن ایجاد کرد،در محور هور اقدامات قابل توجهی انجام نداد.

اهداف وجغرافیای منطقه عملیات

هدف اصلی این عملیات، تصرف و تأمین جاده بصره ـ عماره در محدوده روستاهای القرنه تا العزیر به منظور قطع ارتباط سپاه های سوم و چهارم ارتش بعثی عراق و استقرار در ساحل شرقي رودخانه دجله و همچنين باز کردن جبهه ای در شمال استان بصره عراق بود. از سوی دیگر تصرف دو جزیره نفتی مجنون شمالی و مجنون جنوبی و نیز تسلط کامل بر آبگرفتگی وسیع هورالهویزه، از اهداف دیگر این عملیات، محسوب می گردید. تصرف اين منطق مي توانست اهرم لازم را براي ايران جهت گرفتن خواسته هاي خود و ختم جنگ بدست دهد. تسلط بر منطقه نفتي جزاير مجنون هم مي توانست ضامن قرامت جنگ باشد.[23] محدوده منطقه عمليات خيبر براي قرارگاه نجف عمدتاً در فضاي هورالهويزه تا جاده بصره ـ عماره در خاك عراق و از طلائيه تا آبگرفتگي هور را به وسعت 1180 كيلومتر مربع شامل مي شد. در هورالعظيم كه در جغرافياي عراق قرار دارد دو جزيره نفتي به نام مجنون با وسعت 160 كيلومتر مربع با 50 حلقه چاه نفت وجود داشت. دولت عراق با ايجاد سيل بندهايي آب اين منطقه را خشك و تبديل به جزيره كرده بود تا بتواند از آنجا نفت استخراج كند. به هنگام اجراي عمليات خيبر، در اين دو جزيره تعدادي كارگر مشغول كارهاي مربوط به فعاليتهاي نفتي بوده و نيروي نظامي در آنها وجود نداشت. در مجموع در اين دو جزيره كمتر از 500 نفر عراقي مشغول بكار و نگهباني بودند.[24] در این منطقه فاصله رزمندگان اسلام تا خطوط اصلی دشمن حدود 40 کیلومتر بود. بین خط اول خودی تا خط اول دشمن که در آن سوی هور قرار داشت یک منطقه آبگرفتگی وسیع، وجود داشت. در نقشة ذیل تصویری کلی از منطقة عملیاتی خیبر ارائه می گردد.

 

شرح عملیات

از آنجا که عملیات ارتش در منطقة زید در همان لحظات شروع تهاجم،ناکام ماند و متوقف شد و عملا امکان پیشروی به سوی مواضع دشمن مقدور نبود،بنابراین عملیات خیبر محدود به منطقة هور و محور قرارگاه نجف شد. در مجموع 16 گردان از نيروهاي ارتش عراق در منطقة عمل قرارگاه نجف مستقر بودند. سپاه پاسداران براي مقابله با این نیروها و يگان هاي پاتك كنندة ارتش عراق پس از شروع عمليات، 80 گردان را آماده اجراي عمليات نمود. براي انجام اين عمليات، نيروهاي اطلاعات عمليات يگان ها و نيز نيروهاي بومي منطقه بعنوان نيروهاي پيشتاز يك روز قبل از آغاز عمليات به داخل هور رفته و در حوالي جزاير مجنون و نيز سيل بندهاي غربي هور خود را مخفي كردند. مشكل اصلي براي اين نيروها وجود ماهيگيران عراقي و نيز بالگردهاي گشتي ارتش عراق بود. بدين منظور گرداني تشكيل و مسير تمام آبراه هاي مهم داخل هور بسته شد و به صيادهاي عراقي كمپوت و كنسرو و غذا داده شد تا آنها به داخل منطقه مورد نظر وارد نشوند. جهت توجيه آنها گفته شد كه نيروهاي ايراني در حال انجام مانور در منطقه هور هستند.[25] رزمندگان يگان هاي سپاه تحت امر قرارگاه نجف از ساعت 6:30 بعد از ظهر روز چهارشنبه 3/12/1362 با قرائت آيۀ رَبِّ انْزلني مُنْزَلَاً وَ اَنْتَ خَيرٌ المُنْزِلينْ سوار بر قايق هاي خود شدند و از ميان آبراه هاي هورالهويزه حركت خود را به سمت اهداف پيش بيني شده آغاز كردند. يگان هاي ارتش نيز تحت امر قرارگاه كربلا در منطقه کوشک و طلائیه و منطقه پاسگاه زید که قسمتی از منطقه عملیات رمضان بود، عملیات خود را شروع کردند. دو لشکر 14 امام حسین و 7 ولیعصر وتیپ زرهی 72 محرم از سپاه پاسداران انقلاب اسلامی برای انجام عملیات در پاسگاه زید به نیروی زمینی ارتش واگذار گردیده بود. دو لشكر 14 و 7 ، عمليات خط شكني را براي نيروهاي ارتش بر عهده داشتند. عمليات در محدوده قرارگاه كربلا ناموفق بود و بنابراين به سرعت درگيري ها در اين جبهه متوقف شد. فرماندهان نيروي زميني ارتش روحيات خود را از دست داده بودند.[26] اما يگان هاي قرارگاه نجف توانستند به سرعت خود را به ساحل شرقي رودخانه دجله برسانند. در اين ناحيه، دو منطقه القرنه و العزیرحکم دو گلوگاه و دو تنگه تعیین کننده را برای عملیات خیبر داشت. يك سايت موشكي هاگ در منطقه فعال گرديده و پوشش هوايي نيز توسط هواپيماهاي F-14 برقرار شده بود. هواپيماهاي جنگي دشمن در روز اول عمليات خيلي فعال نبودند. در درگيري هاي اين روز بيش از 150 نفر از رزمندگان شهيد و 100 نفر نيز مجروح شدند.[27] در منطقه القرنه لشکر 25 کربلا وارد عمل شد. این لشکر در روزهای اول توانست ضمن تصرف منطقه، حدود 450 نفر از نظامیان عراقی را به اسارت خود در آورد.برای هر گردان بین 25 تا 30 قایق کوچک در نظر گرفته شده بود. وجود نیزارها موجب می شد تا حدود دو سوم قایق ها در مسیر از کار افتاده و موتور آنها خاموش شود. به همین دلیل امکان تقویت نیرو و مهمات و سلاح برای یگان ها وجود نداشت. فرمانده لشکر کربلا در این منطقه با سخنرانی در جمع 150 اسیر آنها را آزاد نمود. برخی اسرا می گفتند که آنها را به زور از خیابان ها و محل کسب و کار خود جمع آوری کرده و به جبهه فرستاده اند. به هر حال از آنجا که امکان تدارک رسانی و پشتیبانی به موقع از یگان های عمل کننده در این منطقه میسر نشد، بنابراین نگه داری و تصرف آنها در برابر پاتک های دشمن غیر ممکن شد.[28] پيش بيني شده بود كه از بالگردهاي شنوك هوانيروز براي انتقال نيروها به جزيره مجنون استفاده شود ولي عليرغم تلاش هاي فراوان خلبانان، در روز اول كمتر از هزار نفر از اين طريق به جزيره شمالي منتقل شدند. بنابراين مشكل اصلي رساندن نيروهاي تازه نفس و امكانات لازم براي رزمندگان خط مقدم بود.به منظور حفظ مناطق العزير و القرنه چندبار ديگر حملاتي صورت گرفت ولي در نهايت امكان حفظ آنها ميسر نشد و در روز دوشنبه 8/12/1362 يگان هاي عمل كننده، از العزير عقب نشيني كرده و در 9/12/1362 القرنه را نيز رها و شرق رودخانه دجله را بطور كامل تخليه كردند. با انعكاس گزارش ها به امام خميني در 8/12/1362 ايشان نگران وضعيت اين عمليات بودند و قطع جاده بصره ـ بغداد را ضربه غير قابل جبراني به عراق ارزيابي مي كردند.[29] به هر حال امكان تداوم استقرار نيروها در شرق دجله وجود نداشت و يگان هاي عمل كننده بر اثر فشار دشمن به جزاير مجنون عقب نشيني كردند

عملیات در محور طلائیه

به منظور حفظ دو جزیره مجنون تلاش شد تا عملیاتی از محور طلاییه انجام گیرد و راه ارتباطی جزیره جنوبی به خشکی برقرار شود. برای این منظور گروه 133 توپخانه ارتش با 3 گردان 130 م م و يك گردان كاتيوشا و توپخانه لشكر 92 با 4 گردان 155 م م و يك گردان 130 م م و 7 گردان توپخانه سپاه مأمور پشتيباني از اين محور بودند. این عملیات كه قرار بود در شب 6/12/1362 صورت گيرد اشتباهاً يك شب جلوتر از سوي لشكر نجف اشرف از داخل جزيره جنوبي انجام و نيروهاي اين لشكر از پشت به دشمن زده و خود را به نزديك طلائيه رسانده و پل طلائيه را نيز تصرف كردند ولي يگاني كه قرار بود از سمت طلائيه حمله نمايد براي شب بعد خود را آماده كرده بود. به ناچار لشكر 27 محمد رسول الله در روز 5/12/1362 وارد عمل شد تا با لشكر نجف در پل طلائيه الحاق نمايد ولی اين اقدام، موفقیتی در پی نداشت.[30] بار ديگر عملياتي در شب 6/12/1362 در محور طلائيه صورت گرفت ولي به دلايل موانع فراوان و ميادين مين فشرده، معبرهاي اين مسير باز نشد و عمليات ناكام ماند. ارتش عراق در شب 7/12/1362 از دشت هاي شمال منطقه نشوه به جزيره جنوبي حمله كرد و تعدادي از تانك هايش وارد اين جزيره شدند. واحدهايي از لشكرهای عاشورا و نجف به مدت 72 ساعت در مقابل اين پاتك ها به شدت مقاومت كردند تا توانستند جزيره جنوبي را حفظ نمايند. اين در حالي بود كه نيروهاي مدافع جزيره تنها با کمک چند قايق و تعداد معدودي بالگرد، تدارك مي شدند. عدم امکان برقراری ارتباط زمینی با جزیره مجنون، لزوم احداث پل شناور بین جزیره شمالی و ساحل خودی را افزایش داد. به منظور باز كردن راه زميني به جزيره جنوبي مجنون، بارديگر با کمک لشکر امام حسین که پس از ناکامی عملیات در محور پاسگاه زید به این منطقه منتقل شده بود و لشكر محمدرسول الله مأموريت داده شد تا در طلائيه عملياتي را انجام دهند. اين عمليات در شب پنج شنبه 11/12/1362 انجام شد. گرچه خط اول دشمن توسط لشكر امام حسين(ع) در طلائيه شكسته شد[31] ولي نيروهايي كه قرار بود از جزيره مجنون جنوبي عمليات را آغاز نمايند، موفق به انجام آن نشدند و بنابراين يگان هاي خودي به پل طلائيه نرسيدند و راه باز نشد.[32] دشمن در پاتك هاي خود بعضاً از جنگ الكترونيك نيز استفاده مي كرد و ارتباطات بي سيمي قواي ايران را مختل مي كرد. ايران نيز با شنود مكالمات واحدهاي ارتش عراق، سعي مي كرد اطلاعات خط مقدم را به موقع دريافت نمايد. تثبيت مواضع نيروها در جزاير مجنون تا روز يكشنبه 5 فروردين 1363 به طول انجاميد. بارندگي هاي روزهاي اول فروردين ماه، جبهه هاي نبرد را آرام كرد و باران فرصتي براي تحكيم مواضع در اختيار نيروهاي ايراني قرار داد. ارتش خواهان خروج از جزيره جنوبي و سپاه مخالف آن بود. رئيس جمهور و رئيس مجلس هم با خروج نيروهاي خودي از جزيره جنوبي مخالف بودند.[33]

اقدامات مهندسی و نصب پل شناور

با طولاني شدن جنگ و مسلح كردن زمين توسط ارتش عراق، انجام هر عمليات جنگي نياز به فعاليت هاي گسترده مهندسي به منظور آماده سازي عقبه ها و همچنين سازماندهي تلاش ها براي انجام اقداماتي در حين عمليات بود. در عملیات خيبر، جهاد سازندگی از حدود یک سال پیش اقدامات خود را برای آماده سازی عقبه های منطقه شروع کرده بود. بدین منظور گردان های پشتیبانی مهندسی جنگ جهاد با نام های امام علی، حر، حمزه، سید الشهداء، موسی ابن جعفر، امام رضا و مالک اشتر جهت احداث جاده ها و خاکریز ها بین منطقه طلاییه تا شط علی، آماده گردیدند. فرمانده قرارگاه جهاد با شهید مهندس تقی رضوی بود. علاوه بر آن، کار طراحی و ساخت یک پل شناور به طول 13 کیلومتر با عرض 3 متر و 2 متر بال محافظ به جهاد سازندگی، واگذار گردید تا بتوان ارتباط بین جزیره مجنون و ساحل خودی را برقرار نمود. مهندس بهروز پور شریفی با ارائه طرحی، از طریق فشرده کردن یونولیت ها و انداختن یک ورق فلزی عاج دار بر روی آنها، توانست پل معلقی را که بتواند به صورت سریع نصب شود، در کارخانه های کشور بسازد. وی موفق شد، جعبه هایی از نبشی به شکل قوطی کبریت و به طول 5/2 متر و عرض 2 متر و ارتفاع 40 سانتی متر را طراحی و یونولیت فشرده را در درون آنها جای دهد. با پیوند این جعبه ها به یکدیگر پلی به طول 13 کیلومتر و عرض 4 متر برای عبور خودروهای سبک، در حین عملیات خیبر احداث گردید که توانست مشکل تردد رزمندگان اسلام را پس از پايان عمليات خيبر حل نماید. نصب اين پل در روز جمعه 26/12/1362 به پايان رسيد و استفاده از آن آغاز گرديد. اين بين جزيره شمالي مجنون و ساحل هورالهويزه نصب گرديد. مزیت این پل آن بود که با بالا و پایین رفتن آب هور، آن هم بالا و پایین می رفت. از سوی دیگر چنانچه هر قسمت از پل به وسیله هواپیما ها و یا آتش دشمن منهدم می گردید بلافاصله توسط رزمندگان جهاد سازندگی بازسازی می شد. این پل ظرف 8 ماه در کارخانجات مختلف کشور ساخته و ظرف چند روز نصب گردید. انتقال قطعات پيش ساخته اين پل عظيم از كارخانه هاي وزارت صنايع سنگين به منطقه عملياتي، خود يك عمليات حمل و نقل عظيم بود.

