طنز در خاطره نويسي دفاع مقدس

نامه الکترونیک چاپ PDF

پیشکسوت: خاطره نويسي از انواع ادبي پركاربرد در ادبيات دفاع مقدس است. ادبيات شوخ طبعانه در بسياري از خاطرات، بيانگر فرهنگ و روحيه نشاط آميز بين رزمندگان ايراني است. بيان طنز، كه با تفكر و به قصد انتقاد و با نيت اصلاح، همراه است نيز در متن برخي از خاطرات به كار گرفته شده است. اين طنز آفريني با استفاده از شگردهاي ايجاد موقعيت طنز و به كارگيري طنز مبتني بر عبارت اتفاق افتاده و در موارد بسياري از تلفيق اين دو، خاطرات طنزآميزي صورت گرفته است.

 

 

نویسنده: عبدالرضا قيصري

چكيده

خاطره نويسي از انواع ادبي پركاربرد در ادبيات دفاع مقدس است. ادبيات شوخ طبعانه در بسياري از خاطرات، بيانگر فرهنگ و روحيه نشاط آميز بين رزمندگان ايراني است. بيان طنز، كه با تفكر و به قصد انتقاد و با نيت اصلاح، همراه است نيز در متن برخي از خاطرات به كار گرفته شده است. اين طنز آفريني با استفاده از شگردهاي ايجاد موقعيت طنز و به كارگيري طنز مبتني بر عبارت اتفاق افتاده و در موارد بسياري از تلفيق اين دو، خاطرات طنزآميزي صورت گرفته است. اين مقاله، ضمن پرداختن به برخي از مسائل مقدماتي در اين زمينه، مروري بر خاطرات شوخ طبعانه مكتوب در ادبيات دفاع مقدس دارد.

كليد واژه ها

طنز در خاطره، طنز در ادبيات دفاع مقدس، شگردهاي طنز در خاطره نويسي، ادبيات معاصر، نثر معاصر، انواع ادبي.

مقدمه

در ميان خاطرات متعددي كه از رزمندگان دفاع مقدس به چاپ رسيده است به دلايل مختلف با آثار گوناگوني از نظر كيفيت انتقال مطالب روب هرو هستيم كه مهمترين آنها تفاوت در نوع نگاه نويسندگان و هم چنين توان آنها در بازسازي و نوشتن خاطرات است.

به كارگيري بيانهاي متناسب ادبي، باعث تأثيرگذاري عميقتر بعضي از خاطرات مكتوب جنگ تحميلي شده است. يكي از اين بيانهاي مؤثر، بيان طنزآميز و شوخ طبعانه است. شناخت اصطلاحات و شوخ طبعي هاي رزمندگان، كوتاهترين راه براي شناخت فرهنگ جبهه و جنگ است (شعبانپور، .(359 ،1383)

وقتي مي گوييم ادبيات جنگ، تصويري از يك ادبيات قلدر و بزن بهادر در نظرمان مجسم مي شود. مي خواهيم بگوييم اين ادبيات با وجود اسم نكره اش اصلا ادبيات عبوسي نيست. جبهه هاي جنگ ما جبهه جواني بود. از شوخ طبعي اين جوانان آثار درخوري منتشر شده است كه م يتوانيد براي دريافت و تحقيق بيشتر به آن آثار رجوع كنيد. (سرهنگي، 73)

اين مقاله به دنبال بررسي دست هاي از خاطرات شوخ طبعانه مكتوب دفاع مقدس است كه همخواني بيشتري دارد؛ طنزي كه ضمن خنده آوري همراه با انتقاد و توأم با « طنز » با تعريف تأمل آفريني باشد. از اين روي ابتدا گونه ادبي خاطره تعريف شده است. سپس جايگاه طنز بين ديگر شاخه هاي ادب شوخ طبعانه روش نتر شده و در ادامه نمون ههاي موفق و مناسب خاطرات طنز با توجه به شگردهاي طنزآفريني بيشتري بررسي شده است.

1- خاطره

واژه خاطره از ریشه خاطر است و خاطر آنچه در دل گذرد، اندیشه و ضمیر، معنا شده  و خاطر نیز به تبع آن ضمیر، اندیشه، یادبود،  و یادگار (فرهنگ فارسی صبا) است.

خاطرات مكتوب، بازآفريني رسويات ذهني به جا مانده از ديده ها، شنيده ها و كرده هاي خويش است (هاشمي، 1386، 85 ). به اين اعتبار، خاطره به عنوان يك نوع ادبي (Literary Genre) مي تواند مطرح شود. خاطره نويسي يكي از انواع ادبي و شكلي از نوشتار است كه در آن نويسنده، خاطرات خود يعني صحنه ها با وقايعي را كه در زندگي اش روي داده در آنها نقش داشته يا شاهدشان بوده، بازگو مي كند. (دهقان، 1386، 137)

بايد توجه داشت كه اتكاي خاطره به ذهن نويسنده آن است. نويسنده با زاويه ديد خود با حوادث روبه رو شده و با گذشت زمان، آنها را در ذهن رسوب داده است و هنگام نوشتن نيز با تكيه بر توانايي نوشتاري و هنري خود آنها را بازآفريني مي كند. همين متغيرها است كه مي تواند خاطره را از روايت ساده يك حادثه تاريخي به اثر ادبي خواندني و ماندگار تبديل سازد.

2-1 خاطره و جنگ

حاضران در جنگها از گذشته جزو مهمترين خاطره نويسان به حساب م يآمده اند؛ چرا كه حالت جنگ باعث ايجاد تجربيات و احساسات و عواطف متفاوتي در مبارزان مي شده و اين امر زمينه خاطره نويسي آنها را اعم از فرماندهان و سربازان به نحو مناسبي ايجاد كرده است.

با شروع جنگ هشت ساله عراق عليه ايران، بعضي از رزمندگان ايراني به نوشتن خاطرات و يادداشتهاي روزانه اقدام كردند. وسعت و عظمت جنگ تحميلي باعث شد اين خاطرات و يادداشتها ضمن بيان احساسات و افكار آنان در حكم مستندات تاريخي حوادث براي تبيين واقعيتهاي جنگ واقع شود.

احمد دهقان در كتاب «خاك و خاطره» آورده است: به اين دليل كه رزمندگان ايراني با از جان گذشتن و دليري ايماني و آرماني سرنوشت جنگ را رقم زدند، يكباره خاطره نويسي خود به خود به يكي از اساسي ترين محورهاي فرهنگي- ادبي و به واقع، ضروري جنگ تبديل شد.

وي افزوده است: بر اين اساس، بسياري از فرماندهان درگير در ساعت به ساعت جنگ هشت ساله و همچنين صدها تن از جنگ كردگان به نوشتن و بيان خاطراتشان پرداختند. طي زماني نه چندان طولاني، صدها كتاب و خاطره نوشته، تدوين و گوياسازي شده و به تعبيري معطوف به واقعیت، خوشبختانه يك «نهضت ادبي خاطره نويسي» به وجود آمد. (دهقان1386، 14)

3-1 دسته بندی خاطرات دفاع مقدس

رزمندگان ايراني در دفاع مقدس كم و بيش به نوشتن خاطرات خود اقدام كرده اند؛ هرچند بيشتر خاطره نويسان جنگ اولين بار است كه مي خواهند كتابي بنويسند و يا خاطرات خود را از جنگ به صورت مشروح و كامل، مكتوب كنند (همان: 177)

حجم بسيار خاطره نوشته ها لزوم دسته بندي آنها را از جهات مختلف باعث مي شود. اين دسته بندي مي تواند موضوعي، زماني، مكاني يا محتوايي باشد. گاهي مجموعه خاطراتي از گروه يا صنفي خاص، كه در دفاع مقدس نقش داشته اند، گردآوري و چاپ شده است؛ كه مجموعه خاطرات جهادگران استان كرمان است. كتاب «خاكريز و خاطره» مثل نوشته بابك طيبي كه به خاطرات تعدادي از فرماندهان جنگ مي پردازد.

«برف هاي داغ» خاطرات خود را از عمليات كربلاي پنج نوشته «آخرين گلوله ها» سعيد تاجيك در كتاب خاطرات حضور يك زن (سيده زهرا حسيني) را در بر دارد. هم چنين «دا» است. كتاب مجموعه خاطرات مريم كاظم زاده است. «خبرنگار جنگي» كتاب جنسيت نويسندگان از عوامل تمايز آنهاست.

4-1 خاطره و شوخ طبعي ها

موقعيت ويژه جنگ، تنوع شخصيتهاي حاضر در آن، چه از نظر سن و سال و چه از نظر سطح سواد و تحصيلات و حتي از لحاظ فيزيكي و عوامل بسيار ديگر باعث شده است جلوه هاي متفاوت و گاه درخشاني از خاطره نويسي كه حاصل نكته سنجي و ميزان تأثيرپذيري رزمندگان از وضعيت معنوي و اجتماعي جبهه هاست به وجود بيايد.