بکارگیری سلاح های شیمیایی

رژیم بعثی عراق در طول جنگ تحمیلی، از جنگ افزارهای شیمیایی به صورت گسترده ای استفاده نموده است. بکارگیری جنگ گازهای شیمیایی از مرداد ماه سال 1362 و در جریان عملیات والفجر2 شروع شد. استفاده از تسلیحات شیمیایی در سه سال اول جنگ بسیار ناچیز و محدود و به صورت آزمایشی بود ولی از آغاز عملیات خیبر، استفاده از جنگ افزارهای شیمیایی به عنوان بخشی از تاکتیک ارتش عراق در مقابل نیروهای پیاده و نیز به عنوان بخش موثری از توان رزمی ارتش بعثی محسوب گردید. در اویل جنگ تحمیلی رژیم عراق برای اولین بار در منطقه شلمچه، به طور محدود اقدام به استفاده از سلاح شیمیایی نمود. برای دومین بار این عمل در منطقه میمک تکرار شد. از آذر ماه سال 1361 ارتش بعثی عراق به طور پراکنده از سلاح های شیمیایی و بخصوص از عوامل تاول زا به منظور در هم شکستن سازمان رزمی قوای ایران در تک های شبانه استفاده می کرد. پس از عمليات محرم، ارتش بعثي در روز اول آذر ماه 1361 با گازهاي اشك آور و شيميايي به جبهه عمليات محرم حمله كرد. اين در حالي بود كه ايران تا آن زمان براي دفاع در مقابل اين سلاح خطرناك فكري نكرده بود.[34] ارتش عراق از دی ماه سال 1359 تا اوایل مرداد ماه 1362 جمعا 25 بار از گازهای شیمیایی علیه رزمندگان اسلام استفاده کرد که بر اثر آن 20 نفر شهید و حدود 40 نفر مصدوم گردیدند.[35] در مرداد ماه سال 1362 ارتش عراق از جنگ افزارهای شیمیایی در پیرانشهر و حوالی پنجوین استفاده نمود. از زمان شروع عملیات خیبر در اسفند سال 1362، ارتش بعثی عراق بکارگیری گسترده گازهای تاول زای خردل را علیه رزمندگان اسلام آغازکرد.اولین گروه مصدومین شیمیایی که توسط 8 فروند هواپیمای عراقی مورد بمباران شیمیایی قرار گرفته بودند، در عصر روز هفتم اسفند ماه 1362 به بیمارستان صحرایی تخلیه گردیدند.[36] كساني كه در معرض اين گازها قرار گرفته بودند دچار سوختگي شديد در نقاط مرطوب بدن مانند ريه ها، چشم ها و سوختگي صورت و دست ها شده بودند. ارتش بعثی در جریان عملیات خیبر از سلاح شیمیایی به عنوان یکی از مؤثرترین ابزارهای مقابله با رزمندگان پیاده استفاده نمود. بر اثر حملات شيميايي در روزهای اول عمليات خيبر 40 نفر از رزمندگان اسلام شهيد و 2700 نفر آنها مصدوم گرديدند.[37] تنها در 48 ساعت اول حملات شیمیایی، تعداد100 بمب گاز خردل با وزن حدود 5 تن بر روی رزمندگان اسلام ریخته شد که در نتیجة آن 1100 نفر مصدوم گردیدند که حال 150 نفر آنها وخیم بود.[38] ايران به منظور معالجه مجروحان شيميايي، تعدادي از آنها را در هفته دوم اسفند ماه 1362 به كشورهاي اتريش و سوئد اعزام كرد. اين اقدام باعث شد تا محافل خبري غربي نسبت به جنايات عراق در استفاده از جنگ افزارهاي شيميايي، واكنش نشان دهند. اولاف پالمه نخست وزير سوئد و دبيركل سابق سازمان ملل در 19/12/1362 از مجروحان شيميايي ايراني در يكي از بيمارستان هاي استكهلم بازديد كرد. با بررسي بمب هاي سمي عمل نكرده در جبهه ها، مشخص شد كه سلاح هاي شيميايي استفاده شده از سوي عراق، ساخت روسيه است.در بعد از ظهر همین روز جزایر مجنون مورد حملة شیمیایی 3 فروند هواپیمای عراق با گاز خردل قرار گرفت که بر اثر آن 543 نفر از رزمندگان مدافع مصدوم گردیدند.[39] استفاده از سلاح هاي شيميايي تا روز 30/12/1362 ادامه يافت. در اين روز بر اثر كاربرد جنگ افزارهاي شيميايي از نوع گاز عصبی تابون در منطقة هورالهویزه و جزایر مجنون، 6 نفر از رزمندگان اسلام شهيد[40] وتعداد 370 نفر آنها مجروح گرديدند.[41] پس از بكارگيري سلاح هاي شيميايي از سوي عراق، به دعوت جمهوري اسلامي، هيئتي از كارشناسان سازمان ملل متحد از تاريخ 23/12/1362 به مدت يك هفته به ايران سفر كرده و پس از بررسي، بدون ذكر نام عراق، در 7/1/1363 كاربرد بمب هاي شيميايي عليه نيروهاي ايراني را در جريان عمليات خيبر تأييد نمودند. آنها استفاده از گازهاي خردل و عناصر فلج كننده اعصاب را تأييد نمودند. خاوير پرز دكوئيار دبيركل سازمان ملل متحد هنگام ارائه گزارش كارشناسان به شوراي امنيت سازمان ملل گفت: " محاسبات تمامي اعضاي هيئت، ادعاهاي مربوط به استفاده از سلاح هاي شيميايي را تأييد مي كند و من جز ابراز تأسف، چيزي براي گفتن ندارم." خبرگزاري رويترز در گزارش خود از بكارگيري سلاح هاي شيميايي در 7/1/1363 نوشت: ديپلمات هاي مطلع در تهران به رويترز گفتند: مهمترين بخش گزارش كارشناسان، تأييد استفاده از عامل عصبي تائون بوده است آنها گفتند كه اين گاز توسط آلمان نازي در جنگ جهاني دوم تكميل و مورد استفاده قرار گرفته است و داراي اثرات هولناك و رنج آوري مي باشد. آنها گفتند عراق ظاهراً متوسل به استفاده وسيع از بمب هاي سولفوري خردل و گاز اعصاب شده است كه همزمان با پيشروي ايرانيان در ماه گذشته به صورت بمباران هاي هوايي و آتش توپخانه مورد استفاده قرار گرفته است.[42] جا داشت كه در آن زمان شوراي امنيت سازمان ملل دولت عراق را بخاطر تخطي از پروتكل 1925 ژنو در مورد كاربرد سلاح هاي شيميايي محكوم كند ولي چنين اتفاقي نيفتاد. البته شوراي امنيت طي بيانيه ضعيفي و بدون نام بردن از كشور خاصي، استفاده از سلاح هاي شيميايي را محكوم و بر لزوم پايان جنگ عراق و ايران تأكيد كرد. وزارت خارجه امريكا هم بكارگيري سلاح هاي شيميايي را محكوم كرد.[43] پس از عمليات خيبر، استفاده از جنگ افزارهای شیمیایی از سوی ارتش بعثي عراق در هر عملیات ادامه یافت و به مرور بر حجم و تنوع گازهای شیمیایی بكار رفته افزوده شد.

نتایج و ارزیابی عملیات خیبر

عمليات خيبر نتوانست به هدف اصلي خود كه بستن جاده بصره ـ عماره بود دست يابد. ولي در حين عقب نشيني از شرق دجله طی سه هفته نبرد سنگین، منطقه اي در آبگرفتگي هور به وسعت حدود 1000 کیلومتر مربع به همراه جزایر مجنون شمالی و جنوبی که دارای ذخایر عظیم نفت بود به تصرف درآمد. دو جزيره مجنون در مجموع 160 كيلومتر مربع وسعت داشتند. 23 یگان دشمن تا حدود زیادی آسیب دیده و منهدم شدند، ارتش بعثی حدود 5000 نفر کشته و زخمی بر جای گذاشت و 1300 نفر از آنان به اسارت رزمندگان درآمدند که 40 افسر ارشد در بین آنان بود. در اين عمليات خسارت چنداني به نيروي هوايي عراق وارد نشد تنها1 فروند از هواپيماهاي ارتش عراق، سرنگون گرديد.[44] همچنين تعداد3 فروند بالگرد و 30 دستگاه تانك و نفربر از ارتش عراق منهدم گرديد و 42 دستگاه تانك و نفربر و 120 دستگاه كمپرسي و تعدادي توپ ضد هوايي و خمپاره انداز و لودر و بولدوزر به غنيمت در آمد. در مجموع می توان گفت، ارتش در عملیات خود در منطقه زید موفق نبود. سپاه نیز به همة اهداف تعیین شدۀ خود نرسید. فقط جزایر مجنون که در وسط هور بودند در مرحله اول توسط یکی از یگان های سپاه تصرف شد. تأمین و نگهداری جزایر مجنون جبهة سخت و پر تلفاتی را برای نیروهای ایران باز کرد به گونه ای که نیروهای مدافع آن به طور مرتب زیر آتش ارتش عراق فرار داشتند. پس از اتمام عملیات، پدافند از جزایر مجنون شمالی و جنوبی به ارتش واگذار شد، که به علت قرار گرفتن در هور و مشخص بودن منطقه، ارتش در نگهداری جزایر، متحمل خسارات و ضایعات زیادی شد. همچنین تشدید فشار به ایران و آغاز بکارگیری سلاح های شیمیایی از سوی ارتش بعثی عراق به صورت گسترده در جبهه های جنگ را می توان از نتایج دراز مدت عملیات خیبر دانست. نتيجة عمليات خيبر يك پيروزي نظامي پر هزينه بود كه زمينه و ارزش اقتصادي هم داشت.آقای هاشمی رفسنجانی معتقد بود منابع نفتی این جزایر می تواند به عنوان غرامت جنگ در اختیار ایران قرار گیرد. البته اگر منطقه ساحل شرقي رودخانه دجله تصرف شده و جاده بصره - عماره قطع مي گرديد يك هدف استراتژيك نظامي تأمين شده بود.

عملیات خیبر، بلوغ تفکر نظامی در سپاه را به اثبات می رساند و چنانچه به نتیجه می رسید می توانست تحولی در صحنة عملیات بوجود آورد. این نبرد سطح تفکر و عملیات نظامی سپاه را از عملیات خاکی به آبی- خاکی ارتقاء داد. تغییر در تفکر تاکتیکی و عملیاتی سپاه بر اثر عملیات خیبر، موجب فراهم شدن زمینه عملیات های بعدی از جمله عملیات های بدر و فاو گردید و موجب رشد و توسعة تفکر نظامی در سپاه شد. این عملیات همچنین، باعث بروز تحولی اساسی در صنایع دفاعی از بعد توانایی تولید تجهیزات و فناوری مهندسی و نیز ساخت شناورهای دریایی شد. پیروزی در عملیات خیبر، قابلیت توان دفاعی ارتش بعثی عراق را یکبار دیگر مورد تردید قرار داد. ضرباتی که ارتش عراق از این عملیات دریافت کرد و پس از این شکست مهم، مجبور شد تا سپاه ششم خود را در هور تشکیل دهد.امام خميني در ارتباط با اين عمليات در سخنراني خود در 9/12/1362 در حسينيه جماران فرمودند: " آن بيچاره آن طور مفلوك شده، دور افتاده به اين طرف و آن طرف، قرض مي كند. دور افتاده به اين ور و آن ور، استدعا مي كند كه بياييد ما را صلح بدهيد و دروغ هم مي گويد. نمي خواهد صلح بكند مي خواهد اغفال كند.... اخيراً مي گويند كه خير، حالا ديگر كار به جاهاي مهم رسيده و ممكن است امريكا وارد بشود و ممكن است چه بشود. اينها همه حرف است. صدام رفتني است و نه امريكا مي تواند نگهش دارد و نه ديگران و من اميدوارم كه انشاءالله اين غده سرطاني در بلاد مسلمين و آن غده سرطاني در آن طرف بلاد مسلمين كه آنجا اسرائيل است و اينجا حزب بعث است انشاءالله خداوند ريشه اين را بكند و ملت عراق خودشان سرنوشت خودشان را بدست خودشان انجام بدهند و ملت ايران هم انشاءالله با قدرت به پيش بروند."[45] ايشان همچنين در مورد انگيزه جنگ مي فرمايند: ".... اسلام هيچ وقت جنگ نخواسته، يعني ما نخواستيم جنگ بكنيم، آنها جنگ را آوردند براي ما، ما دفاع مي كنيم. الان هم اگر ما مهلت بدهيم به صدام، اگر اين، دو ماه مهلت پيدا بكند دوباره تجهيزش مي كنند، مجهزش مي كنند و دوباره يك جاي ديگر حمله مي كند. يك همچو حيواني را كه نمي شود رهايش كنيم كه سر خود هر كاري مي خواهد بكند. اين تا خفه نشود اين منطقه درست نخواهد شد و آنهايي كه به اين كمك مي كنند نمي فهمند متوجه نيستند."[46]

در عملیات خیبر مسئله عبور از هور فقط برای نیروهای حمله ور موج اول حل شد ولی برای تداوم عملیات، مشکل پشتیبانی ها جهت جنگیدن با قوای تازه نفس ارتش عراق حل نشد. در این عملیات فقط مواضع نیروهای تأمین سپاه پنجم ارتش عراق تصرف شد و زمانی که رزمندگان جهت تثبیت تصرف جادة عماره – بصره تلاش می کردند با پاتک های شدید نیروهای اصلی سپاه پنجم مواجه شدند و مجبور به عقب نشینی گردیدند. عمليات خيبر بار ديگر اختلاف نظرهاي جدي بين فرماندهان ارتش و سپاه را آشكار ساخت. شيوه ها و تاكتيك هاي رزمي مورد استفاده سپاه و ارتش كاملاً از هم متمايز و نوع نگاه به جنگ و صحنه عمليات از عوامل اصلي اختلاف بود كه در شرايط سخت، خود را بيشتر نشان مي داد.

نقش فرماندهان و خسارات خودي

فرماندهان بزرگی همچون حسین خرازی، ابراهیم همت، احمد کاظمی، مهدی باکری، حمید باکری، مهدی زین الدین، كريم نصر و... ده ها تن از سایر فرمانده هان شجاع و دلیر سپاه اسلام به همراه انبوه رزمندگان قدرت آفرین، در این عملیات، قوای دشمن را ده ها بار در مراحل مختلف نبرد شکست دادند. بعضی مانند حاج ابراهيم همت فرمانده لشكر 27 محمد رسول الله، حمید باکری قائم مقام لشكر 31 عاشورا، اكبر زجاجی، مرتضی یاغچیان معاون لشكر عاشورا،حسن غازی فرمانده توپخانه قرارگاه کربلا و بهروز غلامي فرمانده تيپ امام حسن(ع)در جریان نبردهای فشرده با ارتش بعثی به شهادت رسیدند و برخی دیگر مجروح شدند. تعدادي از بسيجياني كه جليقه نجات به همراه نداشتند نيز با پرت شدن در آب هاي هور، غرق شدند[47]. در اين عمليات تعداد زیادی از فرماندهان گردان های لشکرهای سپاه از جمله 7 فرماندة گردان لشکر علی ابن ابیطالب(ع) شهید گردیدند[48].همچنین حدود 1800 نفر از رزمندگان اسلام شهيد و 5 هزار نفر نيز مفقود گرديدند و حدود 15 هزار نفر هم مجروح شدند كه 90 درصد آنها جراحت سطحي داشتند. بر اثر حملات شيميايي عراق در روزهای اول عملیات نيز، 40 نفر شهيد و 2500 نفر نيز مصدوم شيميايي شدند.[49] در اين عمليات 3 فروند از بالگردهاي شنوك نيز آسیب دیده ومنهدم گرديدند. یکی از بالگرد های شنوک مورد حمله یک جنگنده میگ عراقی قرار گرفت که بر اثر آن 33 رزمنده بسیجی سرنشین آن که قرار بود هلی برن شوند، به شهادت رسیدند.[50]

حمله به مناطق مسكوني در واكنش به عمليات خيبر

معمولاً عراق با شروع هر عمليات ايران، حمله به شهرها را در تلافي تهاجمات ايران در جبهه هاي جنگ آغاز مي كرد. در عمليات خيبر نيز اين چنين شد با گذشت 2 روز از عمليات در نيمه شب جمعه 5/12/1362 شهر خرم آباد مورد هدف دو فروند موشك زمين به زمين ارتش عراق قرار گرفت كه بر اثر آن 50 نفر از مردم اين شهر شهيد و 225 نفر ديگر كه اغلب زنان و كودكان بودند مجروح گرديدند. همچنين در همين ساعت شهر بروجرد نيز هدف حمله دو فروند موشك قرار گرفت كه بر اثر آن 21 واحد مسكوني بكلي ويران و 448 واحد ديگر آسيب ديدند و 29 نفر شهيد و 120 نفر نيز زخمي گرديد. در همين روز هواپيماهاي جنگنده ارتش عراق به كوهدشت و سقز حمله كردند كه در كوهدشت 25 نفر شهيد و 250 نفر مجروح شدند. در اثر حمله هوايي به مهاباد نيز 17 نفر شهيد و 100 نفر مجروح گرديدند. در اثر بمباران پل دختر هم 4 نفر به شهادت رسيده و حدود 100 نفر زخمي شدند. نيروي هوايي ايران نيز در تلافي به چند شهر عراق در 6/12/1362 حمله كردكه در جريان آن يك هواپيما را از دست داد. عراق بار ديگر در 7/12/1362 شهرهاي اسلام آباد غرب و كوهدشت و گيلانغرب را بمباران نمود.[51] بار ديگر عراق در روز سه شنبه 9/12/1362 شهر كرمانشاه را بمباران نمود كه بر اثر آن 29 نفر از مردم اين شهر شهيد و 340 نفر مجروح شدند.همچنین در اسفند ماه، ارتش عراق یک فروند موشک زمین به زمین به سمت بهبهان پرتاب کرد که به مدرسة راهنمایی شهید حمدالله پیروز اصابت نمود و بر اثر آن 74 دانش آموز شهید و تعداد زیادی زخمی شدند.این بدتریرین فاجعه ای بود که طی آن نوجوانان به خاک و خون کشیده شدند و شهری عزادار گردید.

تشكيل كنفرانس وزراي خارجه كشورهاي عربي در بغداد

ديپلماسي عراق در طول جنگ، فعالتر از تلاش هاي دستگاه سياست خارجي ايران بود. عراق تلاش مي كرد تا خود را به عنوان بخشي از جامعه عرب، مطرح كرده و از ظرفيت كشورهاي عربي عليه ايران استفاده نمايد. بسياري از كشورهاي عربي نيز انگيزه كافي را براي حمايت از عراق داشتند و نگران قدرت يافتن ايران در جريان جنگ، بودند. ادامه عملياتها در خاك عراق هم، انگيزه بيشتري براي قرار گرفتن در كنار عراق به آنها داده بود. به هر حال با ناكامي در عمليات خيبر، عراق كنفرانسي را با حضور وزراي خارجه 18 كشور عربي در روز 25 اسفند 1362 در بغداد تشكيل داد. آنها قطعنامه اي را به نفع رژيم عراق و عليه ايران صادر نمودند.[52]

سياست دفاعي ايران

با پايان يافتن عمليات خيبر، امام خميني در 14/12/1362 طي سخناني سياست جنگي ايران را به اين شرح مشخص كردند: ".... من هم مي دانم كه بسيار ما خسارت ديديم، بسيار ما جوان داديم، لكن صلح كردن با يك كسي كه بعدش خنجر را از پشت محكم تر خواهد زد، اين يك صلح شرافتمندانه است؟ يك صلح عقلايي است؟ و عجب اينكه بعضي آقايان مي گويند كه چنانچه كه آنها آمده بودند توي كشور ما، ما تا فرد آخر جوان هايمان را مي داديم. خوب اين آن ملي گرايي است كه اسلام مخالف آن است. مگر ما اسلام را كمتر از ملت خودمان مي دانيم؟ اسلام را كمتر از كشور خودمان مي دانيم؟ ما براي اسلام داريم فكر مي كنيم. ما ملت عراق را با ملت خودمان جدا نمي دانيم. ملت عراق هماني است كه الان از ما هم آنجا، بسياري علماي ما هم در آنجا هستند، كساني ديگر از ما هستند. ما و آنها جدا از هم نيستيم.... ما الان براي دينمان داريم جنگ مي كنيم، براي خاك نمي جنگيم.... جنگ ما جنگي است بين اسلام و كفر، نه جنگي است ما بين يك كشور و يك كشور، ما بين اسلام و كفر است. امروز اگر ما عقب نشيني كنيم اسلام را شكست داديم. امروز ما نمي توانيم عقب نشيني كنيم. ما امروز نمي توانيم با اينها صلح كنيم. اينها از آن ور اظهار صلح مي كنند و از آن رو هم، آن جنايتكاريها را مي كنند. خوب اينها صلح طلب كه نيستند، دورغ مي گويند. بر فرض اينكه يك وقت هم سر عقل بيايند، اما جنايتكاري كه مسلماً جنايتش طوري است كه انسان نمي تواند با او بنشيند و اصلاح كند و يك چيزي را امضاء كند، آقاي رئيس جمهور ما آن طرفش را امضاء كند، آقاي صدام هم آن طرفش را، آخر اين مسئله است كه كسي از ما مي پذيرد؟ دنيا از ما مي پذيرد؟.... ملت ها به ما چه مي گويند؟ اسلام به ما چه مي گويد؟.... خوب ما مسئول هستيم."[53] در همين حال احمد آقا فرزند امام پس از عمليات خيبر طي مذاكره اي با فرمانده جنگ در 19/12/1362 معتقد بود خيلي راه صلح احتمالي را نبنديم.[54]

به هر حال بحث هاي فراواني در قرارگاه ها و شوراي عالي دفاع در مورد سياست جنگي و دفاعي ايران پس از پايان عمليات خيبر انجام شد. در نهايت سياست دفاعي كشور به شرح ذيل مشخص گرديد:

الف ـ نجات دو كشور ايران و عراق و نيز منطقه خليج فارس از شرّ رژيم بعثي عراق

ب ـ رفع كامل اشغال ايران، تنبيه متجاوز و گرفتن غرامت

ج ـ مقابله با فتنه انگيزي هاي استكبار در جهت تضعيف انقلاب اسلامي و حمايت از صداميان متجاوز

د‌ ـ مقابله با شرارت هاي جنبي دشمن در زدن شهرها، كشتي ها و ايجاد ناامني ها و جنايات جنگي به ويژه كاربرد سلاح هاي شيميايي

ه ـ گرفتن نقاط حساس و استراتژيك عراق به عنوان وسيله اي جهت تأمين اهداف دفاع[55]

تحول در روابط عراق و سازمان مجاهدين خلق

در اواخر زمستان سال 1362 با سفر طارق عزيز وزير خارجه عراق به فرانسه و ملاقات با مسعود رجوي رئيس سازمان منافقين، تحولي در استفاده از نيروهاي اين سازمان براي جنگ در كنار نظاميان عراقي عليه ايران به وجود آمد. تا اين زمان سازمان منافقين به كسب اطلاعات از داخل ايران و جاسوسي براي رژيم عراق و نيز انجام عمليات تروريستي عليه مسئولين و مردم طرفدار انقلاب در ايران مي پرداخت. ولي از اين زمان قرار شد تا علاوه بر ادامه به فعاليت هاي فوق، يك سازمان نظامي را نيز به وجود آورده و با استقرار در داخل خاك عراق، به عنوان پياده نظام و پيشمرگان ارتش بعثي عراق نيز عليه ايران در جبهه هاي جنگ وارد عمل شود. تا اين زمان بني صدر با شوراي ملي مقاومت كه با محوريت منافقين، جبهه اي متشكل از گروه هاي مخالف جمهوري اسلامي تشكيل داده بود همكاري مي كرد ولي از 20 اسفند 1362 همكاري بنی صدر با شورای ملی مقاومت در اعتراض به همراهي منافقين با رژيم عراق، خاتمه يافت. با ادامة ترورها در كشور و تا 19/1/1363 حدوداً 12 هزار نفر از منافقين در تهران زنداني بودند.[56]

آغاز دور جديد حمله به مناطق مسكوني

پس از پایان عملیات خیبر عراق حدود يك ماه و نيم حمله به مناطق مسكوني و شهرهاي ايران را متوقف کرد. اما از اوایل ارديبهشت ماه سال 1363 دامنه جنگ به مناطق مسکونی و نیز به خلیج فارس گسترش یافت و مرحله جدیدی از جنگ با نام " جنگ شهرها " و "جنگ نفتکش ها" آغاز شد. سه هواپيماي عراقي در روز چهار شنبه 5 ارديبهشت 1363 با استفاده از بمب هاي آتش زاي ناپالم، مناطق مسكوني پيرانشهر در آذربايجان غربي را بمباران كردند. در اين حمله 40 خانه مسكوني ويران، 17 نفر شهيد و 44 نفر نيز مجروح شدند. با حملات عراق به غیرنظامیان،امام خميني در ديداري با مسئولين جنگ، از آسيب ديدن مردم شهرهاي ايران و عراق بر اثر حملات هوايي اظهار ناراحتي كردند. 5 فروند هواپيماي عراقي در صبح روز 15 خرداد 1363 به مردم شهر بانه كه مشغول تظاهرات به مناسبت سالگرد فاجعه 15 خرداد 1342 بودند با بمبهاي خوشه اي حمله كردند در اين حملات بيش از 300 نفر شهيد و 300 نفر نيز مجروح گرديدند. در 16/3/1363 دو فروند هواپيماي عراقي شهر نهاوند را بمباران كردند كه بر اثر آن 110 مغازه تخريب، 19 نفر شهيد و 150 نفر نيز مجروح گرديدند. در همين روز شهرهاي مسجد سليمان، گيلانغرب و دزفول هم هدف حملات موشكي عراق قرار گرفتند كه 30 نفر شهيد و مجروح شدند. در ساعت 2 بامداد 19/3/1363 مناطق مسكوني شهر دزفول مورد اصابت 2 موشك 9 متري عراق قرار گرفت كه 44 نفر شهيد و 200 نفر مجروح گرديده و 70 خانه نيز ويران شد. در 21/3/1363عراق بار ديگر با 4 موشك به دزفول حمله و موجب شهادت 44 نفر و مجروح شدن 250 نفر شد.[57]

جمع بندی

عملیات خیبر یکی از ابتکارات نظامی و خلاقیت های دوران جنگ بود. این عملیات در مرحلة اول در قطع کردن جادة بصره- العماره موفق بود. اما عدم امکان پشتیبانی سریع و به موقع از رزمندگانی که با 40 کیلومتر پیشروی خود را به عمق مواضع دشمن رسانده بودند، موجب شد تا ارتش عراق بتواند با پای کار آوردن قوای زرهی و سازمان دادن آتش های توپخانه آنها را وادار به عقب نشینی تا جزایر مجنون بنماید. بکارگیری سلاح های شیمیایی به ویژه گازهای خردل در عقبة نیروهای خودی از سوی ارتش عراق،موجب شد تا پدیدة جدیدی در جنگ به وجود آید و موجب تضعیف قوای خودی گردد. این عملیات نشان داد که علاوه بر فداکاری و شجاعت رزمندگان اسلام و داشتن ابتکار عمل در طرح ریزی عملیات، نیاز به تسلیحات و تجهیزات و پشتیبانی قوی به ویژه امکانات و وسائل نقلیة حمل و نقل رزمندگان از طریق آب(قایق) و هوا(بالگرد) از عوامل اصلی تداوم پیروزی است. به هر حال عملیات خیبر و حوادث رخ داده در پیرامون آن، تجربة بزرگی از موفقیت ها و ناکامی ها در دوران جنگ تحمیلی است که سرمایة بزرگی برای تصمیم گیرندگان و آینده است.

منایع و مراجع و پی نوشت ها

 

[1]. اظهارات سردار رشید در بهداروند محمد مهدی ، ما و جنگ،تهران ، پژوهشکده مطالعات و تحقیقات دفاع مقدس ،1388 ، ص /134

[2]. ياحسيني سيد قاسم ، پنهان زير باران، خاطرات سردار علي ناصري، چاپ سوم، تهران، شركت انتشارات سوره مهر، 1386، ص/201

[3]. ياحسيني سيد قاسم ، پنهان زير باران، خاطرات سردار علي ناصري، چاپ سوم، تهران، شركت انتشارات سوره مهر، 1386، ص/197

[4]. ياحسيني سيد قاسم ، پنهان زير باران، خاطرات سردار علي ناصري، چاپ سوم، تهران، شركت انتشارات سوره مهر، 1386، ص/200

[5]. ياحسيني سيد قاسم ، پنهان زير باران، خاطرات سردار علي ناصري، چاپ سوم، تهران، شركت انتشارات سوره مهر، 1386، ص/218 و 228

[6].  صحيفه امام، مجموعه آثار امام خميني، جلد 18، تهران، موسسه تنظيم و نشر آثار امام خميني، 1378، ص، 355

[7]. هاشمي رفسنجاني اكبر ، آرامش و چالش، كارنامه و خاطرات سال 1362، تهران، نشر معارف انقلاب، چاپ سوم، 1386، ص/326

[8]. هاشمي رفسنجاني اكبر ، آرامش و چالش، كارنامه و خاطرات سال 1362، تهران، نشر معارف انقلاب، چاپ سوم، 1386، ص/335

[9]. روزنامة جمهوری اسلامی،پنجشنبه 20/11/1362

[10]. هاشمي رفسنجاني اكبر ، آرامش و چالش، كارنامه و خاطرات سال 1362، تهران، نشر معارف انقلاب، چاپ سوم، 1386، ص/356 و 359

[11]. صحيفه امام، مجموعه آثار امام خميني، جلد 18، تهران، موسسه تنظيم و نشر آثار امام خميني، 1378، ص/348

[12]. هاشمي رفسنجاني اكبر ، آرامش و چالش، كارنامه و خاطرات سال 1362، تهران، نشر معارف انقلاب، چاپ سوم، 1386، ص/359 و 360

[13]. هاشمي رفسنجاني اكبر ، آرامش و چالش، كارنامه و خاطرات سال 1362، تهران، نشر معارف انقلاب، چاپ سوم، 1386، ص/364 ، 365 و 367

[14]. صحيفه امام، مجموعه آثار امام خميني، جلد 18، تهران، موسسه تنظيم و نشر آثار امام خميني، 1378، ص/323

[15]. هاشمي رفسنجاني اكبر ، آرامش و چالش، كارنامه و خاطرات سال 1362، تهران، نشر معارف انقلاب، چاپ سوم، 1386، ص/374

-[16] اظهارات آقای محسن رضایی در  نوشته ای با عنوان " نامة معروف پایان جنگ" تیرماه 1390

[17]. هاشمي رفسنجاني اكبر ، آرامش و چالش، كارنامه و خاطرات سال 1362، تهران، نشر معارف انقلاب، چاپ سوم، 1386، ص/389

[18].در طرح عملیات، نیاز به 2000 قایق برآورد شده بود که ظرف 3 ماه فرصت جهت ساخت قایق و خرید موتورهای آنها از ژاپن ،بیش از 500 فروند آماده برای عملیات نشد.