به هر تقدير جنگ تحميلي عراق عليه ايران، ادبيات تازه اي را آفريد كه با شناخت آن مي توان رزمندگان و حال و هواي حاكم بر آنان را شناخت. اين ادبيات به منزله آيينه اي است كه منعكس كننده باورداشتها، اعتقادات ملي و ديني، تجرب ههاي شخصي و محلي است و آنان با اين پشتوانه به خلق و ابداع عبارات و اصطلاحات و شوخيهاي جديدي دست زده اند كه هر كدام غرض و هدفي را دنبال مي كنند. شناخت اين اصطلاحات و شوخ طبعي ها، انعكاس، كوتاهترين راه براي شناخت فرهنگ جبهه و جنگ است (شعبانپور، 1383، 359)

اين شوخ طبعي ها در خاطرات مكتوب دفاع مقدس به شكلهاي مختلفي صورت گرفته در اين بين، بيشتر مورد بررسي قرار مي گيرد. «طنز» است كه در ادامه، وضعيت طنز در این بین بیشتر مورد بررسی قرار می گیرد.

2- جايگاه طنز و شوخ طبعي ها

هر اثر ادبي كه در آن نويسنده حرف خود را با خنده آوري و يا دست كم ايجاد نشاط  دروني بياميزد تا در دل و ذهن مخاطب بيشتر نفوذ، و توجه او را به موضوعي جلب كند در دايره ادبيات شوخ طبعانه قرار مي گيرد.

1-2 دسته بندي ادبيات شوخ طبعانه

دسته بندي ادبيات شوخ طبعانه در ادب پارسي با توجه به همپوشاني معاني بعضي از واژگان اين حوزه با ابهام روبه رو بوده است. گاهي طنز به جاي هزل استفاده مي شود و گاهي هزل در معناي كلي شوخ طبعي به كار رفته است؛ چونانكه در لغت نامه ها معاني متعدد و گاه مشابهي براي اين الفاظ آمده اما در دوران معاصر با توجه به رواج طنز و گسترش نگاه پژوهشي به آن به ويژه پس از انقلاب مشروطه به تدريج تعاريف مشخصتري از شاخه هاي شوخ طبعي به دست آمده است.

دكتر علي اصغر حلبي در كتاب مقدم هاي بر طنز و شوخ طبعي در ايران، طي دو فصل، هزل و هجو را بررسي كرده و آنها را در كنار طنز و زير مجموعه ادب شوخ طبعانه فارسي قرار داده است. ناصر نيكوبخت در كتاب هجو در شعر فارسي، هزل و طنز را از فروع فكاهيات را به جاي « درباره طنز » دانسته است. ابوالفضل حري در بخشي از كتاب « هجو » ادب شوخ طبعانه، عنواني كلي مي داند كه بقيه شاخه ها را مي تواند در بر بگيرد.

2-2 تعاريف

در مجموع آنچه در اين مقاله مورد نظر قرار گرفته بدين صورت است كه ادب شوخ طبعانه را مي توان به سه شاخه اصلي تقسيم كرد كه همانا هجو، هزل و طنز است.

هجو: در تعريف هجو با مشكل زيادي روبه رو نيستيم و معناي آن تقريباً روشن است و همان گونه كه در فرهنگ دهخدا هم تعريف شده شامل اين معاني است:

نكوهيدن، شمردن معايب كسي، دشنام دادن كسي را به شعر كه در فرهنگ معين و عميد نيز تقريبا به همين صورت معنا شده است. در تعريف ادبي آن بايد لزوم خنده آميز و مسخره كنندگي آن را نيز يادآور شد.

هزل: هزل در معناي سخن بيهوده است و امروزه منظور سخني است كه در آن مضامين خلاف اخلاق و ادب مي آيد.

- فكاهي هم به عنوان صورت تلطيف شده هزل مطرح شده كه هدفش صرفا خنده آوري ادبي است كه مانند هزل، ركيك نيست و بياني عفيف دارد.

طنز: طنز كه در لغت، آن را فسوس كردن و ريشخند نمودن و طعنه، معنا كرده اند، امروزه تعريفي گسترده تر و ظريف را به عهده دارد و بايد آن را نمونه اعلاي اخلاقمندي ادبي دانست.