[19]. اظهارات سردار رشید در بهداروند محمد مهدی ، ما و جنگ،تهران ، پژوهشکده مطالعات و تحقیقات دفاع مقدس ،1388 ، ص/ 136

[20]. اظهارات سردار رشید در بهداروند محمد مهدی ، ما و جنگ،تهران ، پژوهشکده مطالعات و تحقیقات دفاع مقدس ،1388 ، ص / 135 و 136

[21]. اظهارات سردار رشید در بهداروند محمد مهدی ، ما و جنگ،تهران ، پژوهشکده مطالعات و تحقیقات دفاع مقدس ،1388 ، ص / 136

[22]. وفيق السامرايي، ويراني دروازه شرقي، مترجم عدنان قاروني، تهران، مركز اسناد و تحقيقات دفاع مقدس، 1388 ص/ 106

[23]. هاشمي رفسنجاني اكبر ، آرامش و چالش، كارنامه و خاطرات سال 1362، تهران، نشر معارف انقلاب، چاپ سوم، 1386، ص/374

[24]. ياحسيني سيد قاسم ، پنهان زير باران، خاطرات سردار علي ناصري، چاپ سوم، تهران، شركت انتشارات سوره مهر، 1386، ص/229

[25]. ياحسيني سيد قاسم ، پنهان زير باران، خاطرات سردار علي ناصري، چاپ سوم، تهران، شركت انتشارات سوره مهر، 1386، ص/230

[26]. هاشمي رفسنجاني اكبر ، آرامش و چالش، كارنامه و خاطرات سال 1362، تهران، نشر معارف انقلاب، چاپ سوم، 1386، ص/378

[27]. هاشمي رفسنجاني اكبر ، آرامش و چالش، كارنامه و خاطرات سال 1362، تهران، نشر معارف انقلاب، چاپ سوم، 1386، ص/378 و 380

[28]. گفتگوي اختصاصي با سردار مرتضي قرباني، فرمانده وقت لشكر 25 كربلا در بهار سال 1388

[29]. هاشمي رفسنجاني اكبر ، آرامش و چالش، كارنامه و خاطرات سال 1362، تهران، نشر معارف انقلاب، چاپ سوم، 1386، ص/385

[30]. هاشمي رفسنجاني اكبر ، آرامش و چالش، كارنامه و خاطرات سال 1362، تهران، نشر معارف انقلاب، چاپ سوم، 1386، ص/382

[31]. در این عملیات بود که دست راست حسین خرازی فرمانده لشکر 14 امام حسین (ع) قطع گردید.

[32]. هاشمي رفسنجاني اكبر ، آرامش و چالش، كارنامه و خاطرات سال 1362، تهران، نشر معارف انقلاب، چاپ سوم، 1386، ص/388

[33]. هاشمي رفسنجاني اكبر، به سوي سرنوشت، كارنامه و خاطرات سال 1363، تهران، نشر معارف انقلاب، چاپ پنجم، 1386 ، ص/37 و 57

[34].هاشمي رفسنجاني اكبر ، پس از بحران، كارنامه و خاطرات سال 1361، تهران، نشر معارف انقلاب، چاپ پنجم، 1386 ، ص/227

[35]- فروتن عباس،جنگ شیمیایی عراق و تجارب پزشکی آن،تهران،نشر طبیب،1382،ص/94

-[36] فروتن عباس،جنگ شیمیایی عراق و تجارب پزشکی آن،تهران،نشر طبیب،1382،ص/101

[37]. هاشمي رفسنجاني اكبر، به سوي سرنوشت، كارنامه و خاطرات سال 1363، تهران، نشر معارف انقلاب، چاپ پنجم، 1386 ، ص/ 31

-[38] فروتن عباس،جنگ شیمیایی عراق و تجارب پزشکی آن،تهران،نشر طبیب،1382،ص/103

-[39] فروتن عباس،جنگ شیمیایی عراق و تجارب پزشکی آن،تهران،نشر طبیب،1382،ص/103

[40]. هاشمي رفسنجاني اكبر ، آرامش و چالش، كارنامه و خاطرات سال 1362، تهران، نشر معارف انقلاب، چاپ سوم، 1386، ص/393 ، 396 ، 405 و 408

-[41] فروتن عباس،جنگ شیمیایی عراق و تجارب پزشکی آن،تهران،نشر طبیب،1382،ص/109

[42]. هاشمي رفسنجاني اكبر، به سوي سرنوشت، كارنامه و خاطرات سال 1363، تهران، نشر معارف انقلاب، چاپ پنجم، 1386 ، ص/44

[43]. هاشمي رفسنجاني اكبر، به سوي سرنوشت، كارنامه و خاطرات سال 1363، تهران، نشر معارف انقلاب، چاپ پنجم، 1386 ، ص/54

[44]. روحاني حسن ، انقلاب اسلامي، ريشه ها و چالش ها، تهران، مركز پژوهش هاي مجلس شوراي اسلامي، 1376، ص/191

[45]. صحيفه امام، مجموعه آثار امام خميني، جلد 18، تهران، موسسه تنظيم و نشر آثار امام خميني، 1378، ص/369

[46]. صحيفه امام، مجموعه آثار امام خميني، جلد 18، تهران، موسسه تنظيم و نشر آثار امام خميني، 1378، ص/376

[47]. ياحسيني سيد قاسم ، پنهان زير باران، خاطرات سردار علي ناصري، چاپ سوم، تهران، شركت انتشارات سوره مهر، 1386، ص/246 و 248

[48]- خاطرات سردار احمد فتوحی فرماندة یکی از تیپ های لشکر17 در عملیات خیبر که خود در آن مجروح گردید.

[49]. هاشمي رفسنجاني اكبر ، آرامش و چالش، كارنامه و خاطرات سال 1362، تهران، نشر معارف انقلاب، چاپ سوم، 1386، ص/398

[50]. گفتگوی اختصاصی با تیمسار انصاری فرمانده اسبق هوانیروز درنوروز سال1389

[51]. هاشمي رفسنجاني اكبر ، آرامش و چالش، كارنامه و خاطرات سال 1362، تهران، نشر معارف انقلاب، چاپ سوم، 1386، ص/381 ، 384 و 385

[52]. هاشمي رفسنجاني اكبر ، آرامش و چالش، كارنامه و خاطرات سال 1362، تهران، نشر معارف انقلاب، چاپ سوم، 1386، ص/402

[53]. صحيفه امام، مجموعه آثار امام خميني، جلد 18، تهران، موسسه تنظيم و نشر آثار امام خميني، 1378، ص/385

[54]. هاشمي رفسنجاني اكبر ، آرامش و چالش، كارنامه و خاطرات سال 1362، تهران، نشر معارف انقلاب، چاپ سوم، 1386، ص/396

[55]. هاشمي رفسنجاني اكبر، به سوي سرنوشت، كارنامه و خاطرات سال 1363، تهران، نشر معارف انقلاب، چاپ پنجم، 1386 ، ص/11

[56]. هاشمي رفسنجاني اكبر، به سوي سرنوشت، كارنامه و خاطرات سال 1363، تهران، نشر معارف انقلاب، چاپ پنجم، 1386 ، ص/60

[57]. هاشمي رفسنجاني اكبر، به سوي سرنوشت، كارنامه و خاطرات سال 1363، تهران، نشر معارف انقلاب، چاپ پنجم، 1386 ، ص/65، 92 و 102

 

--------------------------

"سوداگر"ی با رضای الهی

يكشنبه ۲۳ بهمن ۱۳۹۰ ساعت ۱۸:۳۰

حسین علایی

هنوز چند روزی از فقدان غم انگیز رزمنده دلاور سردار احمد سیاف زاده نگذشته بود که حجت الاسلام والمسلمین مهدی بهداروند در تماسی خبر درگذشت حزن انگیز دوست عزیزمان سردار احمد سوداگر را بر اثر عارضه قلبی در روز ولادت با سعادت پیامبر رحمت(ص) و امام جعفر صادق(ع) اطلاع داد. در روز جمعه 21 بهمن، در حالی که سرمست از شیرینی فرا رسیدن سالگرد پیروزی انقلاب اسلامی و بازخوانی حماسه آفرینی های عملیات والفجر 8 بودیم، دریافت این خبر سایه سنگینی از اندوه را بر وجودمان چیره ساخت.

سردار احمد سوداگر یکی از مؤثرترین و خوشنام ترین رزمندگان و سلحشوران دزفول در دوران دفاع مقدس بود. او که در سالهای اولیه جنگ به شناسایی مواضع ارتش متجاوز بعثی در جبهه های جنوب می پرداخت نقش موفقی را در شناخت درست دشمن در منطقه عملیاتی فتح المبین و بیت المقدس داشت. اطلاعاتی که او از منطقه عملیاتی فتح المبین و شناخت جغرافیای نظامی این منطقه به دست آورد، راهگشای تهاجم رزمندگان اسلام از محور رقابیه و استفاده از تنگه زلیجان برای حمله به عقبه ارتش عراق در این ناحیه بود.

سردار سوداگر در تمام دوران جنگ به شناخت و مطالعه بر روی استعداد و توانایی ها و نحوه آرایش ارتش متجاوز عراق مشغول بود. او یکی از کسانی بود که تشکیلات اطلاعات عملیات سپاه را بسیار غنا بخشید. در حین عملیات ها، او و افرادش جلودار و راهنمای نیروهای رزمنده برای رسیدن یگان ها به اهداف تعیین شده شان در هر عملیات بودند. احمد در دوران جنگ بارها مجروح شد و یک پای خود را در حین شناسایی های عملیات فتح المبین در سال 1360 در راه خدا از دست داد و از جانبازان پرافتخار دوران جنگ تحمیلی شد. سردار سوداگر در دوران جنگ شاهد شهادت بسیاری از دوستانش بود و پس از جنگ نیز مصیبت های زیادی را متحمل شد. او فرزند جوان خود را در تصادفی از دست داد و مصداق آیه "و من الناس من یشری نفسه ابتغاء مرضات الله والله رئوف بالعباد" بود(سوره بقره/ آیه 207). زیباترین خاطره ای که همیشه احمد سوداگر برای ما نقل می کرد دیدارش با حضرت امام خمینی بود که با همان خلوص دوران جنگ، دست امام را گرفته بود و آنچنان غرق در صفا و جاذبه امام شده بود که دست ایشان را می فشرد و آنرا رها نمی کرد.

در عملیات والفجر 8 که منجر به فتح فاو شد، سوداگر تلاش زیادی در سازماندهی شناسایی های مورد نیاز این عملیات در محدوده قرارگاه کربلا انجام داد. او که به خوبی از اهمیت این عملیات باخبر بود تمام ظرفیت فکری و سازمانی خود را برای بررسی وضعیت رودخانه اروند و نیز چگونگی عبور از این رودخانه و نفوذ به عمق مواضع ارتش دشمن بکار گرفت.

پس از جنگ، احمد سوداگر که از سرداران خوش فکر و روشن بین و فهیم سپاه پاسداران انقلاب اسلامی بود وظیفه خود را ثبت تجارب و درس های دوران دفاع مقدس می دید. گرچه او مدتی را در سمت فرماندهی لشکرهای 25 کربلا و 27 محمد رسول الله(ص) سپری کرد، اما در سالهای اخیر با بر عهده گرفتن مسئولیت "پژوهشگاه دفاع مقدس" سعی می کرد تا معارف دوران جنگ را برای نسل های آینده تدوین و ارائه نماید. او در این ایام موفق شد تا با کمک وزارت علوم، درس "آشنایی با دفاع مقدس" را به عنوان یکی از درسهای اختیاری دانشجویان در دوره کارشناسی دانشگاه ها به تصویب برساند. اولین دانشگاهی که با او در ارائه این درس برای دانشجویان همکاری صمیمانه ای داشت، دانشگاه آزاد اسلامی بود. البته اخیراً در دانشگاه های دولتی نیز درس آشنایی با دفاع مقدس با همت وی ارائه می گردید. در طی چند سال گذشته، سوداگر با به کار گیری ظرفیت های پژوهشگاه دفاع مقدس، اساتید جنگ دیده را با برگزاری کلاس هایی برای تدریس آماده می کرد. او خود یکی از اساتیدی بود که بعضی از عملیات ها را برای اساتید دانشگاه تدریس می کرد و در سالهای گذشته در جریان تدریس در بسیاری از این کلاس ها از نزدیک با تلاش های وی آشنا بودم. شاید این تلاش ها از ماندگارترین اقدامات وی در حفظ حماسه های دفاع مقدس در اوضاع کنونی باشد. سردار سوداگر به دنبال آن بود تا در تمام رشته های دانشگاهی تجربیات تخصصی دوران جنگ مانند تجربیات مهندسی، پزشکی و ... را تحت عنوان "درسهای تخصصی جنگ" راه اندازی نماید.

سوداگر توفیق آنرا داشت تا بخشی از خاطرات خود در دوران جنگ را تحت عنوان "جاده سربی" با همت حجت الاسلام بهداروند تدوین نماید که تاکنون این کتاب بارها به چاپ رسیده است. گفته می شود که خاطرات روزانه وی نیز در دست چاپ قرار دارد. گرچه رفتن سوداگر ضایعه بزرگی برای پیشکسوتان دوران دفاع مقدس و رزمندگانی است که او را از نزدیک میشناختند ولی برای او که تمام دوران زندگی و حیات خود را در شوق به لقاء الله و پیوستن به یاران شهیدش سپری کرده بود، گذار از دنیای فانی و وصال معبود و استقرار در سرای باقی، توفنا مع الابرار است.

فرصت گذشت و حرف دلم ناتمام ماند

خوابم پرید و خاطره ها در گـلو شکست

تا آمـــدم که با تو خداحافظـــــی کنم

بغضم امان نداد و خدا... در گلو شکست

 

 

بهمن، ماه زوال ديكتاتوري‌ها

حسين علايي

بهمن ماه براي بسياري از ايرانيان و اخيرا براي كشورهاي عربي ايام پر خاطره و نشاط آوري است. در 12 بهمن سال 1357 مردم ايران توانستند با مبارزات مستمر خود امام خميني را پس از 14 سال تبعيد، با عزت و شكوه تمام به ميهن بازگردانند. شاه پس از سخنراني آيت‌الله خميني عليه اعطاء حق مصونيت قضايي به آمريكائيان به ويژه مستشاران شاغل در ايران، ايشان را در سال 1343 ابتدا به تركيه و سپس به عراق تبعيد كرده بود. در دوران تبعيد امام خميني، حكومت پهلوي آنقدر به بقا و پايداري خود اميدوار بود كه جشن هنر شيراز را با افتضاح تمام برگزار كرد و جشن‌هاي سلطنت 2500 ساله را با حضور تعدادي از سران كشورهاي جهان به راه انداخت. كارتر رئيس‌جمهور وقت آمريكا هم، ايران را جزيرة ثبات ناميد ولي مردم ايران، اين دوران را ايام توسعة ظلم و خفقان مي‌ناميدند و با خود مي‌گفتند:

فغان زين همه ظلم و بيداد و آه

شب است و حصار و دل قتلگاه

گرچه سكوت قبرستاني بر اين دوران حاكم بود ولي بسياري از مبارزين منتظر ايجاد جرقه‌اي بودند تا بساط ظلم و طغيان را از سر كشور برچينند. با رحلت حاج آقا مصطفي فرزند امام خميني در اول آبان ماه 1356 زمينه براي تحرك مردم آفريده شد. مردم با استفاده از اين فرصت در مجالس ختم فرزند مرجع و پيشواي خود به دور هم جمع شدند. امام هم درگذشت فرزندشان را از الطاف خفية الهي ناميدند زيرا بار ديگر مردم ايران را عليه خودكامگي و استبداد نظام سلطنتي به خروش در آورد. به هر حال مردم ايران توانستند با مبارزه‌اي 15 ساله در 22 بهمن سال 1357 حكومت خودكامه و استبدادي محمد رضا پهلوي را ساقط نمايند و به عمر 2500 سالة نظام‌هاي پادشاهي در ايران خاتمه دهند. از فرداي همين روز بود كه فضاي آزادي در ايران طنين افكن شد و مردم توانستند احساس كنند كه حال مي‌توانند حكومت دلخواه خود را با رفتن بر سر صندوق‌هاي رأي و با انتخاباتي آزاد و سالم بر سر كار آورند.

اما از سال گذشته بهمن ماه براي مردم كشورهاي عربي هم ماه سرنگوني طاغوت‌ها شد. در روزهاي نزديك به آغاز بهمن ماه 1389 حاكم مادام العمر تونس با قيام مردم اين كشور به عربستان گريخت و از 6 بهمن ماه هم قيام گستردة مردم مصر شروع شد و در 22 بهمن سال گذشته هم حسني مبارك ديكتاتور مصر از حكومت 31 ساله به زير كشيده شد. امسال هم در اول بهمن ماه، علي عبدالله صالح رئيس‌جمهور مادام العمر يمن به آمريكا فرار كرد و راه براي ايجاد مردم سالاري در اين كشور باز شد. البته سقوط قذافي هم كه خود را رهبر مردم ليبي مي‌خواند را نبايد از نظر دور داشت. بنابراين به نظر مي‌رسد كه عمر نظام‌هاي استبدادي در جهان به پايان رسيده است و ديكتاتورها نمي‌توانند با خودكامگي بر مردم فرمانروايي كنند.آيا بهمن ماه سال آينده شاهد سقوط ديكتاتورهاي ديگري چون بحرين، سعودي و... خواهيم بود؟ و سيعلم الذين ظلموا‌اي منقلب ينقلبون

يادي از شهداي هويزه در عمليات نصر


از روزي که ارتش عراق به خاک ايران حمله کرد،مسئولين کشور و قواي جمهوري اسلامي به فکر جلوگيري از پيشروي نيروهاي بعثي و بيرون راندن ارتش متجاوز از خاک ميهن بودند. در روزهاي آغازين جنگ، تصور بسياري از مردم و تصميم گيرندگان بر اين بود که ارتش ايران آن قدر توانا و قوي هست که بتواند عليه قواي بعثي تهاجم کرده و آنها را از اراضي اشغالي بيرون کند.

بنابراين تمام توجه فرماندة کل قوا که رئيس‌جمهور وقت بود براي مقابله با تهاجم ارتش عراق بر ظرفيت و اقدام‌هاي ارتش معطوف بود. بر همين اساس از همان ماه اول جنگ تلاش و کوشش بني صدر بر آن بود تا نيروي زميني ارتش به مواضع ارتش عراق حمله کرده و آنها را به سرعت تار و مار نمايد. با اين نگرش بود که در 23 مهر ماه 1359 به لشکر 21 حمزه که به تازگي از ادغام دو لشکر گارد تشکيل شده بود دستور داده شد تا عملياتي را در پل نادري در غرب شهر دزفول انجام دهد. اين عمليات که بسيار عجولانه و بدون انجام شناسايي‌هاي لازم از آرايش قواي دشمن طرح ريزي شد قرين موفقيت نگرديد و اين لشکر در اثناي عمليات بخشي از تجهيزات خود از جمله تعدادي تانک و نفربر را از دست داد.

مدتي بعد در سوم آبان 1359 به يک گردان از لشکر77 و يک گردان از ژاندارمري دستور داده شد تا جادة ماهشهر به آبادان را که به تصرف ارتش عراق درآمده بود آزاد نمايد و از محاصرة کامل آبادان جلوگيري کند. اين عمليات هم ناکام ماند و 15 دستگاه تانک ارتش در جريان آن منهدم گرديد. اين عمليات هم بر اساس اصول جنگ طراحي نشده بود و در نتيجه حاصل چنداني نداشت. پس از انجام اين دو عمليات، عمليات سوم ارتش به اسم نصر يا کرخه کور در روز 15 دي ماه 1359 توسط تيمسار ولي الله فلاحي جانشين رئيس ستاد مشترک ارتش1 طرح ريزي و با بكارگيري دو تيپ از لشکر 16 زرهي قزوين2 به همراه استعدادي در حدود 2 گردان از نيروهاي سپاه خوزستان3 انجام شد.

اين روز مصادف با 28 صفر سال 1401 هجري قمري و سالروز رحلت پيامبر گرامي اسلام (ص) بود. در آن زمان، ارتش با اين سؤال مواجه بود كه چرا خيال تكان خوردن ندارد و پس از گذشت بيش از 3 ماه از جنگ به مواضع دشمن حمله نمي‌كند. در اوايل دي ماه بني صدر به جبهه جنوب آمد و به جانشين رئيس ستاد مشترك و فرمانده نيروي زميني ارتش گفت: فوراً يك جايي حمله كنيد، همين روزهاست كه در شهر راهپيمايي شود كه ارتش چرا خوابيده است؟ يك هفته به شما فرصت مي‌دهم تا در يك جايي به مواضع ارتش عراق حمله كنيد. بر اين اساس، طرح عمليات نصر در منطقه هويزه در جنوب غربي شهر سوسنگرد شكل گرفت.

در طرح اين عمليات، تصرف پادگان حميد،ايستگاه حسينيه و در نهايت فتح خرمشهر در نظر گرفته شده بود و در صورت موفقيت قرار بود پيشروي‌ها حتي تا روستاي تنومه در خاک عراق ادامه يابد4. طبق دستور سرتيپ ظهيرنژاد فرماندة نيروي زميني، نيروهاي تک ور پس از تصرف پادگان حميد بايد تک را به سمت مرز ادامه داده و نبرد را به داخل خاک دشمن مي‌کشاندند و در ادامه، تک را تا خط مرز و بنا به دستور تا کرانة شرقي رودخانة دجله ادامه مي‌دادند. با شروع عمليات در ساعت 10 صبح، لشكر 16 به فرماندهي سرهنگ سيروس لطفي با دو تيپ از فاصلة خالي 10 کيلومتري بين دو لشکر5 و 9 ارتش عراق در شرق هويزه استفاده نمود و به مواضع ارتش عراق در روشنايي روز حمله كرد5. تيپ 2 اين لشكر، احتياط نيروي زميني در منطقة دوكوهه يعني در گلوگاه حياتي خوزستان بود و وارد عمل نشد.

در طرح عمليات پيش بيني شده بود که با توجه به سابقه و تمرين عبور از رودخانة كارون توسط ارتش، لشکر 92 هم با 2 تيپ از رودخانه کارون در فارسيات مقابل پادگان حميد عبور کرده و با لشکر 16 درجفير الحاق نمايد6. با شروع عمليات، لشكر 16 با يك مانور دوراني زرهي تا حدود 30 كيلومتر به سمت منطقه جفير پيشروي نمود و يک تيپ ارتش عراق از لشكر 5 مكانيزة ارتش عراق7 را به تله انداخت و تا ساعت 4 بعد از ظهر حدود 800 نظامي دشمن را اسير كرد. به اين ترتيب مرحلة اول عمليات با موفقيت انجام شد و بني صدر طي پيامي به امام خميني(ره) اظهار اميدواري كرد كه مراحل بعدي هم با پيروزي كامل به انجام برسد. امام خميني در پاسخ به نامه رئيس‌جمهور در 15/10/1359 فرمودند:«اميدوارم خبر پيروزي نهايي را به خواست خداوند تعالي به زودي دريافت دارم8». روز اول عمليات نصر روز شادي و نشاط و خوشحالي براي همة رزمندگان اسلام بود. اما از روز دوم پاتک‌هاي سنگين ارتش عراق، با استفاده از تيپ 10 زرهي و با همكاري تيپ 43 زرهي از لشكر 9 آغاز شد. تيپ 10 زرهي مجهز به تانك‌هاي 72‎‏ -‏T ساخت شوروي بود كه از نظر سرعت گلوله گذاري و نواخت تير نسبت به تانك‌هاي ايراني برتري داشتند.

با پشتيباني نيروي هوايي ارتش عراق و هم به کارگيري موشک‌هاي ضد تانک ماليوتکا9، موفقيت‌هاي قواي خودي ادامه نيافت و لشكر 16 با برجاي گذاشتن حدود 130 تانک و نفربر از جمله 87 تانک چيفتن به مواضع اوليه خود در شمال رودخانه کرخه بازگشت10. در چنين شرايطي ارتش عراق موفق شد تانك‌هاي رها شدة خود را كه در اين عمليات از دست داده بود بازپس بگيرد11. به هر حال گرچه قرار بود با اجراي اين عمليات، سرزمين‌هاي جنوب اهواز، آزاد گردد ولي در پايان عمليات،قواي ايران بخشي از مواضع قبلي خود را هم از دست دادند. در اين عمليات تعدادي در حدود 350 نفر از نيروهاي سپاه و بسيج هم كه در قالب سه گردان سازماندهي شده بودند در محور جنوب هويزه به همراه لشکر 16 زرهي قزوين، شرکت کردند. هر گردان بين 100 تا 150 رزمنده در اختيار داشت.

فرماندة يكي از اين گردان‌ها که در محور سوسنگرد- هويزه به همراه تيپ 1 لشکر 16 عمل مي‌کرد بر عهدة حسين علم الهدي بود12. نبود برنامه ريزي درست براي رزمندگان سپاه و هم ناهماهنگي در عقب نشيني نيروها در حالي که بيش از 1500 متر جلوتر از نيروهاي ارتش مشغول نبرد با قواي ارتش عراق بودند و هم بي تجربگي و همچنين تهاجم قواي دشمن، موجب وارد آمدن تلفات سنگين به نيروهاي خودي شد. در اين عمليات تعداد 160 نفر از رزمندگان از جمله تعدادي از دانشجويان پيرو خط امام و نيز حسين علم الهدي و حسين خوشنويسان فرماندة رزمندگان مهندسي رزمي جهاد مستقر در سوسنگرد به شهادت رسيدند و بيش از 400 نفر هم زخمي شدند13.بدين ترتيب روز دوم عمليات نصر، روز غم و اندوه و افسوس براي رزمندگان گرديد.

نيروي هوايي ارتش هم در پشتيباني از عمليات نصر 145 بمباران هوايي انجام داد و 318222 پوند مهمات هوايي مصرف کرد. علاوه بر خسارات وارد شده به لشکر 16 و تلفات زياد نيروهاي داوطلب، در جريان اين عمليات تعداد 3 فروند هواپيماي 4 -‏F,5-F و130 ‏C-‎‏ منهدم گرديد و 6 خلبان آنها هم به شهادت رسيدند14. در مجموع مي‌توان گفت که عمليات نصر يك عمليات آفندي زرهي موفق بود كه به علت عدم تعادل در توازن رزمي با قواي دشمن، در مواجهه با پاتك زرهي ارتش عراق، ناكام گرديد.

عقب نشيني سريع واحدهاي لشکر 16 در اين عمليات، آسيب روحي زيادي به رزمندگان وارد نمود وآنها را دچار يأس و سردرگمي کرد.در عوض عراق بهره تبليغاتي فراواني را از انجام اين عمليات برد و به تعدادي از فرماندهان عراقي نشان افتخار داده شد. اين عمليات تجربيات و درس‌هاي خوبي هم براي رزمندگان در پي داشت. از جمله اين که مشخص شد بکارگيري واحدهاي زرهي- مکانيزه بدون همراهي تعداد کافي نيروهاي پياده در منطقة مسطح دشت خوزستان، قرين موفقيت نخواهد بود.درس ديگر اين بود که در اين عمليات براي اولين بار رزمندگان ايراني موفق شدند تا در عمق مواضع نيروهاي عراقي پيش رفته و استحکامات و انواع سنگرها و عقبة آنها را ببينند. از همين هنگام بود که نيروهاي مهندسي جنگ جهاد سازندگي توانستند شيوة احداث سنگرهاي انفرادي، سنگرهاي اجتماعي و خاکريزهاي نعل اسبي و احداث مواضع تانک را از دشمن بياموزند15. با ناکام ماندن عمليات نصر، ارتش عراق به عقب راندن و تعقيب نيروهاي ايراني ادامه داد و توانست در 17/10/1359 جادة هويزه به سمت سوسنگرد را به تصرف خود درآورد.

با اين اقدام، عقبة نيروهاي رزمندة مستقر در هويزه بسته شد.در چنين شرايطي باقيماندة نيروهاي سپاه در هويزه که در حدود 40 نفر بودند به سمت سوسنگرد عقب نشيني کردند. سپس ارتش عراق،شهر هويزه را به اشغال خود درآورد. اين شهر در اشغال ارتش عراق باقي ماند تا آن که در اواخر ارديبهشت ماه 1361 در جريان عمليات بيت المقدس آزاد گرديد.به هر حال دوران جنگ تحميلي سرشار از حماسه آفريني‌ها و رشادت‌ها و مظلوميت‌هاي رزمندگاني است که با اخلاص و براي قرب به درگاه الهي در جبهه‌ها حضور يافتند.

* این مقاله در روزنامه اطلاعات منتشر شده است.

‏منابع و مراجع و پانوشت‌ها

1‏- در آن زمان عملا ايشان وظايف رئيس ستاد ارتش را انجام مي‌داد زيرا کسي به عنوان رئيس ستاد منصوب نشده بود. ‏

2‏- لشکر 16 در آن زمان داراي 320 دستگاه تانک بود و يکي از يگان‌هاي قوي ارتش محسوب مي‌شد. ‏

3‏. بني صدر براي اولين بار با داود کريمي فرمانده عمليات سپاه در جبهه جنوب تماس گرفته ونيروهاي سپاه را در عمليات شرکت مي‌دهد.هر گردان سپاه 200 رزمنده تک ور داشت.( کتاب ما و جنگ، ص/111 ) داود کريمي در شهريور ماه سال 1383 بر اثر عوارض ناشي ازگازهاي شيميايي در عمليات والفجر8 به شهادت رسيد.‏

4‏. اظهارات سردار غلامعلي رشيد به نقل از کتاب ما و جنگ،ص/84 ‏

5‏. از آنجا كه تانك‌ها محدوديت ديد دارند و هر يگان زرهي در شب، كور است بنابراين، نيروهاي ايران در روز به مواضع نيروهاي دشمن حمله كردند.‏

6‏. اظهارات سردار غلامعلي رشيد به نقل از کتاب ما و جنگ، ص 111‏

7‏. اين لشكر وظيفه دفاع از جاده اهواز خرمشهر و جلوگيري از پيشروي قواي ايران به سمت بصره را بر عهده داشت.‏

8‏. صحيفه امام، مجموعه آثار امام خميني، تهران، مؤسسه تنظيم و نشر آثار امام خميني، 1378، جلد13، ص/492‏

9‏- موشک‌هاي ضد تانک ماليوتکا ساخت شوروي بود و داراي 3 کيلومتر برد است و از روي پاية زميني يا نفربرهاي زرهي ‏PMP1‎‏ پرتاب مي‌شود. ‏

10‏. اظهارات سردار غلامعلي رشيد به نقل از کتاب ما و جنگ، ص/ 112.‏

11‏. وفيق السامرايي، ويراني دروازه شرقي، ترجمه، عدنان قاروني، تهران، مركز اسناد دفاع مقدس، 1388، ص/81‏

12‏- حسين علم الهدي از پاسداران اهواز بود که به دليل آموزش درس‌هايي از نهج البلاغه نفوذ زيادي در بين همرزمان خود داشت.

13 ـ ‏ براي اطلاعات بيشتر رجوع کنيد به کتاب حماسة هويزه نوشتة نصرت الله محمود زاده، تهران انتشارات موسسة فرهنگي هنري جنات فکه،چاپ يازدهم،1387 ‏

14‏- نمکي اراکي عليرضا،نيروي هوايي در دفاع مقدس، تهران،ايران سبز،1387، ص/165

‏15 ـ اظهارات آقاي مهندس مهدي ورشابي از فرماندهان مهندسي جنگ جهاد سازندگي به نگارنده در 28/9/1389 ‏

 

 

 

جنگ امنیتی کارزار جدید ایران -امریکا

اخیرا ردپای امریکا در ایران ژررنگ تر از ژیش شده است. تا دیروز انتشار ویروس استاکس‌نت در تاسیسات هسته‌ای و انهدام هواپیمای بدون سرنشین جاسوسی و امروز هم  جاسوس امریکایی در ایران نشانه هایی از جنگ بی سر و صدایی هستند که واشنگتن با تهران آغاز کرده است. امریکا از سی سال پیش که از داشتن روابط دیپلماتیک با ایران قطع امید کرد به دنبال راه‌حلی بود تا این خلا ناشی از عدم روابط سیاسی با ایران را حل کند، امروز به فکر جنگ امنیتی است و به نظر می‌رسد که ایران نیز با درایت خاصی شروع به پاسخ دادن کرده است.  گفت و گو با دکتر حسین علایی فرمانده پیشین نیروی دریایی سپاه ایران و کارشناس مسایل استراتژیک، درباره وجود جنگ امنیتی میان ایران و امریکا و ویژگی‌های این رقابت:

 

با توجه به اتفاق‌های اخیر همچون گرفتن هواپیمای بدون سرنشین امریکایی و یا جاسوس سیا در ایران و در گذشته نزدیک ورود ویروس استاکس‌نت در رایانه‌های ایران آیا می‌توان گفت که ایران و امریکا به نوعی در حال جنگ امنیتی و الکترونیکی با هم هستند؟

از مدت‌ها پیش حساسیت امریکا نسبت به ایران و ایران نیز نسبت به فعالیت‌های امنیتی امریکا علیه ایران افزایش پیدا کرده است. سندهای مشخصی هم برای این مساله در دست است. حضور هواپیمای بدون سرنشین آرکیو 70 در ایران علامت توجه جدی امریکا به اهتمام نسبت به جمع‌آوری انواع اطلاعات از داخل ایران است.