طنز با نيت اصلاح و هدف بيدارسازي و آگاهي دادن نگاشته مي شود؛ نه مانند هجو، بي محابا به سرزنش و آبروريزي از كسي مي پردازد و نه مثل هزل براي خنداندن وارد هر حيطه غيراخلاقي مي شود. بعد از خواندن يك مطلب طنز، خنده يا لبخند به زودي با درك تلخي موضوعي به زهر خنده بدل مي شود. طنز نويس هنرمندي است معترض، منتقد، اصلاح طلب و آرمان خواه كه جهان بيني و نحوه نگرش او به مسائل، در موفقيت و مؤثر بودن طنز او تأثير مهمي دارد (كردچگيني، 1388، 24)

به اين اعتبار، وجود گونه هاي شوخ طبعي ادبي و به ويژه طنز، اعتبار ادبي هر متن را ارتقا مي دهد. طنز را كه از نظر جايگاه هنري در قلمرو منشعبات نقد قرار مي گيرد در بالاترين مرتبه نقد ادبي مي نشانند؛ چرا كه با به كارگيري نمادپردازي و با مدد اشاره و كنايه، جداي از زبان استدلال و صراحت به نقد و بيان مي نشيند و اين امكان را فراهم مي كند تا پديده ها را از زاويه ديگر ببيند (صدر، 1381، 9)

به همین دلیل در میان خاطرت و به خصوص خاطرات مربوط به دفاع مقدس در حد توان، طنز را در میان شوخ طبعی های منعکس شده، که کم هم نیست کاوش می کنیم.      .

3- شوخ طبعي در جبهه ها

در جبهه هاي جنگ هم مانند هر اجتماع ديگري، زندگي جريان دارد و انسانهايي با اهداف و آرمان هاي مشترك گرد هم مي آيند و با هم در تعامل هستند. در چنين فضايي در كنار معنويت و دلاوري و فعاليتهاي ديني و اعتقادي، شوخ طبعي ها در ايجاد روحيه ايثارگري و شهادت طلبي و تحمل سختيهاي نبرد تأثير زيادي دارد.

سعيد تاجيك از خاطره نويسان شوخ طبع دفاع مقدس گفته است: گاهي براي خنداندن بچه ها و نگهداشتن روحيه آنها دست به كارهاي خنده دار مي زدم. از خدا خواسته بودم كه در اين عمليات روحيه خوبي به خودم و ديگران بدهد. خداوند هم چنين لطفي كرد (تاجيك، 1383، 256)

4- خاطرات طنزآميز دفاع مقدس

به همين ترتيب، بخشي از خاطرات شوخ طبعانه و طنزآميز رزمندگان نيز ثبت و مكتوب شده است. سه جلد از مجموعه فرهنگ جبهه به كوشش سيد مهدي فهيمي به شوخ طبعي هاي جبهه اختصاص دارد و شامل خاطرات طنزآميز رزمندگان است.

كتاب «هشتاد روز مقاومت» و «جنگ دوست داشتني» اثر سعید تاجیک از نمونه های موفق خاطره نویسی طنزآمیز و شوخ طبعانه است.  (كه مقاله اي به همين قلم با عنوان نوشته شده است). طنز در اسارت و همچنين لبخند در قفس، نوشته احمد يوسف زاده خاطرات شوخ طبعانه اردوگاه هاي عراق را منعكس كرده است. در كتاب سه جلدي مهين مهرورزان (ني ريز در جنگ) اثر غلامرضا شعبانپور نيز فصلي به اين موضوع اختصاص يافته است.

«خاك خنده ريز» مجموعه خاطرات طنز رزمندگان كازروني است. هم چنين در ويژه نامه و نشريات مرتبط با دفاع مقدس و به صورت پراكنده، نمونه هاي جالب و قابل ذكري ارائه شده كه حتي الامكان در اين پژوهش به كار گرفته شده است.

5- خاطرات طنز دفاع مقدس

اكنون نمونه هايي از خاطراتي را كه در آنها طنز يعني بياني همراه با طرح انتقادي مسائل و به قصد آگاه سازي وجود دارد، مطرح و بررسي مي شود و به فراخور، شگردهاي به كار رفته در آنها به منظور طنزآفريني اعم از شگردهاي ايجاد موقعيت طنزآميز و استفاده از طنز مبتني بر عبادت مشخص مي گردد.