از سوی دیگر ایران نیز به طور مرتب ادعا می‌کند که فعالیت‌های جاسوسی امریکا نسبت به ایران هم در حوزه‌های پیرامونی و هم در حوزه‌داخلی افزایش پیدا کرده است. از سوی دیگر امریکا علاقه خود را به ارتباطات مجازی با دورن ایران با افتتحاح سفارتخانه مجازی هم نشان داده است. به نظر می‌رسد که نداشتن بیش از 30 سال رابطه و سفارت در ایران، امریکا را از یک خلا اطلاعاتی و نسبت به واقعیت آنچه در ایران می گذرد، دور کرده است و تلاش امریکا بر این است تا جایی که امکان دارد از تمامی ابزارها چه ابزارهای سنتی و چه مدرن برای تسلط بر فضای درونی ایران استفاده کند.

امریکا از چه ابزارهای برای رقابت با ایران استفاده کرده است؟

طبیعی است که در چنین شرایطی حساسیت‌های امنیتی ایران نسبت به فعالیت‌های مختلف امریکا افزایش پیدا خواهد کرد. از سوی دیگر در طی برنامه‌های اعلام شده امریکا مبنی بر خروج از عراق و برنامه‌ریزی برای خروج از افغانستان نیاز امریکا را به کنترل فعالیت‌های ایران افزایش داده است، به دلیل آنکه امریکا در سطح منطقه خاورمیانه، خود را رقیب منطقه‌ای ایران معرفی می‌کند. در حقیقت امریکا در اینجا به عنوان یک ابرقدرت نمی‌تواند ظاهر شود، بلکه در فضاهای مشترک امریکا در حد قدرت منطقه‌ای عمل می‌کند و بنابر ادعاهای امریکا، ایران قوی‌ترین نفوذ منطقه‌ای را در فضای مورد علاقه امریکا دارد.

در نتیجه در تمام حوزه‌های ژئوپولتیکی منطقه‌ای که امریکا نسبت به آنها حساسیت دارد، همانند خلیج فارس، عراق و افغانستان، حوزه هسته‌ای و قیام‌های مردم علیه دیکتاتورهای کشورهای عربی امریکا اعتقاد دارد که با رقیب موثری به نام ایران روبروست. بنابراین در وضعیت کنونی امریکا تلاش می‌کند که برای رقابت با چنین رقیبی از ابزارهای امنیتی استفاده کند تا ابزارهای سیاسی و دیپلماتیک. در حوزه اقتصاد نیز امریکا به ناسازگاری منفی برای مقابله با ایران رو آورده و آن توسعه حوزه تحریم‌هاست. بنابراین در فضای کنونی رقابت شدید منفی در همه حوزه‌ها بر سر منطقه نفوذ میان امریکا و ایران  برقرار است و هر دو کشور توسعه نفوذ خود را منوط به کاهش حوزه نفوذ طرف مقابل و یا قطع نفوذ طرف مقابل ارزیابی می‌کنند.

آیا می‌توان گفت که ایران تا به امروز توانسته با این جنگ امنیتی مقابله کرده و موفق باشد؟

در این حوزه‌ها امریکا به صورت آفنده‌ای عمل کرده است. به عبارت دیگر اقدام‌گر و کنشگر اولیه امریکا بوده است. اما ایران با برنامه‌ریزی در برابر کنش امریکا توانسته واکنش فعالی را از خودش به نمایش بگذارد. بنابراین در همه حوزه‌ها،در حوزه جنگ امنیتی، عملیات جاسوسی، تحریم‌های اقتصادی، گسترش توانمندی‌های نظامی امریکا اقدام‌گر فعال بوده و ایران در مقابل این فعالیت‌ها، رفتار واکنش‌آمیز و فعال از خود نشان داده است.

 

 

نگاهي به عمليات محرم

دوران هشت سالة جنگ تحميلي از پر ماجراترين و پر حادثه‌ترين ايام تاريخ معاصر ايران است.غافلگيري و عدم آمادگي ايران موجب شد تا در نيمة دوم سال 1359 هزاران کيلومتر مربع از سرزمين ايران به اشغال ارتش عراق درآيد، اما پس از گذشت مدتي از آغاز تهاجم عراق، نيروهاي مسلح و رزمندگان داوطلب با فداکاري بسيار توانستند جلو پيشروي‌هاي ارتش عراق را بگيرند و برنامه ريزي خود را براي حمله به مواضع ارتش عراق آغاز كنند.

به اين ترتيب در مدت کمتر از دو سال با سلسله عمليات‌ انجام شده، عمدة سرزمين‌هاي ايران از اشغال ارتش متجاوز آزاد شد، اما جنگ تمام نشد و ايران به دنبال «رهايي تمام سرزمين‌هاي خود» و «وادار کردن عراق به پذيرش معاهدة مرزي 1975» و «دريافت خسارات» جنگ برآمد. بدين منظور سلسله عمليات جديدي طرح‌ريزي شد تا هم با حمله به خطوط دفاعي ارتش عراق، متجاوزين به بيرون از مرزها رانده شوند و هم عراق از ادعاي خود در بارة اروندرود دست بردارد و هم به رعايت حسن همجواري در رفتارهاي خود روي آورد. يکي از آن عملياتي که براي تحقق چنين اهدافي طراحي و در ماه عزاي حسيني به مورد اجرا درآمد عمليات محرم بود. ‏

صدور قطعنامه 522‏

در دوران جنگ، دولت عراق در استفاده از ظرفيت شوراي امنيت سازمان ملل براي رسيدن به مقاصد خود نسبت به ايران فعال‌تر بود. البته موقعيت سياسي عراق هم در بين اعضاي دائمي شوراي امنيت بهتر از ايران بود. پس از انجام دو عمليات رمضان و مسلم بن عقيل، نماينده عراق طي نامه‌اي در تاريخ 9 مهر ماه 1361 برابر با اول اكتبر 1982 از رئيس شوراي امنيت سازمان ملل درخواست تشكيل جلسه كرد. پيرو اين درخواست، جلسه شوراي امنيت در تاريخ 12/7/1361 تشكيل شد و در آن سعدون حمادي وزير امور خارجة عراق حضور يافت.

در اين جلسه وزير امورخارجة مغرب به نمايندگي از گروه كشورهاي عرب و در حمايت از عراق سخنراني كرد. در نهايت در اين جلسه که در غياب وزير خارجة ايران منعقد شد، سومين قطعنامه شوراي امنيت در12 مهر ماه 1361 برابر با 4 اكتبر 1982 با شماره 522 صادر و به اتفاق آرا به تصويب رسيد. در اين قطعنامه نيز همچون دو قطعنامة قبلي به جاي کلمة «جنگ» از عنوان «وضعيت ميان ايران و عراق» استفاده شده بود و با اظهار تأسف در مورد طولاني شدن و افزايش برخورد ميان دو کشور كه منجر به خسارات سنگين انساني و زيان مادي چشمگير شده و صلح و امنيت را به خطر انداخته است، شوراي امنيت خواستار آتش بس فوري و خاتمة همة عمليات نظامي شد و تقاضاي خود براي عقب‌نشيني نيروها به مرزهاي شناخته شدة بين المللي را مجددا تأئيد کرد. و از اين كه عراق آمادگي خود را براي همکاري در اجراي قطعنامة قبلي شورا با شمارة 514 اظهار داشته بود، استقبال كرد و از ايران هم خواست که چنين کند.

همچنين اين قطعنامه بر ضرورت اجراي بدون تأخير بيشتر تصميمش در مورد اعزام ناظران ملل متحد براي بررسي، تأئيد و نظارت بر آتش بس و عقب‌نشيني نيروها، تأئيد كرد. و درخواست خود را از همة دولت‌هاي ديگر در مورد خودداري از همة اقداماتي كه مي‌تواند به ادامة اختلاف كمك كند و تسهيل اجراي قطعنامه حاضر را مجددا تأئيد کرد. از دبير كل سازمان ملل نيز خواست كه در مدت 72 ساعت در مورد اجراي قطعنامة حاضر به شوراي امنيت گزارش دهد. اين قطعنامه به فاصلة كمتر از 3 ماه از صدور قطعنامة 514 که پس از فتح خرمشهر صادر شده بود، به تصويب رسيد‏.1

در اين قطعنامه همچون قطعنامه‌هاي پيشين به خواسته‌هاي مهم ايران توجهي نشده بود و دربارة «آغازگر جنگ» و «چگونگي تأمين خسارت‌ها»ي ناشي از حمله عراق به ايران، مطلبي مطرح نگرديده بود. جمهوري اسلامي ايران اين قطعنامه را جانبدارانه ارزيابي و بنابراين آن را رد كرد. صدور اين قطعنامه و عدم پذيرش آن از سوي ايران از نظر سياسي به نفع عراق تمام شد. از اين تاريخ، ارتش عراق علاوه بر حمله به مناطق مسكوني در شهرها و روستاهاي اطراف مرز، برد حملات موشكي و بمباران‌هاي هوايي خود را به شهرهاي دورتر نيز توسعه داد.‏

‏ عمليات محرم ‏

عمليات محرم در آبان ماه سال سوم جنگ برابر با 14 محرم الحرام در جبهة شمالي استان خوزستان و در حواشي مرز انجام شد. با عدم اطمينان ايران از امکان ختم جنگ با انجام فعاليت‌هاي سياسي و از طريق کمک مجامع بين المللي، همچنان اجراي عمليات نظامي به عنوان مهم‌ترين راهکار جمهوري اسلامي براي تسليم کردن حکومت عراق و پذيرش شرايط ايران براي پايان دادن به جنگ تلقي مي‌شد. بر اين اساس عمليات محرم طرح ريزي و اجرا شد. عمليات محرم يکي از سلسله عمليات‌ کربلا با اسم کربلاي5 است. اين عمليات در منطقه موسيان و در جنوب دهلران تا فكه در تاريخ 10/8/1361 و در ساعت 22:08 با رمز لاحول و لا قوه الا بالله يا زينب کبري(س) آغاز شد. هدف اين عمليات آزادسازي سرزمين‌هاي اشغالي ايران در اطراف ارتفاعات وكوه‌هاي مرزي حمرين در جنوب دهلران و در منطقه بين فكه تا شهر دهلران بود. عمليات محرم، يکي از عمليات‌ برون مرزي ايران است، زيرا علاوه بر طرح آزادسازي اراضي اشغالي ايران در ناحية مرزي فکه، پيشروي در خاک عراق نيز برنامه‌ريزي شده بود. محدودة منطقه عملياتي محرم در غرب عين‌خوش و از شرق به رودخانه دويرج و از غرب به ارتفاعات مرزي حمرين محدود بود. در واقع اين عمليات ادامة عمليات فتح المبين بود که در صورت پيروزي مي‌توانست اهداف آن را تکميل كند. شهرهاي العماره و علي غربي عراق و رودخانه دجله در غرب اين منطقه واقع شده‌اند.

در آن زمان مهم‌ترين هدف نظامي براي ايران در اين ناحيه، کرانه شرقي رودخانه دجله، بين شهرهاي العماره و علي غربي بود. حفظ اين دو شهر براي دولت عراق نيز مهم بود. شهر علي غربي در مقابل محور دهلران ـ چيلات واقع شده است و تا مرز دو کشور حدود 30 کيلومتر فاصله دارد. شهر العماره هم در 60 کيلومتري مرز و مقابل محور عين خوش قرار دارد. طول خط مرز از فکه تا رودخانه ميمه حدود 90 کيلومتر و از رودخانه ميمه تا رودخانه چنگوله حدود 100 کيلومتر است.در منطقة عملياتي دو رودخانة دويرج و چيخواب وجود داشت که رود چيخواب به دويرج مي‌ريزد. ظرفيت آب رودخانه چيخواب در هنگام بارندگي، به 10 برابر افزايش مي‌يافت.

دويرج هم يک رودخانه دائمي است و عمق آن در وضعيت عادي حدود 30 سانتيمتر تا نيم متر و در بعضي نقاط بيشتر بود، به طوري که افراد پياده مي‌توانستند از آن عبور کنند.البته زماني که بارندگي انجام شود و سيل جاري گردد، عمق آن به سه متر هم مي‌رسيد و عرض آن تا 500 متر افزايش مي‌يافت. رودخانة دويرج تا مرز عراق بين 4 تا 12 کيلومتر فاصله دارد. عمق متوسط ارتفاعات حمرين در منطقه عملياتي محرم 15 تا 20 کيلومتر است و تا 400 متر ارتفاع دارد. رودخانه طيب در حدود 30 کيلومتري مرز در داخل خاک عراق جريان داشته و طول آن 90 کيلومتر است. ‏

معابر وصولي منطقه عمليات عبارت بودند از:‏

‏1- محور کم عرض مسير رودخانه ميمه- طيب

‏2- محور عريض چم سري- پل ربوط به طرف بند بِزِرگان عراق

‏3- محور چم هندي به طرف جبل فوقي و پل رميله که نزديکترين محور به طرف شهر عماره است.‏

‏4- محور سميده به طرف پل غزيله و شهر عماره که در مسير آن يک منطقه باتلاقي قرار گرفته است.‏

‏5- محور کم عرض چيلات که کوتاه‌ترين مسافت تا شهر علي غربي و سهل الوصول‌ترين محور براي دستيابي به هدفي مهم است.‏

استعداد ارتش بعثي و قواي خودي

سپاه چهارم ارتش عراق با دو لشکر 10 زرهي و 1 مکانيزه و 17 تيپ مستقل يعني حدود 23 تيپ رزمي زرهي، مکانيزه و پياده مسئوليت منطقه مهران تا تنگه چزابه را برعهده داشت. لشکرهاي 10 زرهي و 1 مکانيزه در منطقه غرب رودخانه دويرج در منطقه عملياتي محرم استقرار داشتند. لشکر 1 مکانيزه از حوالي فکه تا غرب بستان و لشکر 10 زرهي از شمال فکه تا معبر چيلات مستقر شده بودند. نيروهاي عراقي در ارتفاعات حمرين و تا 20 کيلومتري شرق و شمال ارتفاعات حمرين مستقر بودند. بنابراين مجموع استعداد ارتش عراق در کل منطقه را مي‌توان شامل لشکرهاي 1 مکانيزه و 10 زرهي و 7 تيپ پياده و يا 10 گردان تانک، 1 گردان سوار زرهي و 7 گردان مکانيزه و 20 گردان پياده دانست.‏

ترکيب نيروهاي خودي به کار رفته در اين عمليات متشکل از: تيپ‌هاي 8 نجف با 18 گردان، 25 کربلا با 12 گردان، 17 علي ابن ابي طالب(ع) با 10 گردان، 14 امام حسين(ع) با 15 گردان، 44 قمر بني‌هاشم(ع) با 4 گردان، 35 امام سجاد(ع) با 7 گردان و لشکر 30 زرهي از سپاه پاسداران انقلاب اسلامي و تيپ 1 لشکر 21، تيپ 84 خرم آباد، يک گردان از تيپ 58 ذوالفقار از ارتش و همچنين 8 گردان توپخانه از ارتش و سپاه بود. ايران در شروع اين عمليات، 60 گردان پياده شامل 52 گردان از سپاه، 8 گردان از ارتش و ژاندارمري به کار گرفت، در حالي که استعداد ارتش عراق 20 گردان برآورد مي‌شد.

قواي ايران در اين عمليات 6 گردان تانک در برابر 10 گردان تانک عراق و 3 گردان مکانيزه در برابر 7 گردان مکانيزه ارتش بعثي در اختيار داشتند.فرماندهان يگان‌هاي منظور شده براي اين عمليات از اول مهرماه در جريان قرار گرفتند و کار شناسايي از منطقه را شروع کردند. از 20 مهرماه 1361 کار جابجايي يگان‌ها براي انجام عمليات آغاز شد. 26 مهرماه برابر با اول ماه محرم بود و بر همين اساس اسم عمليات به نام محرم خوانده شد. قرار بود نيروي هوايي روزي 10 پرواز تاکتيکي و 6 پرواز پوشش هوايي انجام دهد. هوانيروز هم با 10 بالگرد کبري و 10 بالگرد 214 و 4 شنوک در عمليات شرکت داشت. 110 دستگاه مهندسي نيز براي انجام عمليات

پيش بيني شده بود. يگان‌هاي شرکت کننده در عمليات، تا اول آبان ماه در منطقه عين خوش مستقر شدند. قرارگاه عملياتي قائم با فرماندهي مشترک حسين خرازي و سرهنگ منوچهر دژکام فعال شد. اين قرارگاه با 6 قرارگاه جزء شامل 4 قرارگاه در خط و دو قرارگاه در احتياط فعاليت مي‌کرد.‏

طرح عمليات و محورهاي تهاجم

مدتي قبل از برنامه ريزي براي عمليات فرماندهان يگان‌هاي سپاه برادران حسين خرازي، مرتضي قرباني، احمدکاظمي و محمد ابوشهاب با کمک افراد محلي از کنار رودخانة ميمه با دو قاطر تا 40 کيلومتري عمق مواضع ارتش عراق رفتند. آنها 24 ساعت در منطقه باقي ماندند و از نزديک منطقة عمليات و محور عماره ـ بصره را شناسايي کردند.2 با توجه به اين بررسي و نيز شناسايي‌هاي انجام شده توسط واحدهاي اطلاعات عمليات، در طرح عمليات محرم انجام حمله در محورهاي ذيل در نظر گرفته شده بود:

محور اول: انجام تک از جنوب دهلران و از کرانه شرقي رودخانه ميمه و تصرف ارتفاعات مرزي در اطراف معبر بيات و تأمين خط مرزي با کمک تيپ 8 نجف اشرف با 11 گردان عملياتي، پيش بيني شده بود. در مرحله اول عمليات محرم، آخرين حد پيشروي يگان‌ها در امتداد ارتفاعات جنوب غربي موسيان در حدود 5 کيلومتري داخل خاک عراق در مقابل معبر ربوط تعيين شده بود. محور اصلي عمليات عبارت از غرب رودخانه دويرج تا پاسگاه‌هاي زبيدات، ابوغريب و شرهاني بود.‏

محور دوم: اجراي تک از غرب رودخانه دويرج و حوالي موسيان به سمت جنوب و تصرف ارتفاعات سرکوب جنوب خط مرزي با استفاده از تيپ 25 کربلا با 8 گردان رزمي، پيش بيني شده بود.‏

محور سوم: انجام تک به ارتفاعات مرزي حمرين با عبور از رودخانه دويرج با کمک تيپ 17 علي ابن ابي طالب(ع) با 8 گردان رزمي و نيز تيپ 1 لشکر 21 حمزه با 3 گردان رزمي، پيش‌بيني شده بود.‏

اين دو يگان در قسمت مياني منطقه عمليات محرم بين نهر عنبر و چم سري وارد عمل شدند. منطقه عملياتي اين دو يگان از نهر عنبر به طرف غرب براي تصرف ارتفاعات شمالي پاسگاه شرهاني و از آبادي رکاس در شرق دويرج به طرف غرب پاسگاه شرهاني و محور جنوبي از چم سري به طرف پاسگاه شرهاني قرار داشت. ‏

محور چهارم: عقب راندن نيروهاي دشمن از ارتفاعات اشغالي در شرق نوار مرزي و تأمين خط مرزي با عبور از رودخانه دويرج بين چم سري در شمال و چم‌هندي در جنوب با تيپ 14 امام حسين(ع) با 10 گردان و تيپ 84 خرم آباد با 4 گردان طرح ريزي شده بود. عرض واگذاري به اين دو يگان حدود 12 کيلومتر بود و از خط اول لشکر امام حسين تا رودخانة دويرج13 کيلومتر فاصله بود.

هر گروهان تيپ84 در يک گردان لشکر امام حسين(ع) سازماندهي شده بود و به صورت مشترک در عمليات شرکت کردند. علاوه بر اهداف تعيين شده‌اي که لشکر14 بايد تصرف مي‌کرد، اين لشکر جناح دار عمليات محرم هم بود. دو قرارگاه هم به شرح ذيل به عنوان احتياط منظور شده بود: ‏

قرارگاه قائم 5: تيپ 44 قمر بني‌هاشم با سه گردان و يک گردان از تيپ 58 ذوالفقار به عنوان نيروهاي احتياط در منطقه دهلران در شمال غربي در نظر گرفته شده بودند.‏

‏ قرارگاه قائم 6: تيپ 35 امام سجاد با 5 گردان نيز به عنوان نيروي احتياط در منطقه عين خوش در جنوب شرقي، پيش بيني شده بود. توپخانه پيش بيني شده براي عمليات نيز عبارت از: يک گردان 130 ميلي متري، يک گردان کاتيوشا، يک گردان 155م م و يک گردان 203م م از ارتش، و يك گردان 130 م‌م، دو آتشبار 122م م، يک آتشبار 105م م و دو آتشبار 152 م م از سپاه بود. ‏

شرح و نتايج عمليات محرم

قرارگاه صاحب الزمان به فرماندهي حسين خرازي مسئوليت اجراي عمليات محرم را بر عهده داشت. به محض شروع عمليات، 3 گردان از لشکر امام حسين در محور چم سري از رودخانه دويرج عبور کردند. ولي به هنگام عبور رزمندگان ساير محورهاي لشکر14 امام حسين(ع) از رودخانة دويرج بر اثر بارندگي انجام شده در ساعاتي قبل از شروع عمليات، ارتفاع آب رودخانه از ساعت 10 شب بالا آمد و شهيد حبيب اللهي که مسئول عبور دادن رزمندگان از رودخانه بود، با مشکل پيش بيني نشده مواجه شد.

تعدادي از رزمندگان توانستند از داخل رودخانه عبور كنند و تعدادي از آنها با افزايش ناگهاني سطح آب از نيم متر به سه متر و افزايش شدت جريان رودخانه مواجه و غرق شدند. به هر صورت در شب اول عمليات لشکر8 نجف ارتفاع290 را گرفت و در روزهاي بعد لشکر امام حسين تا زبيدات عمليات خود را ادامه داد. ساير يگان‌ها هم در همان شب اول چند ارتفاع مهم و چند چاه نفت از 35 چاه نفت اشغالي ايران از تصرف ارتش عراق را آزاد كردند و رزمندگان اسلام بر شهرك طيب و جاده تداركاتي عراق، مشرف شدند.

اين عمليات در چهار محور موفق و در يك محور ناكام ماند. در روز اول عمليات 500 اسير تخليه شد.3 در ساعت 13 تا 15 روز يازدهم آبان يعني اولين روز عمليات، باران زيادي باريد و موجب طغيان رودخانه دويرج شد. در اثر بارندگي بعضي از پل‌هاي رودخانه خراب و تعدادي از رزمندگان در رودخانة دويرج غرق شدند. در مجموع حدود 600 نفر از رزمندگان در جريان طغيان آب رودخانة دويرج غرق شدند.4 درگيري‌ها در منطقه عملياتي محرم تا اوايل آذر ماه 1361 به صورت پراكنده و متناوب ادامه يافت و رزمندگان لشکر امام حسين در دو مرحله به ارتفاعات 175 هم رسيدند.5 در تاريخ اول آذر 1361 عراق از نوعي گاز شيميايي استفاده كرد كه موجب عقب‌نشيني اندكي از سوي نيروهاي خودي شد ولي تأثير چنداني در نتيجه عمليات نداشت.6 در جريان اين عمليات لشکر امام حسين(ع) يک گردان آرپي جي زن موتور سوار سازماندهي کرده بود که با آن تانک‌هاي عراقي را مورد حمله قرار مي‌داد.7‏

در عمليات محرم جاده عين‌خوش ـ دهلران به طول 100 كيلومتر از زير ديد و تير دشمن خارج شد. شهرهاي موسيان و دهلران و پادگان عين خوش از زير آتش توپخانه دشمن خارج و سلسله جبال حمرين آزاد شد. منابع نفتي موسيان، بيات و حوضچه‌هاي نفتي زبيدات و تلمبه خانه و حدود 70 حلقه چاه نفتي نيز آزاد و قسمتي از مرز به طول 50 كيلومتر تأمين شد. در اين عمليات حدود 550 كيلومتر مربع از خاك كشور آزاد و حدود 300 كيلومتر مربع از خاك عراق در نوار مرزي به تصرف قواي ايراني در آمد. دراين عمليات، 3400 نفر از نظاميان دشمن اسير و حدود 7 هزار نفر آنها كشته و زخمي شدند. همچنين 150 دستگاه تانك و نفربر، 250 خودرو و 51 قبضه تفنگ 106 ميلي متري و چندين دستگاه موشك انداز ماليوتكا و تعدادي ضد هوايي و خمپاره انداز از ارتش عراق به غنيمت گرفته شد.يک هواپيماي سوخوي22 عراقي هم سرنگون شد و خلبان آن به اسارت درآمد. در اين عمليات تعداد زيادي از رزمندگان اسلام شهيد و مجروح شدند.لشکر امام حسين در جريان اين عمليات حدود 5400 شهيد و زخمي داد و فقط شهر اصفهان 1045 شهيد داشت.8 اولين گروه 330 نفرة شهداي عمليات محرم در روز 25 آبان ماه در اصفهان با قرائت پيام امام خميني در تجليل از مردم مسلمان و رشيد اصفهان تشييع شدند.

امام خميني در پيام خود نوشتند: «اطمينان دارم که اين فداکاري‌ها و جانبازي‌ها در آيندة نزديک شجرة طيبة اسلام را بيش از پيش بارور مي‌نمايد و دشمنان قسم خوردة اسلام را به نابودي و اضمحلال محکوم خواهد ساخت».9 در اين عمليات، 7 فرمانده گردان و 5 معاون گردان، 8 فرماندة گروهان، 10 روحاني و همچنين جانشين لشکر امام حسين(ع) به شهادت رسيدند و فرماندة لشکر هم زخمي شد. اين عمليات موجب شد تا سپاه به گسترش كمّي يگان‌هاي خود بپردازد و علاوه بر لشكر به تشكيل سپاه‌ها و قوا بپردازد. در بين برخي هم اين احساس به وجود آمده بود كه امكان ايجاد حكومت انقلابي اسلامي عراق آزاد در شهرهاي عماره و حلفائيه در نزديكي اين منطقه عملياتي با توسعه مناطق آزاد شده وجود دارد.10 پيروزي در اين عمليات موجب نگراني برخي از كشورهاي عربي از جمله اعضاي شوراي همكاري خليج فارس شد.‏

فتح بزرگ محرم

عمليات محرم به عمده اهداف خود رسيد وپيروزي مهمي را در جبهه‌ها رقم زد. پس از موفقيت رزمندگان اسلام درعمليات مسلم بن عقيل، اين عمليات توانست اميد به پيروزي را در بين مسئولين كشور افزايش دهد. بر همين اساس، امام خميني اين عمليات را «فتح بزرگ محرم» نام نهادند.11 با پايان يافتن عمليات محرم فرمانده كل سپاه در 12/8/1361 در حسينيه جماران به حضور امام خميني رسيد و گزارش فداكاري‌هاي رزمندگان اسلام در اين عمليات را به اطلاع ايشان رساند. امام خميني در اين ديدار فرمودند: «سلام مرا به همه رزمندگان اسلام برسانيد و بگوييد كه آنها قوي باشند، قويدل باشند و نفس‌هاي آخر اين متجاوزان را بگيرند و با قدرت عمل كنند كه خداوند پشتيبان شما است».12 پيشروي قواي ايران در خاک عراق در جريان عمليات محرم با واکنش منفي کشورهاي عربي خليج فارس مواجه شد. امام خميني در سخنان خود به مناسبت سالگرد13 آبان در حسينية جماران خطاب به سران اين کشورها فرمودند: «شما بدانيد که اگر صدام خداي نخواسته پيش ببرد تمام شما را به آتش مي‌کشد.

صدام وضع روحيش اين است. اصلا روحية صدام تبهکاري و آدمکشي و جنايت است. اگر خداي نخواسته اين يک سلطه‌اي پيدا بکند حجاز را از بين مي‌برد، سوريه را از بين مي‌برد، اين کشورهاي خليج را، کويت را هم، همة اينها را از بين خواهد برد. اين مرد اين طوري است. جنس اين آدم اين طوري است».13 پس از عمليات محرم، امام خميني در فتوايي اعلام كردند: «در حال حاضر تمام افرادي كه قدرت دارند به جبهه بروند، بايد به مقامات مسئول مراجعه كنند و چنانچه تشخيص دادند كه جبهه به آنها نياز دارد، واجب است به جبهه بروند و بر هر كار ديگري مقدم است». ‏

انتظار حمله به مناطق مسكوني پس از پيروزي عمليات محرم

در پي هر تهاجم ايران در جبهه‌هاي جنگ، ارتش عراق حمله به برخي از مناطق مسكوني در شهرهاي مرزي را آغاز مي‌كرد. پس از عمليات محرم بار ديگر شهر دزفول همچون گذشته هدف موشک‌هاي دوربرد ارتش عراق قرار گرفت و بعضي از محلات مسکوني آن تخريب شد. امام خميني پس از عمليات محرم در اين باره در مورخ 13/8/1361 مي‌فرمايند:«صدام در هر جبهه‌اي كه شكست خورده است.... با سلاح‌هاي دورزن خودش، اين افراد محروم جامعه را، اين شهرهاي عربي نشيني كه محروم هستند، اينها را هدف قرار مي‌دهد يا شهرهاي ديگر ايران را..... هر وقت شكست مي‌خورد.... منتظر باشيد كه باز اگر خدا نخواسته بتواند، او در شهرهاي مرزي يك جنايتي بكند و دوستان و منافقين هم در داخل. و اين، براي اين است كه اذهان را از آن شكست بلكه بتواند منصرف كند.