لازم به ذكر است كه طنز موقعيت، طنزهايي است كه در آن، نويسنده با استفاده از جابه جايي شخصيتها و قراردادن آنها در وضعيت و موقعيت نامتناسب زماني يا مكاني يا تغيير جايگاه آنها به خلق فضاي طنزآميز دست مي زند. در اين نوع طنز، ستيز و رويارويي پيش آمده ايجاد طنز مي كند و اين اتفاق، فارغ از عبارات و كلمات به وجود مي آيد؛ اما طنز عبارت بر اساس ظرفيتهاي زباني ايجاد مي شود.

امكانات و صنايع ادبي همچون جناس، يا نقيضه (استفاده از « پارودي » ايهام، ارسال المثل و بازيهاي زباني و يا به كارگيري شگرد تركيب يا قالبهاي شناخته شده) دستمايه آفرينش طنزهاي عبارت قرار مي گيرد. در داستان و خاطره، آفريدن طنزهاي موقعيت از اهميت ويژه اي برخوردار است؛ چرا كه مي تواند تعليق و كشش داستاني ايجاد كند و داستان را پيش ببرد. اين دو نوع شگرد در بسياري از موارد با هم در يك مطلب مي آيد تا طنز كاملتري ارائه شود.

1-5- نمونه خاطراتي كه طنز آنها بر موقعيت طنزآمير مبتني است:

در فرهنگ جبهه، شوخ طبعي ها، جلد دوم آمده است: - مي خواهي گوشي را بدهم با خودش صحبت كن!

بسيجي مي گفت: دشمن، فوق العاده به ما نزديك شده، نمي توانيم از خجالتشان در بياييم، چه کار کنیم؟  که جواب مثل همیشه «مقاومت کنید» بود ... هرچه بيسيمچي با گريه مي گفت: آمدند، گرفتند، زدند، بردند، كشتند... و از اين حرفها، هيچ تأثيري نداشت.

دست آخر با حالت عصباني و تندي گفت: لا مصب! اگه باور نداري، مي خواي گوشي رو بدم با خودشون صحبت كن، اگر عربي بلدي! من (راوي خاطره) هم بين خنده و گريه اسير شده بودم و به سختي خودم را كنترل مي كردم (فهيمي، 1382، 100)

در اين خاطره با يك طنز تلخ روبه رو مي شويم. گفتن جمله «می خوای گوشی رو بدم با خودشان صحبت کن» موقعيت طنزآميز را به اوج خود مي رساند. او براي طرح اعتراضش از بيان طنز استفاده كرده است. همين طور كه در متن خاطره مي خوانيم، راوي، حالتي بين خنده و گريه پيدا كرده است. خواننده خاطره نيز گرچه خنده اي بر لب مي آورد بلافاصله و با انديشيدن به اوضاع جنگ و اسارت و عدم پشتيباني و... به تأمل وادار مي شود.

طنز اين خاطره برآمده از شگرد «ایجاد طنز موقعیت» است. چیزی که خواننده را به خنده مي اندازد، بهره بردن از ظرفيتهاي زباني و عبارات شوخ طبعانه و... نيست بلكه رفتاري كه فرد در موقعيت خاص از خود بروز مي دهد، طنز را رقم زده است.

2-5 نمونه ديگر

براي بابايم گريه كنيد

...يك بار يكي از جنازه ها توجه مان را جلب كرد و حساس شديم كاغذي را كه روي بخوانيم، ببينيم امثال اين بچه ها كه تازه بالغ شده « وصيت نامه » آن با خط درشت نوشته بود و از مال دنيا هم چيزي ندارند، بازماندگانشان را به چه اموري سفارش مي كنند.

كاغذ را كه باز كرديم نمي دانستيم بالاي سر بدن شهيد بخنديم يا گريه كنيم. نوشته بود: براي من گريه نكنيد. براي بابام گريه كنيد كه مي خواهد خرج كفن و دفن مرا بدهد و برايم شب هفت و چهلم بگيرد. بينوا هرچي يك عمر جمع كرده بايد بدهد مردم بخورند! (فهيمي، 1382، 66)

انسان به فكر مي رود كه آيا مي توان از اين زيباتر، رفتار كسي را مورد نقد قرار داد. شهيد جوان بعد از دل كندنش از دنيا و رسيدن به فيض شهادت با زبان و رفتاري طنز، پدرش را به دليل دلبستگي به اموالش به چالش مي كشد. وصيت نامه اي كه با بهره بردن از طنزي برنده و نافذ نوشته شده است و مخاطب عام دارد.