در عين حاليكه در همين عمليات محرم كه قواي مسلح ايران آنقدر پيشروي كردند و اينها را از كشور بيرون كردند. البته يك مقداري باز هست.... صدام در نطق خودش مي‌گويد كه ايران حمله كرد، لكن ما آنها را شكست داديم»14. مدتي بعد، پس از مورد حمله قرار گرفتن شهر دزفول، ايشان فرمودند: «در عين حالي كه در اين جنگ، خيلي جوان‌هاي عزيز از دست داديم و خيلي شخصيت‌هاي عزيز از دست داديم و اين همه جنايات واقع شده است. كه انصافاً اين جنايت اخير دزفول يكي از بزرگترين جناياتي بود كه اينها كردند... مع ذلك آن چيزي كه كشور ما دريافت كرد بسيار ارجمندتر و عزيزتر از اين است كه ما صدمه خورديم.»15

به هر حال مي‌توان گفت که عمليات محرم عمليات موفقي از نظر نظامي، ولي تهاجم نسبتا پرتلفاتي از نظر انساني بود.‏

‏ منابع و مراجع

1‏. جمشيدي محمد حسين، يكتا حسين، نخعي‌هادي و فوزي يحيي، سازمان‌هاي بين المللي و جنگ ايران و عراق، تهران، سازمان چاپ و انتشارات سپاه، 1374ص/93‏

2. اظهارات سردار محمد ابوشهاب فرماندة لشکر امام حسين(ع) در عمليات محرم در همايش «نقش لشکر امام حسين در عمليات محرم» برگزار شده در مرکز اسناد دفاع مقدس سپاه در تاريخ چهارشنبه 11/8/1390 ‏

3. ‌هاشمي رفسنجاني اكبر، پس از بحران، تهران، دفتر نشر معارف انقلاب، چاپ سوم، 1386، ص /213‏

4. اظهارات سردار اصغر صبوري معاون هماهنگ کنندة لشکر امام حسين(ع) در دوران جنگ در همايش «نقش لشکر امام حسين در عمليات محرم» برگزار شده در مرکز اسناد دفاع مقدس سپاه در تاريخ چهارشنبه 11/8/1390 ‏

5. اظهارات سردار محمد ابوشهاب فرماندة لشکر امام حسين(ع) در عمليات محرم در همايش «نقش لشکر امام حسين در عمليات محرم» برگزار شده در مرکز اسناد دفاع مقدس سپاه در تاريخ چهارشنبه 11/8/1390 ‏

6. ‌هاشمي رفسنجاني اكبر، پس از بحران، تهران، دفتر نشر معارف انقلاب، چاپ سوم، 1386، ص/228‏

7. اظهارات سردار سيد احمد موسوي معاون اطلاعات عمليات لشکر امام حسين(ع) در همايش «نقش لشکر امام حسين در عمليات محرم» برگزار شده در مرکز اسناد دفاع مقدس سپاه در تاريخ چهارشنبه 11/8/1390 ‏

8. اظهارات سردار سيد احمد موسوي معاون اطلاعات عمليات لشکر امام حسين(ع) در همايش «نقش لشکر امام حسين در عمليات محرم» برگزار شده در مرکز اسناد دفاع مقدس سپاه در تاريخ چهارشنبه 11/8/1390 ‏

9. صحيفه امام، مجموعه آثار امام خميني، جلد 17، تهران، مؤسسه تنظيم و نشر آثار امام خميني، 1378، ص/95 ‏

10. ‌هاشمي رفسنجاني اكبر، پس از بحران، تهران، دفتر نشر معارف انقلاب، چاپ سوم، 1386، ص/216‏

11. صحيفه امام، مجموعه آثار امام خميني، جلد 17، تهران، مؤسسه تنظيم و نشر آثار امام خميني، 1378، ص/ 180‏

12. صحيفه امام، مجموعه آثار امام خميني، جلد 17، تهران، مؤسسه تنظيم و نشر آثار امام خميني، 1378، ص/77‏

13. صحيفه امام، مجموعه آثار امام خميني، جلد 17، تهران، مؤسسه تنظيم و نشر آثار امام خميني، 1378، ص/85 ‏

14. صحيفه امام، مجموعه آثار امام خميني، جلد 17، تهران، مؤسسه تنظيم و نشر آثار امام خميني، 1378، ص/82‏

15. صحيفه امام، مجموعه آثار امام خميني، جلد 17، تهران، مؤسسه تنظيم و نشر آثار امام خميني، 1378، ص/ 168‏

منبع: روزنامه اطلاعات

 

 

امام اجازه ندادند مردم ایران از جنگ بترسند

ریاست ستاد مشترک سپاه، قائم‌مقامی وزارت دفاع و ریاست سازمان صنایع هوایی وزارت دفاع در رزومه کاری سرداری استکه دفاع از میهن و وجب به وجب خاک کشور را همانند دفاع از اسلام ضروری می‌داند. او معتقد است که ادامه جنگ پس از فتح خرمشهر با مشورت نیروهای سیاسی و نظامی  صورت گرفت. گفتگوی پایگاه اطلاع رسانی و خبری جماران را به مناسبت سالروز فتح خرمشهر با سردار علایی در ادامه بخوانید.

سوم خرداد یادآور فتح خرمشهر در زمانی است که از پیروزی انقلاب اسلامی زمان زیادی نگذشته بود و هنوز نیروهای مسلح ایران به انسجام کامل نرسیده بودند. تحلیل شما از فضای تاریخی آن دوران چه بود ؟ اصلاً چه باعث شد که رزمندگان ما توانستند خرمشهر را فتح کنند  و  چه انگیزه‌ای وجود داشت؟
عملیات بیت‌المقدس چهارمین عملیات ایران برای دفع ارتش عراق در سرزمین‌های اشغالی بود. این عملیات از روز 10 اردیبهشت ماه سال 1361 آغاز شد و پس از 24 شبانه‌روز جنگ مداوم در سوم خرداد، توانست علاوه بر آزاد‌سازی سرزمین‌های اشغالی در جنوب اهواز، خرمشهر را که در اشغال ارتش عراق بود، از دست متجاوزین آزاد کند و  این سرزمین به تصرف نیرو‌های ایرانی درآید. بنابراین در زمان عملیات خرمشهر، ایران تجربه چهار جنگ بزرگ را علیه متجاوزین عراقی داشت که هر چهار عملیات، موفقیت‌آمیز بودند.  ایران از پنجم مهر‌ماه سال 1360 تا سوم خرداد 1361 ابتکار عمل در جبهه‌های جنگ را در دست داشت و توانست با هماهنگی سپاه و ارتش و حضور گسترده نیرو‌های داوطلب مردمی، عمده سرزمین‌های اشغال شده توسط عراقی ها  را یکی پس از دیگری آزاد کند و نیرو‌های ایران به مرز‌های دو کشور برساند. عملیات بیت‌المقدس آنقدر برای ارتش عراق شکننده بود که نزدیک به 20 هزار نفر از نظامیان ارتش عراق به اسارت ایرانی‌ها در آمدند و قوای مسلح ایران و نیرو‌های داوطب مردمی توانستند تمام دست‌آورد‌های ارتش عراق را از بین ببرند.پس از  عملیات بیت المقدس بود که ارتش عراق مجبور شد از ترس به اسارت در آمدن نظامیان خودش،  از سرزمینهایی که هنوز ارتش ایران برای فتح آنها اقدام نکرده بود، عقب نشینی کند و چند هزار کیلو‌متر از مرز‌های ایران را خود ارتش عراق عقب نشست تا قوای ایرانی به آنها حمله نکند. بنابراین عملیات بیت‌المقدس وسیع‌ترین عملیات دوران جنگ و موفق‌ترین و پر‌ثمر‌ترین عملیات دوران جنگ محسوب می‌شود که بیانگر پیروزی مطلق قوای ایران و نشانگر شکست مطلق ارتش عراق در جنگ بود.

چرا عملیات بیت المقدس که منتهی به فتح خرمشهر شد،  بیشتر از عملیات فاو و سایر عملیات‌ها ماندگار شد. به عبارتی چه عواملی باعث ماندگاری این عملیات شد؟
ارتش عراق در آغاز جنگ به پنج استان مرزی ایران حمله کرد و در تمام طول نقاط مرزی از چند کیلو‌متر تا 90 کیلو‌متر به عمق ایران وارد شد و بسیاری‌ از شهر‌های و روستا‌های مرزی ایران را به تصرف خود در آورد. اما در بین همه مناطقی که از ایران به تصرف ارتش عراق در آمد، مهم‌ترین شهری که ارتش عراق توانست آن را به اشغال خود در بیاورد، شهر خرمشهر بود و این شهر به سادگی به دست دشمن نیفتاد بلکه مردم این شهر و نیرو‌های مسلح مستقر در این شهر 34 شبانه‌روز به طور مداوم با ارتش عراق جنگیدند و حماسه‌های فراوانی را آفریدند ولی در نهایت این شهر به دست نظامیان ارتش عراق افتاد و چون ارتش عراق نتوانسته بود شهر‌های دیگری مثل آبادان ، اهواز ، سوسنگرد و اندیمشک و دزفول را به تصرف خود در آورد، اشتغال خرمشهر به عنوان علامت موفقیت ارتش عراق در جنگ با ایران تلقی می‌شد لذا زمانی که قوای ایران توانستند خرمشهر را از ارتش عراق باز پس بگیرند و به دلیل تبلیغاتی فراوانی که رژیم عراق در حمله به ایران انجام داده بود، شکست بسیار فاحش ارتش عراق در منطقه خرمشهر باعث شد که پیروزی ایران در آن مقطع بازتاب گسترده‌ای پیدا کند بنابراین به همین دلیل بود که باز پس‌گیری خرمشهر به عنوان مهم‌ترین اتفاق تاریخ جنگ مطرح شد . از سوی دیگر ، بندر خرمشهر شناخته شده بود و کالا‌های مختلف از طریق این بندر به ایران وارد می‌شد و کالا هم به خارج از کشور صادر می‌شد بنابراین شهر شناخته شده‌ای در سطح جهان بود و در سطح بین‌المللی و  نسبت به اهواز شناخته‌تر و آزاد‌سازی این شهر در عملیات بیت‌المقدس، پرچم پیروزی ایران را در افکار عمومی جهانیان به اهتزاز در آورد. 

امام خمینی در زمان جنگ نقش مراد رزمندگان را داشتند. نقش ایشان رد فتح خرمشهر را چگونه توصیف می‌نمایید؟
حضرت امام خمینی نقش اول را در مقاومت ملت ایران و در پیروزی‌های رزمند‌گان در داخل جنگ برعهده داشتند اولین نقشی که امام برعهده داشتند این بود که جنگ را به عنوان یک واقعه‌ای که در هر کشور ممکن است، رخ دهد تلقی کردند و اجازه ندادند که مردم ایران از جنگ بترسند و به این ترتیب، یک مقاومت‌ مردمی را در کنار توانمندی نیرو‌های مسلح شکل دادند. حضرت امام از مردم خواستند که همان‌طور که دفاع در اسلام واجب است، آنها هم از کشور خودشان و از انقلاب اسلامی خودشان دفاع کنند که در همین راستا، یک جبهه عظیم مردمی در جبهه‌های جنگ به تدبیر امام خمینی صورت گرفت و باعث پیروزی‌های بزرگ ایران در باز‌پس‌گیری اراضی اشغالی از عراق شد. از طرفی دیگر حضرت امام پس از مدتی که ارتش عراق داخل خاک ایران آمد، از مردم و نیرو‌های مسلح خواستند که حالت تهاجمی بگیرند و فقط به دفاع اکتفا نکنند چون در ماه دوم جنگ در 14 آبان 1359 از همه نیرو‌های مسلح و از مردم خواستند که حصر آبادان شکسته شود و اولین عملیاتی که در کشور علیه متجاوز عراق به صورت گسترده انجام شد، عملیات ثامن‌الائمه بود که در آن حصر آبادان شکسته شد بنابراین امام خمینی هم در شکل دادن مقاومت مردم و نیرو‌های متجاوز در برابر تجاوز عراق نقش مهمی را ایفا کردند و هم در دادن روحیه تهاجمی به قوای مسلح و مردم برای بیرون راندن ارتش متجاوز عراق نقش بسیار مؤثری را ایفا کردند. 

جناب سردار برخی‌ها معتقد بودند که بعد ا فتح خرمشهر باید روند جنگ متوقف می‌شد اما ظاهرا حضرت امام مخالفت کردند علت این مخالفت چه بود یعنی  شیرینی فتح خرمشهر باعث شد که با ادامه جنگ موافقت کنند.
نظر اولیه حضرت امام این بود که بعد از فتح خرمشهر جنگ از مرز‌ها عبور نکند و قوای مسلح ایران از مرز بیرون نرود و سایر سرزمین‌های ایران پس گرفته شود. ایشان میخواستند بدون عبور از مرز‌های جنگ، پیروزی ادامه یابد. حضرت امام معتقد که ادامه جنگ بدون عبور نیرو‌های مسلح از مرز‌های کشور صورت بگیرد و در طی دو جلسه‌ای که با عنوان شورای عالی دفاع با حضور رئیس‌جمهور، رئیس مجلس، نخست‌وزیر و فرماندهان نیرو‌های مسلح برگزار کردند، با استدلال‌هایی که فرمانده‌هان نیرو‌های مسلح و  مسئولین سیاسی کشور داشتند، حضرت امام منع عبور از مرز را برای خاتمه جنگ برداشتند و بنابراین جنگ پس از فتح خرمشهر در مناطق دیگری از جمله خاک عراق ادامه پیدا کرد و باید توجه داشت که در مقطع پیروزی فتح خرمشهر هنوز بخشی از سرزمین‌های ایران در اشغال ارتش عراق بود و طبیعتاً ایران تا آزاد‌سازی همه سرزمین‌ها دست از دفاع بر نمی‌داشت. در آن مقطع زمانی که طرح صلحی که بتواند به نتیجه برسد ارایه نشد ولیکن‌ به هر حال یکی از راه‌حل‌ این بود که ایران در آن مقطع زمانی طرح صلحی را ارائه دهد که براساس آن منافع ملی کشور تأمین شود و سایر سرزمین‌ها آزاد شود اما به‌‌هرحال تصمیم‌گیری حضرت امام با مشاوره با سران کشور سیاسی و انتظامی صورت گرفت.

منبع: جماران

بین ایران و ترکیه چه می گذرد؟

نظرات بینندگان

 
#7
از پاسخ بنده خبری نشد
 
 
#6
ستاد ارجمند و سرور گرامی سردار حسین علایی ، در مبحث عملیات خیبر به نظر لازم و ضروری می آمد که نامی از قرارگاه نصرت و شهید حمید رمضانی و نیروهای زبدة شناسایی آن که متولی و عرصه دار کار اطلاعات و عملیات در منطقه هور بودند برده می شد .
نام جنگ بدون هور و هور بدون قرارگاه نصرت و قرارگاه نصرت بدون نام گردان شناسایی 313 قائم(عج) و شهدای بزرگوارش و در رأس آن شهید حاج حمید رمضانی معنی ندارد .
 
 
#5
شیرمادرت حلالت سردار قلبها
 
 
#4
برادر شماره 14: توصیه می کنم به مفهوم کلمات مورد استفاده فکر نموده سپس به قلم تقریر در آورید، ریزش و رویش را از نقطه نظر کشاورز و باغبان بیان فرمایید، باغبان می داند که رویش زیاد در مورد علوفه و درختان خودروی بی ثمر مفهوم دارد و درخت یا گیاه باثمر، با خون دل بار می آید پس ریزش نباید به سادگی انجام پذیرد . و ...
 
 
#3
پایدار باشی بزرگ مرد
 
 
#2
انگار هنوز هم مردانی از جنس همت و باکری هستند در میان ما.

زنده باد شیر ژیان جبهه های جنگ سردار علایی
 
 
#1
فضای مسموم این روزهای کشور ما نیازمند حقیقت است. در میان سکوت دلسوزان و جنجالها و هیاهوی مدعیان چقدر خواندن چنین مقاله ای از سرداز حسین علایی آرامبخش است.
اجرت با خدا سردار.
 

نظرات کاربران


کلیه حقوق این وب سایت متعلق به سایت پیشکسوتان جهاد و شهادت می باشد.

info@pishkesvat.ir