در اينجا نيز طنز موقعيت را بخوبي م يتوان ديد. رويارويي راوي با موقعيتي كه در آن شهيد، ايجاد فضايي متفاوت كرده، بنمايه طنز خاطره را تشكيل داده است.

3-5 طنز در اسارت

اسارت، كه بخشي مهم از دفاع مقدس و موقعيتي براي بروز مقاومت سرسختانه و مؤمنانه رزمندگان ايراني بود، هم در خاطره نويسي انعكاس داشته است و جلوه هايي از طنز هم در آن خودنمايي مي كند. وضعيت ويژه اي را كه در اردوگاه وجود داشته است مي توان از دل خاطرات اسيران بيرون آورد. كتاب طنز در اسارت، شوخ طبعي هاي اسيران را در رويارويي با اوضاع ويژه و سخت اسارت نشان داده است. در كتاب لبخند در قفس نوشته احمد يوسف زاده آمده است:

...مجروحين تمام شب را به ناله سركردند و آنها كه روي صندلي ها بودند در حالتي از خواب و بيداري صبح كرده بودند... جز صداي اتوبوس از كسي صدايي برنمي آمد. همگي در انتظار روز سختي بوديم... با عبور از اولين بلوار وارد شهر بغداد شديم.

حالا ماشين در يكي از خيابانهاي بغداد پيش مي رفت و فضا ساكت و غمبار بود. ناگهان بناي سكوت فرو ريخت؛ رزمنده اي بود كه با كمال خونسردي با همان بذله گويي و شوخ طبعي معمول در جبهه با لهجه لاقي در آمده و گفته بود كه آقاي راننده، بي زحمت همين چاراه اولي نگهدارين، پياده مي شيم... همه چيز عوض شد. سگرمه ها باز شد و خنده ها هوا رفت. (يوسف زاده، 1387، 17)

لازمه برخورد طنزآميز با مسائل، تسلط بر اوضاع و احوال و موضوع موقعيت است. طنزپرداز با روح بلند و بزرگش با مسائل، هرچه هم دشوار و دشخوار باشند از موضعي برتر و فراتر مي نگرد تا بتواند با ظرافت درباره اش قضاوت كند. اسيران ايراني زماني به موقعيتهاي پيش آمده مي خنديدند و يا صحنه اي آنان را به خنده مي انداخت كه ناخودآگاه بر فرد يا گروهي كه به آنان تسلط داشتند چيره مي شدند (سرهنگي، 1385، 70)

6- نمونه هايي از طنزهاي مبتني بر عبارت

1-6- ضرب المثل

برو كار مي كن

طبيعتاً كساني كه دانش آموز نبودند در خلال رفت و آمد به منطقه به كار و زندگيشان هم مي رسيدند. مرخصي كه مي خواستيم بياييم به اين قبيل برادران مي گفتيم: برو كار مي كن مگو كار چيست و آنها در جواب مي گفتند: حق با شماست ولي به حضرت عباس كار نيست! اگر كار بود ما اينجا چه كار مي كرديم؟ (فهيمي: 1380، 198)

استفاده از بيتي معروف كه حكم ضرب المثل پيدا كرده است و تغيير آن و ايجاد طنز از گونه هاي طنز عبارت به شمار مي آيد.

2-6- بازي زباني

مع خربزه

اوضاع غذا كه به هم مي ريخت دعاها سوزناكتر مي شد... از جمله دعاها يكي اين بود: «اللهم ارزقنا پلو، تحتهم كره، فوقهم كباب، يميني دوغ، يساري شربت، مع خربزه عليه السلام»، آن وقت بقيه آمين مي گفتند. آميني كه گوش فلك را كر مي كرد (فهيمي،1380،103)

انتقاد از وضع غذا با چنين دعاهاي عجيب و غريبي صورت مي گرفته است. استفاده از الفاظ دو زبان و تلفيق دعا با واژگان فارسي و ايجاد طنز، روش رايجي بين رزمندگان بوده است.

3-6-ضرب المثل

گفت: يك قاطر تركش خورده مي خواهم راحتش كنم. گفتم: حالا جواب زن و بچه اش را چه می دهی. اگر آن دنيا سرپل ذهاب جلويتان را نگرفت؟ (تاجیک161،1383 )

در اين نمونه، نويسنده از تشابه دو لفظ سرپل ذهاب و سر پل صراط كه به ترتيب نام يك منطقه جنگي و اصطلاحي ديني است، استفاده و ايجاد طنز كرده است. بايد توجه داشت که « سرپل صراط جلوي كسي را گرفتن » عبارتي كنايي و به نوعي ضرب المثل هم هست.

4-6- جناس

بعد از تقسيم كله پاچه بين دسته ها، سفره را پهن كرديم. آن روز شش عدد كله براي خودمان برداشته بوديم. عجب عدالتي داشتم من! خدا هم كاري كرد كه از دماغمان بيرون  بزند. كله پاچه خوردن همان و كله پا شدن همان! (همان، 355)

در اين خاطره، خود موقعيت، چندان شوخ طبعانه نيست و بلكه اقرار است به يك بي عدالتي! اما با فراهم شدن زمينه در پايان خاطره با استفاده جالب از تناسب تعبيرهاي كله پاچه و كله پا، ضمن اينكه مخاطب را با نتيجه بي عدالتي روبه رو مي سازد كند تا دلش خنك شود، ايجاد طنز عبارت م يكند!

7- اصطلاحات و عبارتهاي شوخ طبعانه

نمونه هاي كوتاهي از طنزهاي عبارتي از كتاب فرهنگ جبهه

برادراني كه مايل هستند، صاف (عمود) بنشينند!

...كليه برادران... با كبدشان فرق دارد!

...مي گفت: ديگر به من نگوييد « مشمول »... ! من « حاجي مول » هستم

كلو و اشربوا و لانق نقو!

... بله دكتر! گال دارد، اصلا او گاليور است!

هم چنين نمونه هايي از اين اصطلاحات كه در كتاب جنگ دوست داشتني كم نيست به اين قرار است:

ايها العراقيون! عجلوا بالتوبه قبل الموت (ص 334)

بعد از مردن سهراب، دعاي جوشن كبير خواندند! (ص، 149)

فهميدم براي من برنامه دارند و كاسه اي زير لگن حمام دارند! (ص 329)

شانس را مي بيني؟ لب دريا هم برويم بايد يك آفتابه آب با خودمان ببريم! (ص 330)

پدري ازتان در بياورم كه مرغان آسمان به حالتان كچل شوند! (ص 352)

من خودم صدتا مثل تو را مي برم لب آب، تشنه خفه مي كنم! (ص 329)

موش تو سوراخ نمي رفت، سوار دو طبقه مي شد! (ص 338)

8- تلفيق موقعيتها و عبارتهاي طنز

همان طور كه اشاره شد در موارد متعددي نويسنده خاطره از هر دو شگرد كلي ايجاد طنز يعني طنز موقعيت و طنز عبارت استفاده مي كند.

ميگ و ديگ

چند بار به او گوشزد كردم كه من با بقيه فرق دارم؛ چون بيش از 120 كيلو وزن دارم و بايد غذاي بيشتري بخورم، بي فايده بود هيچ وقت سير نمي شد.

...ناگهان صداي آژير قرمز در فضاي آشيانه پيچيد؛ در يك لحظه صف غذا به هم ريخت و همه به پناهگاه رفتند در مقابل من بيا پناهگاه! ... با قدم هاي مصمم به طرف ديگ رفتم. يكي از بچه ها ملتمسانه از داخل سنگر گفت: ابراهيم، ميگ ها آمدند. در يك لحظه به طرف او برگشتم و گفتم: ميگو ولش كن، ديگو بچسب... (پور بزرگ اواني، 1383)

در اين نمونه خاطره، كه انتقادي به تقسيم غذا و هم چنين بيانگر وضعيت خلبانان در محل خدمتشان است، طنز موقعيت با طنز عبارت تلفيق شده است. موقعيت خاصي كه با حمله هوايي دشمن در زمان تقسيم غذا به وجود مي آيد با رفتار جسورانه فرد در مي آميزد تا در نهايت اين موقعيت با طنزي كه مبناي عبارتي - جناس- دارد، كامل شود.

در اين خاطره، موقعيت ويژه يعني حضور در خاك دشمن عرب زبان، زمينه ايجاد طنز عبارتي شيريني را فراهم كرده است.

بچه ها پرسیدند «چيه چرا مي خواندي؟ » گفتم: «یک سگ بیرون است که فارسی حالی اش نمی شود» گفتند: «چرا چرت و پرت می گویی؟! مگر می شود؟ گفتم امتحان کنید. هر چه گفتم چخه حالی اش نشد، گفتم شاید توی عراق باید عربی گفت چخه. بعد گفتم الچخه!  فرار کرد و رفت آن طرف تر و با صدای بلند گفت الهاپ! الهاپ! (تاجیک، 301، 1383)

در مجموع، موقعيتها است كه خاطرات را خواندني مي كند؛ چرا كه با تغيير موقعيتي شخصيتها وضعي ايجاد مي شد كه مخاطب با ماجرا همراه مي شود و اين هنر نويسنده است كه از اين ميان، موقعيتهاي طنزآميز را كشف و ضبط كند و با استفاده از زبان متناسب و بهره گيري از ظرفيتهاي آن و به كارگيري عبارات و اصطلاحات شوخ طبعانه به خلق خاطراتي خواندني، انتقادي و اثرگذار دست بزند.

نتيجه گيري

خاطره به عنوان يك نوع ادبي در ثبت وقايع دفاع مقدس از زبان حاضران جنگ كارايي زيادي داشته و آثار درخور و شايست هاي نيز در اين زمينه به وجود آمده است.

خاطره نويسان دفاع مقدس بيانهاي متعددي در ايجاد آثارشان بهره برد هاند. در اين ميان ادبيات شوخ طبعانه از جايگاه ويژه اي برخوردار است كه با اهدافي همچون ايجاد نشاط و سرزندگي و انتقاد از وضعيت به كار رفته است. فراواني و تنوع اين شوخ طبعي ها نمايانگر روحيه و سرزندگي رزمندگان است و فرهنگ حاكم بر جبهه ها را بهتر مي شناساند. طنز به عنوان يكي از زير مجموعه هاي ادبيات شوخ طبعانه در موقعيت هاي مناسب مورد استفاده بوده است. از آنجا كه طنزهاي دفاع مقدس برآمده از اوضاع خاص حاكم بر جبهه ها بوده است، نوعي تازگي و نو بودن ويژه را با خود دارد.

طنز با توجه به رسالت خود، كه همانا آگاه سازي و انتقاد دلسوزانه است با شگردهايي همچون ايجاد موقعيت طنزآميز و اتكا به طنز عبارت، كه بر ظرفيتها و امكانات زباني مبتني است در خاطرات جايگاه ويژه اي دارد. در بعضي از خاطرات موفق از هر دو شگرد (موقعيت طنز و عبارت) به شكل تلفيقي و تركيبي استفاده شده است.

فهرست منابع

دهقان، احمد ( 1386 ). خاك و خاطره، نشر صرير، تهران.

هاشمي، سيدمحمدجواد ( 1386 ). مقاله خاطره نويسي در تنوري و عمل، گامي در راه علمي شدن

خاطره نويسي، بنياد حفظ آثار و نشر ارزشهاي دفاع مقدس، تهران.

سرهنگي، مرتضي ( 1385 ). مقاله خنده در اسارت، كتاب طنز ( 3)، به كوشش سيد عبدالجواد

موسوي، نشر سوره مهر، تهران.

كرد چگيني، فاطمه ( 1388 ). مقاله شكل دگر خنديدن، كتاب طنز( 5)، به كوشش سيد عبدالجواد

موسوي، نشر سوره مهر، تهران.

يوسف زاده، احمد ( 1387 ). لبخند در قفس، لشكر 41 ثارالله، كرمان، چ دوم.

حلبي، علي اصغر ( 1387 ). مقدمه اي بر طنز و شوخ طبعي در ايران، موسسه پيك ترجمه و نشر،

تهران، چ دوم.

تاجيك، سعيد ( 1387 ). جنگ دوست داشتني، انتشارات سوره مهر، چ سوم.

پوربزرگ، عليرضا ( 1383 ). پرواز در پرواز، مركز اسناد انقلاب اسلامي، تهران.

فهيمي، سيدمهدي ( 1382 ). فرهنگ جبهه، شوخ طبعي ها، چ سوم، 3 جلد، چاپ و نشر فرهنگ

گستر و انتشارات سروش، چ چهارم.

صدر، رؤيا( 1381 ). بيست سال با طنز، انتشارات هرمس، تهران ( 1382)

حري، ابوالفضل ( 1387 ). درباره طنز، انتشارات سوره مهر، تهران.

نيكوبخت، ناصر ( 1380 ). هجو در شعر فارسي، انتشارات دانشگاه تهران.

نظرات کاربران


کلیه حقوق این وب سایت متعلق به سایت پیشکسوتان جهاد و شهادت می باشد.

info@pishkesvat.ir